کِلاویه هایِ روح🌱
Kanalga Telegram’da o‘tish
زندگی، مانند کلاویه های پیانو است گاهی نت های روشن ،دلنشین وگاهی آوای تیره و غمگین مثل نت های پیانو اینجا قرار نیست همیشه یه موسیقی نواخته بشه.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
239
Obunachilar
-124 soatlar
-27 kun
-1130 kun
Postlar arxiv
الإنسان شگد ما يكبَر و يقوىٰ و يتعلم و يصير شي كُلش چبير يحتاج أحَد يتجّرد يمه من كُل هاي القوة وكُل المُسميات و المَكانات العالية و يبقىٰ بَعيد كُلش عنها، يحتاج شخص دائمًا يگدر يضعف يمّه شخص شگد ما كبر يحسه طفل و يحتضِنه الحَياة تضغط علىٰ كُل شخص بطريقه شكل و يحتاج علىٰ الأقَل گلب واحد بهالدنيا يضم روحه بي من كُلشي .
آدم خيال مى كند غم چیزی شبيه زخمى ست روى پوست؛ كه اگر زمان بگذرد، اگر گريه کنی، اگر کسی دستت را بگیرد، اگر صبح هاى بيشترى از راه برسند، بالاخره خشک مى شود و مى افتد. اما نه.
بعضی غم ها زخم نيستند؛ ريشه اند. میروند زير پوستت،
از گوشتت عبور مى كنند، به استخوانت مى رسند و آن جا خانه مى كنند. بعد، آن قدر آرام با تو یکی مى شوند كه دیگر نمى دانى كدام قسمتِ تو «تو» هستی و كدام قسمت غم است.
الان هیچی جز شب های بله برون حاج حسین یکتا تو اون نسیم خنک شلمچه
حالمو خوب نمیکنم
