آغازِ نگاه
Kanalga Telegram’da o‘tish
ثبت میکنم آنچه را جهان، در شتابِ عبورش، نادیده میگذارد؛ لحظههای خاموش و جزئیاتِ کوچکی که تنها با اندکی مکث، میتوان به حضورشان پی برد. t.me/HidenChat_Bot?start=7868635940
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
645
Obunachilar
+124 soatlar
+257 kun
+3230 kun
Postlar arxiv
648
و منمیان همین باریکه لرزان؛ نزدیک بودن و نبودن، زاده میشوم. جایی در نزدیکی سراب.. جایی میان مرگ و زندگی؛ نه آن قدر بی نقص و نه آن قدر محدود نه آن قدر زشت و نه آن قدر زیبا تلالویی در میان زمین و آسمان درمیان تاریکی و روشنایی نه رنج را کامل میفهمم، نه رهایی را؛ فقط چیزی میان این دو نفس می کشد. ندایی در من،که نه نام دارد؛ نه خاموش می شود. گویی در لحظه ای گیر کرده ام؛ که هنوز نیامده و دیگر گذشته است. مانند ستاره ای که جایی دیده می شود. و جای دیگر نهان است. شاید من فاصله میان دو هیچم؛ و هیچکس نام این میان را نمی داند.
648
در سکوتِ نورِ کم،
دست آرام از میانِ رنگها میگذرد؛
گویی هر خط، واژهایست
و هر لکهی رنگ،
جملهای ناتمام
که آرام ادامه پیدا میکند.🕯️🎨
