Gُoth Islamophobe ِFemcels Sُociety.
Kanalga Telegram’da o‘tish
313
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
+730 kun
Postlar arxiv
وااای اجی داری میبینیش خوشحااالممم/( ^-^ )\
این سریال تا لحظهی اخر برات سورپرایز داره؛ یعنی هی فکر میکنی خب دیگه چیز جدیدی نمیشه و عمق ماجرا رو گرفتم ولی ناگهان یه چَک جدید میزنه تو صورتت-
اینکه روبن نسبت به لزبین بودنِ مادر خودش و رابطهش با مادرِ نایل هیچ گاردی نداشت و پذیرفتش، نشونهی اینه که هوموفوبیک نیست و هیچوقت نبوده. ولی نایل اونی بود که وقتی همکلاسیهاش مامانش رو dyke خطاب کردن، انگار تریگر شد و انکارش کرد. این خودِ نایله که نسبت به گرایشش اینسکیوره و نمیخواد بپذیرهتش، پس همهش رو روی روبن پراجکت میکنه. نایلِ سرزنشگر تو ذهنِ نایل، چهرهی روبن رو داره. حتی اون کتکی که روبن آخرِ اپیزود دو به آلبی زد بهنظرم کاملاً نمادین بود. اینا برداشتهام از این دو اپیزوده و ازشون مطمئن نیستم.
#HalfMan
فکر کنم این دیگه سبکِ کارِ ریچارد گده. پرداختن به مقولهی toxic masculinity توی آثارش. تو #BabyRrindeer این پرداختن حولِ محور مردهای قربانیِ تجاوز بود و الآن #HalfMan داره تو مردهای گِی بهتصویرش میکشه.
دو اپیزود دیدم و حس میکنم کرکترِ روبن نماد toxic masculinity تو ناخودآگاهِ نایله. انگار خودش و تموم اینسکیوریتیهاش نسبت به گرایش و هویتِ جنسیش رو بهوسیلهی روبن مجازات میکنه. هربار میخواد احساسی رو ابراز کنه، یه پسر رو ببوسه، حتّی قبل از گفتنِ I do به دوستپسرش تو مراسم عروسیش، نگاهش روی روبن میفته. چه خودش برمیگرده به سمتش نگاه میکنه، چه روبن درست همون لحظه کاری میکنه که نگاهِ نایل بیفته روش.
#HalfMan
نوجوونیِ نایل اونقدر شبیه جیم کریه که یهجورایی اینکه خودش تو نقش نایلِ بزرگسال نیست داره اذیتم میکنه.
#HalfMan
+1
They're giving season 1 Ian and Mickey.
#HalfMan
#Shameless
الآن یه اپیزود از #HalfMan دیدم. داستانش بهنظر خیلی خیلی جذابه. از ریچارد گد کمتر از اینم انتظار نمیرفت.
He's giving Bruce Wayne. Don't know about the DCU, I found my Batman.
من که میدونم شما دردتون اینه که ژنهای مایندستِ شهادتپرستی که از آخوند به ارث بردیم هنوز تو رگاتونه و لوکی باور دارید که پارتنرِ کسی که وحشیانه توسطِ حکومت به قتل رسیده، "همسرِ شهید" و بلاهبلاهوبلاهو... بهحساب میاد و باید عینِ این شیعهها تا آخر عمرش هر روز بزنه تو سرِ خودش و بقیهی زندگیش رو تو بهشتزهرا به دعا و روضه خوندن بگذرونه و بدنش رو هم به "احترامِ شهید" تا ابد مهروموم کنه و تارکِ دنیا بشه.
طرف چیزی رو تجربه کرده که هیچ انسانی ازش اون آدمِ سابقی که بوده بیرون نمیاد. ما هیچوقت نمیدونیم شکلِ سوگواری هرکس و شیوهی cope کردنش با تروماش چطوریه و درونش چی درحالِ رخ دادنه.
