Sara Gholami Nejad
Kanalga Telegram’da o‘tish
روان درمانگر و هنردرمانگر | تحلیلگر روانشناختی فیلم و کتاب 🧠 درک عمیقتر از روان، روابط و خودشناسی 📍تراپی حضوری و آنلاین راه ارتباطی: @SaraGhPsychologist پیج اینستاگرام : https://www.instagram.com/sara_gholaminejad?igsh=MWhoOXN3M3Z3d3BhZg==
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
226
Obunachilar
+124 soatlar
+17 kun
+130 kun
Postlar arxiv
چیزی که ما از بیرون از یک فرد افسرده میبینیم، با چیزی که درونش میگذرد یکی نیست.
📌 تمرین: امروز به جای اینکه با غمت بجنگی، سعی کن بقیهی حسهات رو هم بشناسی و بهشون اجازهی حضور بدی. تو فقط غمگین نیستی.
#افسردگی #روانشناسی #خودشناسی #سلامت_روان #خطای_شناختی
@sara_Gholaminejad
۱ آبان، روز بزرگداشت پدر نثر فارسی، ابوالفضل بیهقی گرامی باد 🤍
«و عادت ِ زمانه همین است که هیچچیز بر یک قاعده بِنمانَد و تغییر به همهچیزها راه یابد.»
_ تاریخ بیهقی
🧠 از نگاه روانشناسی رنج بزرگ انسان از جایی آغاز میشود که میخواهد دنیا را روی یک قاعده و طبق انتظار خود ثابت نگه دارد. سلامت روانی، در توانایی ما برای «پذیرش تغییر» و انعطافپذیری در برابر عدم قطعیتهای زندگی نهفته است.
#تاریخ_بیهقی #انعطاف_پذیری_روانی #پذیرش #سلامت_روان
@sara_Gholaminejad
جامعه مدرن به ما دیکته میکند که ارزش آدمها به جایگاه شغلی، ثروت و جوان بودنشان است. موری که تواناییهای فیزیکی خود را یکی پس از دیگری از دست میدهد، نظام ارزشی جامعه را به چالش میکشد.
این بخش یادآور نظریه ویکتور فرانکل در کتاب «انسان در جستجوی معنا» است.
فرانکل معتقد است معنای زندگی را میتوان از سه راه کشف کرد: خلق یک اثر یا کار، تجربه کردن چیزی یا مواجهه با یک عشق، و نگرشی که در برابر رنج اجتنابناپذیر اتخاذ میکنیم.
موری رنج بیماری را به خِرد تبدیل میکند و به میچ میآموزد که ارزش انسان به "بودن" اوست نه "داشتههای" او.
#سه_شنبه_ها_با_موری #تحلیل_فیلم
@sara_Gholaminejad
مردم از همون چیزی که آرزوی داشتنش رو دارند، متنفرند...
📚 جزء از کل
👤 استیو تولتز
@sara_Gholaminejad
برای اینکه بفهمیم چطور این جذب در همان برخورد اول اتفاق میافتد، باید به ۵ مکانیزم ناخودآگاه توجه کنیم:
۱. تشخیص «فرکانس آشنایی» / زخمهای آشنا:
مغز ما در بزرگسالی به دنبال چیزهایی میگردد که در کودکی تجربه کردهایم.
🔹 فرد اضطرابی یاد گرفته برای گرفتن توجه باید تلاش کند (چون طرف مقابل همیشه دور بوده).
🔹 فرد اجتنابی یاد گرفته نزدیکی خطرناک است و باید مستقل بماند.
وقتی این دو همدیگر را میبینند، ناخودآگاهشان میگوید: «آها! این همان حس آشناست!». سردی اجتنابی برای مضطرب جذاب است (شبیه والدی که باید توجهش را جلب کرد) و گرمی مضطرب برای اجتنابی حس «تایید شدن» میآورد.
۲. ظاهر جذابیتهای متضاد در روزهای اول:
🔹 فرد اجتنابی در ابتدا بسیار با اعتماد به نفس، مستقل، آرام و مرموز به نظر میرسد. این ظاهر «قوی»، برای فرد مضطربی که خودش را نیازمند میبیند، به شدت امن و جذاب است.
🔹 فرد اضطرابی بسیار گرم، صمیمی و شنوندهی خوبی است. این ظاهر «پرشور»، برای فرد اجتنابی که در ابراز احساسات مشکل دارد، جذاب است و به او حس «زنده بودن» میدهد.
۳. بازی «فضا دادن» و «تعقیب کردن»:
فرد اجتنابی کمی فاصله نشان میدهد. همین فاصله باعث میشود فرد اضطرابی فعالتر شود و برای نزدیک شدن تلاش کند. این تلاش مضطرب، دقیقاً به غرور فرد اجتنابی که از صمیمیت میترسد التیام میبخشد.
۴. تفسیر اشتباه نشانهها:
چون هنوز شناختی نیست، رفتارها اشتباه تفسیر میشوند:
🔹 فرد مضطرب، «سردی» طرف مقابل را به حساب «متانت» یا «شخصیت قوی» میگذارد و فکر میکند میتواند دیوار یخ را آب کند!
🔹 فرد اجتنابی، «چسبندگی» طرف مقابل را به حساب «عشق واقعی» و «وفاداری» میگذارد و از اینکه کسی اینقدر به او توجه میکند، لذت میبرد.
۵. «آنتنهای حساس» برای ارضای نیازها:
این افراد ناخودآگاه کسانی را انتخاب میکنند که نیاز عمیقشان را ارضا کند. مضطرب کسی را میخواهد که دستنیافتنی باشد تا حس «قهرمانی و نجاتدهندگی» کند. اجتنابی هم کسی را میخواهد که سریع دلبسته شود تا وقتی عقب کشید، یک نفر پشتیبان داشته باشد، اما نه آنقدر نزدیک که حس خفگی کند!
خلاصه که این دو در برخورد اول، نه با عقل و منطق، بلکه با زخمهای ناخودآگاهشان آشنا میشوند. هر کدام در دیگری توهم چیزی را میبینند که سالهاست دنبالش هست. به همین دلیل است که جذب این دو در مراحل اولیه، بسیار شدید، رمانتیک و در عین حال توهمآمیز است.
#دلبستگی #دلبستگی_اجتنابی #دلبستگی_اضطرابی
@sara_Gholaminejad
امروز میخوام درمورد این موضوع باهاتون حرف بزنم
اینکه افراد با سبک دلبستگی مختلف چجوری جذب همدیگه میشن؟ از کجا میفهمن طرف مقابل اجتنابیه یا اضطرابی که باهاش برن توی رابطه...
چجوری متوجه میشن که طرف مقابلشون چه نوع سبک دلبستگیای داره؟
یعنی میخوام بدونم در برخورد اولیه آدمها چی از همدیگه درک میکنن؟
سارتر در یادداشتی درباره "کودکی یک رئیس" مینویسد:
لوسین فلوریه به یک قدمی این احساس رسیده است که وجود دارد ولی آن را نمیخواهد، میگریزد و به تامل در حقوقش پناه میبرد: زیرا حقوق وجود ندارد، ولی ممکن است باشد. بیفایده است... فرار از وجود باز هم وجود داشتن است.
در این وبینار، همین «فرار از وجود» و تولد یک رئیس را با هم واکاوی میکنیم.
🗓 چهارشنبه ۲۹ مهر
⏰ ساعت ۱۹
💻 گوگلمیت
💰 ۴۰۰ هزار تومان
📩 ثبتنام: @SaraGhPsychologist
#کودکی_یک_رئیس #تحلیل_کتاب
همهی ما در زندگی چیزهایی را تجربه میکنیم که سختاند: غم، ترس، تنهایی، سوگ، یا حتی احساسی که نمیدانیم اسمش چیست. گاهی این احساسها آنقدر سنگیناند که نمیتوانیم دربارهشان حرف بزنیم. نه اینکه نخواهیم، نه — واقعاً واژهای برایشان پیدا نمیکنیم. فقط حس میکنیم چیزی درونمان سنگینی میکند و ما هم آن را با خودمان اینور و آنور میبریم.
اینجاست که هنر به میدان میآید. هنر به این رنجهای بینام و نشان، شکل و زبان میدهد. یک نقاشی، یک شعر، یک آهنگ، یا حتی یک فیلم میتواند چیزی را که درون ما مبهم و گنگ بود، به تصویر یا صدا تبدیل کند. ناگهان چیزی میبینیم یا میشنویم و با خودمان میگوییم: «دقیقاً همین! من هم همین را حس میکردم، ولی نمیدانستم چطور بگویم.»
نکتهی مهم این است که هنر رنج را از بین نمیبرد. قرار هم نیست جادویی باشد که غم را محو کند. اما کاری میکند که آن رنج از یک تودهی سنگین و بیشکل، تبدیل شود به چیزی که میتوانیم به آن نگاه کنیم. وقتی چیزی را میبینیم و میشناسیم، دیگر آنقدرها هم ترسناک نیست. میتوانیم با آن روبهرو شویم، در آغوشش بگیریم، و کمکم یاد بگیریم با آن زندگی کنیم.
این ایده، در واقع چیز تازهای نیست. فیلسوف بزرگی به نام نیچه، حدود صد و پنجاه سال پیش، در کتابی به نام «زایش تراژدی» دربارهی همین موضوع حرف زده است. او در بخش هفتم این کتاب توضیح میدهد که زندگی همیشه زیبا و راحت نیست؛ هستی جنبههای ترسناک و بیرحمانهای هم دارد که نمیشود انکارشان کرد. اما هنر — و بهطور خاص هنر تراژدی — به ما اجازه میدهد با همین جنبههای هولناک روبهرو شویم، بدون اینکه خرد شویم.
نیچه میگوید هنر از ترکیب دو نیرو ساخته میشود. یک نیرو که ما را با آن چهرهی ترسناک و بیقاعدهی زندگی روبهرو میکند — همان چیزی که نمیشود کنترلش کرد و گاهی ما را میترساند. و نیروی دیگر که به این ترس شکل و صورت میدهد؛ مثل پردهای که روی یک منظرهی وحشتناک میکشیم تا بتوانیم به آن نگاه کنیم بدون اینکه از ترس فرار کنیم. هنر دقیقاً در همین نقطه کار میکند: نه رنج را پنهان میکند، نه ما را در آن غرق میکند. بلکه آن را طوری نشانمان میدهد که بتوانیم تحملش کنیم و حتی از دلش چیزی یاد بگیریم.
پس شاید بشود اینطور گفت: هنر یک جور همراه است. وقتی زندگی سخت میشود، وقتی حرفها در گلویمان گیر میکند، هنر آن حرفها را به جای ما میزند. و همین که میبینیم کسی — یک شاعر، یک نقاش، یک خواننده — توانسته آنچه را ما حس میکردیم بگوید، احساس میکنیم تنها نیستیم؛ و همین احساس «تنها نبودن»، خودش نصف راهِ تاب آوردن است.
#هنردرمانی
@sara_Gholaminejad
📌 چرا وقتی وارد روابط عاشقانه میشوید، بیشتر احتمال دارد که با اجتنابیها آشنا شوید؟
● اجتنابیها معمولاً بهکرات روابط خود را قطع میکنند. آنها عواطف و هیجانات عاشقانه را سرکوب میکنند و به همین دلیل خیلی زود شریک عاطفی خود را کنار میگذارند؛ در نتیجه ممکن است تقریباً بلافاصله دوباره وارد یک رابطهٔ عاشقانه شوند. به این ترتیب، آنها بارها و بارها و برای مدت طولانیتری در عرصهٔ روابط عاشقانه حاضر میشوند.
● افراد با سبک دلبستگی ایمن، پیش از یافتن کسی که با او به آرامش و ثبات برسند، با شرکای عاطفی زیادی مواجه نشدهاند. آنها وقتی به تفاهم و توافق میرسند، رابطهای پایدار و متعهدانه شکل میدهند؛ در نتیجه، مدت زمان بیشتری طول میکشد تا دوباره وارد عرصهٔ روابط شوند ( البته اگر اصلاً دوباره وارد شوند).
● مطالعات نشان میدهد که احتمال ورود اجتنابیها به رابطه با یک فرد اجتنابی دیگر کم است، زیرا آنها حلقهٔ پیونددهندهای با یکدیگر ندارند. در واقع، در پژوهشی که زوجهای درون رابطهٔ عاشقانه را بررسی کرده است، حتی یک زوج اجتنابی دیده نمیشود.
وقتی با فرد جدیدی آشنا میشوید، احتمال اینکه او سبک دلبستگی اجتنابی داشته باشد بسیار زیاد است — بسیار بیشتر از سهم نسبی آنها در جمعیت، یعنی ۲۵ درصد. آنها نهتنها سریعتر به چرخهٔ روابط عاشقانه بازمیگردند، بلکه اغلب به ارتباط با یک نفر بسنده نمیکنند و بیشتر با افرادی با سبک دلبستگی اضطرابی وارد رابطه میشوند تا با افراد ایمن. این جذب متقابل میان اجتنابی و اضطرابی، اغلب چرخهای از تعقیب و فاصلهگرفتن پدید میآورد.
#دلبستگی #دلبستگی_اجتنابی #دلبستگی_اضطرابی
@sara_Gholaminejad
🎬 پنجشنبههای سایکو سینما | این هفته: سهشنبهها با موری
پیشنهاد میکنیم پیش از شرکت در رویداد، حتماً این فیلم را با دقت تماشا کنید تا آمادگی کامل برای تحلیل این اثر روانشناختی را داشته باشید.
این جلسه تعاملمحور و مبتنی بر فیلمدرمانی است؛ فیلم را نه فقط برای فهمیدن، بلکه برای تجربهی درونی و شخصیسازی به کار میگیریم.
🗓 پنجشنبه ۳۰ مهر
⏰ ساعت ۱۹
💻 گوگلمیت
💰 ۳۵۰ هزار تومان
📩 برای ثبتنام به آیدی زیر پیام دهید:
@SaraGhPsychologist
#سه_شنبه_ها_با_موری #Tuesdays_with_Morrie #تحلیل_روانشناختی #روانکاوی #فیلم_درمانی #سینما_و_روانشناسی #تحلیل_فیلم #پنجشنبه_های_سایکوسینما
🎬 پنجشنبههای سایکو سینما | این هفته: سهشنبهها با موری
تا حالا شده یه فیلم ببینی و بعدش چند روز ذهنت درگیرش باشه؟
یا حس کنی یه چیزی توی فیلم هست که انگار مستقیم به خود تو اشاره داره؟
موری، استادی که به یه بیماری لاعلاج مبتلا شده، هر سهشنبه با شاگرد قدیمیاش میچ ملاقات میکنه. میچ که ۱۶ ساله از استادش غافل بوده، حالا با مردی روبهرو میشه که در آستانهی مرگ، بیشتر از هر کسی دربارهی «زندگی» میدونه...«سهشنبهها با موری» فقط یک فیلم احساسی نیست. یک کالبدشکافی از اضطراب مرگ و جستوجوی معناست. این هفته دور هم جمع میشویم تا این فیلم را نه به عنوان سرگرمی، بلکه به عنوان یک متن روانشناختی بخوانیم. این یک جلسهی تعاملمحور است و شما قرار است مشارکت کنید. همچنین بخشی از جلسه به فیلمدرمانی اختصاص دارد؛ یعنی فیلم را نه فقط برای فهمیدن، بلکه برای تجربهی درونی و شخصیسازی به کار میگیریم. 🔹 مرز بین «پذیرش» و «انکار» کجاست؟ 🔹 و چرا مواجهه با مرگ، تنها راه زیستن اصیل است؟ 🗓 پنجشنبه ۳۰ مهر ⏰️ ساعت ۱۹ 💰 ۳۵۰ هزار تومان 💻 گوگلمیت 📩 برای ثبتنام: @SaraGhPsychologist منتظرتان هستیم🌱
✨️ وقتی رهگذر پرسید: چقدر مسافت مانده؟
فیلسوف پاسخ داد: قدم بردار.
این پاسخ روانکاو به بیمار است؛ زمانیکه
میپرسد کی بهبود مییابم؟
👤 زیگموند فروید
📄 مقاله درباره شروع درمان (۱۹۱۳)
@sara_Gholaminejad
✨️ انسانی که مدام به دنبال برتری بر دیگران است، در واقع دارد از احساس حقارتش فرار میکند.
– آلفرد آدلر
@sara_Gholaminejad
🔴 تغییر تاریخ وبینار «کودکی یک رئیس»—فرصتی دوباره!
همراهان عزیز،
با عرض پوزش، تاریخ برگزاری وبینار به چهارشنبه ۲۹ مهر موکول شد.
این تغییر فرصتی است برای عزیزانی که تمایل داشتند، اما فرصت مطالعه نداشتند!
چرا یک پسر معمولی به «رئیس» تبدیل میشود؟ سارتر در این رمان کوتاه، روانکاوی را به چالش میکشد و ما در این وبینار با هم تحلیلش میکنیم.مناسب برای علاقهمندان به روانشناسی، ادبیات و فلسفه—نیازی به آشنایی قبلی نیست. 🗓 چهارشنبه ۲۹ مهر ⏰ ساعت ۱۹ 💻 گوگلمیت 💰 ۴۰۰ هزار تومان 📩 ثبتنام: @SaraGhPsychologist #کودکی_یک_رئیس #تحلیل_کتاب #سایکو_بوک #روانشناسی #کارگاه_آموزشی #نقد_کتاب #کتاب_درمانی
ذهن ما استاد توهمسازی است.
روانکاوان و عصبپژوهان، زندگیشان را صرف نفوذ به پندارهای کاذبمان کردهاند تا بتوانند ماهیت واقعیت را تشخیص دهند.
با اینحال، بهکارگیری ذهن، که خودش ماشین تولید توهم است، برای درک توهم و گذر از آن، بامحدودیتهایی مواجه است.
درحالی که مسئله توهم همچنان بهشکل راز باقی مانده، اما یکچیز مشخص است:
تجربه آگاهانه پر از تحریف است.
با اینکه هدف بسیاری از این تحریفها افزایش احتمال بقاست، اما رنج بسیاری باخود به همراه میآورد، رنجهایی که افراد را به درمان میکشاند.
📚 چرا رواندرمانی موثر است؟
👤 لوئیس کازولینو
@sara_Gholaminejad
🎧 کتاب صوتی «مستاجر»
👤 رولان توپور
🗣 روایت: آرمان سلطانزاده
دیشب دربارهی فیلم حرف زدیم.
حالا نوبت منبع اصلیه.
رمانی که پولانسکی ازش اقتباس کرد — خامتر، عمیقتر و آزاردهندهتر از فیلم.
اگه دوست داری بعد از تحلیل، خودت هم بری توی لایههای داستان و از زاویهی خودت کشف کنی، این کتاب رو از دست نده.
#مستاجر #رولان_توپور
@sara_Gholaminejad
✨️ کسانی که به ما زخم زدهاند به جای آن که احساس گناه کنند، اغلب از ما متنفر میشوند، زیرا وجود ما، به آنها یادآوری میکند که تا چه اندازه پست و فرومایه هستند.
_ آلن دوباتن
@sara_Gholaminejad
ترکوفسکی در آپارتمانش (با هفت آینه) دائماً خود را در آینه میبیند. اما آینه تصویری واحد و تأییدکننده به او نمیدهد. این «تأیید نشدن» هویت در آینه، بحران او را عمیقتر میکند. در لحظهای کلیدی، او با لباس زنانه در آینه به خود میگوید: «فکر میکنم باردارم!». این لحظه نشان میدهد که او دیگر نه فقط در ظاهر، بلکه در ذهن و روان نیز خود را سیمون میبیند.
#مستاجر #تحلیل_فیلم
@sara_Gholaminejad
