uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Octopus<3🐙

Octopus<3🐙

Kanalga Telegram’da o‘tish

start_1404/02/23 :)))🤍

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
149
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-367 kun
+5630 kun
Postlar arxiv
‌حسرت‌ها تبدیل میشن به، نفس عمیق، سکوت و نگاه سرد!

Nafas.mp31.94 MB

زندگی دخترا تو ایران علاوه بر کودکی و نوجوانی و جوانی یه مرحله اضافه هم داره با نام
«جنگیدن با خانواده برای به دست آوردن آزادی های فردی»😮‍💨

i am fleeing this city and your people من فراریم ازین شهر و آدمای توش . .

sticker.webp0.05 KB

کاش هیچوقت به دنیا نمیومدم :))

کاش بشه امشب شب آخرم باشه کاش بخوابم و دیگه بیدار نشم⚰🖤

یه قسمتی ازم داره برای از هم نپاشیدنم به شدت تلاش می‌کنه.

موی عزیزم هیچ کدوم از مسائل زندگی من به تو ربطی نداره ، لطفاً نریز.

خستم :)🖤

2:22

اینقدر عصبی و افسرده و بی حوصله شدم که دیگه خودم هم خودمو نمیشاسم :)⚰🖤

یه زمانی بدون اینکه خودت بفهمی یه آدم دیگه‌ای میشی؛ بیشتر سکوت میکنی، دیرتر باور میکنی و‌ کمتر رنج میکشی.

مقصر همه چی خودمم! مقصر حال بدم، مقصر تمام مشکلایی که سر رام میاد، مقصر ناموفق بودن روابطم، مقصر این همه روز و شب اذیت شدنم، مقصر همه چی… دائما دارم با خودم کلنجار میرم که چرا؟؟؟ چرا لحظه ها دارن اینجوری برام سپری میشن؟ چرا اینقدر زندگی سخته؟ جوابشون و نمیدونم فقط میدونم من مقصر همه ی مقصرام.

در میان هیاهوی آدم‌ها گم شدم، هیچ دستی نیست که آرامم کند.

:))

ساکت شدم، چون فهمیدم درد من برای کسی مهم نیست.

3:23

لطفا چند دقیقه دست از تلاش برای موندن تو زندگی آدم‌ها بردارید و ببینید آیا کسی برای شما باقی می‌مونه یا نه.

او تلاش می‌کرد که حالش خوب شود و انسان شادی باشد، قدم می‌زد، می‌رقصید، گریه می‌کرد، با دوستانش وقت می‌گذراند، کتاب می‌خواند، سفر می‌رفت، اما هرچقدر که تقلا می‌کرد، باز هم چیزی از سنگینی قلبش کم نمی‌شد. انگار خلأ ای در او بود که با هیچ چیز پر نمی‌شد.