labyrinth
Kanalga Telegram’da o‘tish
♡゙ : good riddance, i guess. ⋆ @laberinthbot◞ @HoldingOnToHeartache
Ko'proq ko'rsatishEron147 651Toif belgilanmagan
317
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+5330 kun
Postlar arxiv
317
«چقدر به خودت سخت میگیری» نه.
من فقط زیادی فکر میکنم، زیادی میفهمم، زیادی احساس میکنم. بیشتر از حد معمول حواسم به اتفاقات و جزئیات اطرافم هست و همینا باعث میشه متوجه چیزایی بشم که واسم آزار دهندست. یا حتی ممکنه ادمایی که ازشون انتظار دارم کارایی بکنن که فرای صبر و تحمل من باشه و بخوره تو ذوقم و برگردم به خودم بگم «اصلا ارزششو داشت؟ ارزش این همه بها و اهمیتی که بهش دادی رو داشت؟ ارزش صبرتو داشت؟»
و شاید هم حق داشته باشم ولی درنهایت، من میمونم و فکر "تقصیر خودته"
317
Repost from N/a
من از صحبتهای سطحی و کوتاه بدم میاد.
دلم میخواد درباره زندگی، مرگ، فضا، سکس، جادو، قهوه و میوه، طعم بستنی موردعلاقهات، معنای زندگی، کهکشانهای دوردست، دروغهایی که گفتی، نقصهات، عطرهای مورد علاقهات، کودکیات، چیزهایی که شبها بیدارت نگه میدارن، اینسکیورتیها و ترسهات حرف بزنم.
من آدمهای عمیق رو دوست دارم، اونهایی که با احساس حرف میزنن، با فکر و ذهن پیچیده و متفاوت.
نمیخوام فقط بدونم "چطوری؟"
317
«غزل، تو این آهنگ رو واقعا یک جور دیگه میزنی، اصلا آدم ناخودآگاه به فکر فرو میره، انگار تمام احساساتت توشه، انگار از ته قلبت میخونیش. همیشه همینطوری با احساس بمون، باشه؟»
317
band-aids and bullet holes don't go i can't unhear shit i've been told guess i never healed right maybe it's a green light, but i can't go.
317
Repost from ماهی قرمز
اعتراض مردمی بود؟ نه عزیزمن هنوزم هست، هنوزم ما جنازهٔ بچههامون و نتونستیم بگیریم چون باید برای کشتن بچههامون بهتون پول بدیم، ما هنوز جای بعضی از بچههامون و نمیدونیم حتی نمیدونیم زندهن یا مردن، بعضی از بچههامون و از تو خونهشون بردن و ما نمیدونیم تو چه وضعیتی شبا میخوابن یا چی میخورن و التماسشون میکنیم که بیغیرت باشن تا نجات پیدا کنن
317
«مراقب خودت باش» و زنده بمون، من نگرانتم، حالت برام مهمه، بهت اهمیت میدم و دوستت دارم و واسم با ارزشی و دوست ندارم از دستت بدم یا ازت بی خبر بمونم. توی این جنگ و توی این روزای سیاه وجودت واسم مثل نوره، خاموشش نکن.
317
شب همه بخیر جز آدمای دروغگو و ترسو، امیدوارم اونا کابوس ببینن. (یا تو خواب سکته کنن، واسم مهم نیست)
