uz
Feedback
نوفپ رُشدیسم فردی

نوفپ رُشدیسم فردی

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا رفتار و تمرکز، مهندسی می‌شن. روان شناسی+ فیزیک + ریاضی + علوم اعصاب == تغییرِ عادت و تنظیمِ مغز. ⚡️نه فقط محتوای انگیزشی؛ بلک مواجهه، پروتکل و عمل. از تئوری تا اجرا؛ از رنجِ دانایی، تا اوجِ توانایی.

Ko'proq ko'rsatish
1 710
Obunachilar
+5924 soatlar
+877 kun
+38630 kun
Postlar arxiv
💊روز سوم👇🏻

⚡️ روز دوّم👆

روز دوم امروز حس میکردم یه حالت رو زمین بودن دارم، واقعا سخته توصیفش کنم ولی انگار آدم قبلی نیستی... این شروع روز و وسطای روز بود، همشم اون حسای دیروز با شفافیت و جذابیت بیشتری تو بدنم حس میشدن، اما جای جالبش این بود که فهمیدم برای کشتن یک جنگجو لازم نیست خنجر رو بکنی تو قلبش، کافیه با 50 تا زخم کوچیک زخمیش کنی، این روشیه که وایکینگ ها و خیلی از قبایل برای کشتن افراد مختلف تو عصر های مختلف استفاده کردن،
حالا منظورم چیه؟
یه آدم در طول روز کمِ کمِ 30 40 بار گوشیشو چک میکنه، این یعنی چی؟ یعنی یه زخم سطحی رو سیستم پاداش مغزت، بای بای انگیزه، بای بای حوصله، بای بای تمرکز، و فکر کن هرروز 30 بار 40 بار داری از این زخما به مغز بیچاره ات میزنی و بعد میگی چرا حالم خوب نیست، این زمانی داره رخ میده که یک لحظه مغز میخواد پردازش کنه احساسات و استرس و افکارتو ولی فورا دستت میره به گوشی...! مثل نیش زنبوره، اول بی حس کننده(مورفین) میزنه ولی بقیش سمّه که وارد شریانت میشه. امروز زندگیم حس واقعی بودن بیشتری داشت، بیشتر حس کردم تو یه ویدیو گیمم، یا حالا هرچی که میخوای اسمشو بزاری، واقعا ما زندگیه قبل اینترنت رو تقریبا از دست دادیم، یه دنیای کوچیک با پروفایل و بیو و فالووینگ و فالور هامون برا خودمون درست کردیم که هرروز داریم تو اون چرخ میزنیم و توهم اینو داریم که داریم زندگی میکنیم ولی زندگی واقعی اون زمانی بود که برا دیدن دوستت داشتی از ذوق و شوق میمردی، برای خریدن یه چیز جدید، برا خوندن و آشنا شدن با یه موضوع، خوندن یه کتاب تا دو نصف شب و سیر نشدن ازش، نه این زندگی کدر و بی رنگ و روح که دیگه کسل کننده شده با اینکه همه امکانات تا ته رفته بالا....!
یه سوال دارم امروز ازت که وقتی واقعا جواب میده که بتونی همه چیز میزای داخل ذهنتو ببری بزاری تو کشو و درشو قفل کنی و بعد بهش فکر کنی و با صداقت و جرئت جواب بدی. -اگر اینترنت، گوشی و... رو ازت بگیرن چی ازت میمونه که بشه روش چیزی ساخت؟؟! چند درصد از تو باقی میمونه؟
اگر جوابت هیچیه یا نزدیک بهش واقعا نیاز داری رو این مسئله کار کنی. این داستان ادامه دارد....! #NPhone 🎧 @ACT_PODCAST

امروز روز اول بدون گوشیه، راستشو بخواید حسی سیگاری ای رو دارم که سیگارشو ازش گرفتن، یه حسی هست که انگار یه چیزی کمه، انگار یه چیزی رو از دست دادم، پشت دستام گردنم، داخل سرم انگار یه حفره و یه گرمای نه چندان خوشایند که انگار فولاد ذوب شده رو خیلی آروم میریزی روش، نمیدونستم یه تیکه آهن پاره و با یه تعداد خرده شیشه انقدر میتونه منو تحت تاثیرش قرار بده، تازه منی که سعی کردم تو سال ها و ماه های گذشته خیلی کنترل شده تر استفاده اش کنم، اول ما تکنولوژی و ابزاری به اسم گوشی یا هرچی دیگه رو میخریم که در خدمت ما باشه، ولی تا به خودمون میاییم میبینیم ذهن و احساسات و جهان بینی ما آدما به این بزرگی در خدمت این کوچولو های نانازه تو جیبمونه، تازه بابت برده بودن پول خوبی هم پرداخت میکنیم هم بسته های اینترنتی هم اشتراک ها و هم.... تو ساعت های اول چیز خاصی حس نکردم فقط یه محرک ذهنی میخواستم چیزی که خودمو سرگرم کنم ولی وقتی تو اتوبوس بودم و 5 6 ساعت راه بود و این بهم نرسید، حس اصلی تر پشت اون خواسته رو شد، یه خوابالودگی شدید، و جاتون خالی تخت خوابیدم، انگار لازمش داشتم ولی انقدر مغزم بمبارون میشده که اصلا فرصت استراحت بدون استرس و اضطراب رو نداشته، بدون این که تو فکر این باشه که فلانی چی فرستاد، فلان چیز چیشد؟ بعدش اون حسایی که قبلتر گفتم میان، بیشتر شبیه حسّ نسخی هستن، با اینکه تجربه نکردم ولی حدس میزنم همچین چیزی باشه. بعدش ذهنت شروع میکنه تمام بارهایی که اینترنت و گوشی زندگیتو نجات داده رو برات تعریف میکنه، یادته با فلانی تو فلان جا آشنا شدی و زندگیت تغییر کرد؟ یادته ؟ ولی این فقط 1 درصد ماجراست، کار درست اینه که تو اون لحظه لازمه واقعیتو به خورد خودمون بدیم ولی همشو نه یه تیکه کوچیک و خوشمزه ازش، از اون زمانی که اینستا و گوشی و اینترنت وارد دنیای بچه گانه ما شد، دیگه زندگی اون رنگ سابق رو نداشت، کمپانی های چند میلیارد دلاری جوری با بهره گیری از روان شناس ها و عصب شناس های روز دنیا تمام ویبره های گوشی و صدای های نوتیفیکشن و گرافیک UI و UX رو طراحی میکنن که به بهترین شکل بتونن شکار خودشون رو تو تله بندازن، من اسم اینو میزارم "مهندسی هک مغز". ولی من امروز اینجام و خوشحالم از تصمیمی که گرفتم، چون دنیای عظیمی که موبایلا و تکنولوژی های در اختیارمون میزاره :
1) مغز ما براش طراحی ذاتی نشده و نیاز به آموزش و شرطی سازی آگاهانه داره، یعنی چی؟ یعنی نیاز داره جوری سیمکشی بشه که مغز فقط به عنوان ابزار بهش نگاه کنه نه یه همدم و دوست یا وسیله سرگرمی، چون هر چقدر بیشتر تو دنیای مجازی باشی، همونقدر عضله های زندگی کردن تو دنیای واقعیت آب میره. 2) با توجه به نامحدود بودن این دنیا برای یک آدمیزاد محدود، مثل این میمونه یه بچه رو بندازی وسط اقیانوس، بدون تجهیزات، بدون قایق، بدون همراه، بدون آموزش شنا کردن و.... یا کوسه میخورتش یا غرق میشه.
این داستان ادامه دارد....! #NPhone 🎧 @ACT_PODCAST

🎯روز 1

دوستان تصمیم گرفتم چالش سی روزه #no_phone که میرم رو هرروز بصورت روزنگار تجارب و مسائلی که درونش هست رو باهاتون به اشتراک بزارم
هرروز بین ساعت 6 تا 6:30
🎧@ACT_PODCAST

روز پسر‌ مبارک🔥🤝

خیلی موافقم با این صحبت... مخصوصا بخشی که میگه ذره ذره شو لازمه بیافرینی.
یه دیدگاه جالبی تو مسیر رشد هست که جالبه، تو ویس کوتاه قبل شنیدنیش. 🎧 @ACT_PODCAST

دیدگاه رُشد برای مهندسی موّفقیت
⚡️بهتره چطوری به فرآیند موفقیت و تلاش نگاه کنیم تا تلاشمون رو مستمر ادامه بدیم؟ 📌استعاره خلاقانه و نوآورانه ای که هیچ جا درموردش نشنیدی ولی راست کار خودته...! 🥊وقتی طناب کشمکش با ذهن و احساسات رو انداختیم بریم چیکار کنیم؟
توضیح و بسطِ سه مولفه مهم تو مسیر موفقیت و به دست آوردن هرچیزی:
1. استمرار & تداوم 2. عضله سازی 3. مدیریت هیجان و مهارت جا نَزدن #micro_Podcast 🎧 @ACT_PODCAST

عَمَل

اِقدام

چیکار میشه کرد؟

میترسی از اینکه چیزی رو خراب کنی؟ امتحانت؟ قرارت یا ...؟ کلافه ای؟ دیگه نمیکشی؟ زیر بار کلی کار غرقی؟ فکرات انگار تموم نمیشن؟
این ویس از نون شب برات واجب تره - مکملی از ابزارهای عمیق و عملی 🔧 - واقعیت هایی که یه زمانی میدونستیشون ولی الان تو گِردآب زندگی فراموششون کردی که داریشون. ابرقدرتی که فراموشش کردی که داریش---> برگشتن به این لحظه به این مکان به این ثانیه....! 🎧 @ACT_PODCAST

🧩 چطوری از وضع افسرده مون در بیاییم؟ 🪝 چطوری نزاریم ذهنمون مارو تو یه مارپیچ بی انتها بندازه؟ 📍 سوالی که تو سخت ترین شرایط از خودمون میتونیم بپرسیم؟؟؟ 📍 چِطور بالاخره کارایی که عقب میندازیم رو شروع کنیم؟ 🎧 @ACT_PODCAST

یه سوال مهّم:
📚 لازمه هر کتاب رو شروع کردیم به خوندن تا آخرش بخونیم؟
آیا شده تابحال یک کتابی رو شروع به خوندن کرده باشید ولی بخاطر حس گناه یا ترس از کامل نبودن اطلاعاتتون نسبت بهش سعی کنید کامل و جز به جز مثل تکلیف مدرسه بخونیدش و این حوصلتونو سر ببره و علاقتون به کتاب رو کاهش بده؟ یا اینکه دلتون بخواد فصلای جلوترو یه نگاه بندازید بعد برگردید؟ اگر شده بهتون میتونم بگم که همدردیم و تنها نیستید...! -اینجا به 5 مورد میخوایم بپردازیم که به پاسخ دادن این سوال کمک میکنه:❓ 🎯1. هدف از خوندن چیه؟
چرا اصلا میخوایم این کتابو بخونیم؟ تکلیفه یا برا دل خودمون میخونیم؟ در هر صورت تو هر مطالعه ای هدف اصلی ارضا کردن کنجکاوی و در آوردن یک چیز ارزشمند و اضافه کردن به خودمونه و این یک چیز منطقی نیست یک چیزی هست که حس ما و درکی از آگاهی خودمون داره به ما میگه، منظور چیه؟ منظور اینه که یه چیز به دونسته هامون اضافه بشه، نه اینکه انباری ذهنمونو پر کنیم با جنس بنجل، این یک مفهومی هست که افراد خرخونی مثل ایلان ماسک پیشنهاد میکنن- خوندن بر اساس نیاز نه بر اساس اجبار، یکم سخته ولی با تمرین مداوم میشه به دستش آورد. یا مثلا قبل مطالعه یک نیت یا هدف تعیین کن، مثلا من میخوام در مورد مدیریت اضطرابم بیشتر یاد بگیرم... اینطوری ذهنت اونجاهایی که احتمالا به دردت نمیخوره رو با یه احساس مقاومتی بهت اطلاع میده...!
🎯2. پیش خوانی کل کتاب
دیدین وقتی میخوایم خونه بخریم اول میریم یکم توش میگردیم، اینور و اونورشو نگاه میکنیم؟ کتابم اونطوریه یه جزیره/خونه جدید که به دنیای خودمون اضافه میکنیم، یعنی چی؟ یعنی قبل اینکه کتابو شروع کنی از مقدمه به خوندن میتونی برای داشتن یک تصویر کلی بهتر و شفاف تر و اینکه ببینی آیا اصلا به دردم میخوره الان یا نه؟ یا اینکه کجاش به دردم میخوره و با من سازگاره... بری یه دور بزنی، یا مثل تست کردن یه مواد غذایی مثل بستنی، اول طرف یه تیکه کوچولو بهت میده ببینی چه مزه ایه؟ بعدش اگر خوشت اومد بیشتر از میگیری...! تو این مرحله تصویرا، نمودارا، متنایی که بولد شدن یا امثالهم رو میتونی بخونی و نگاه بندازی.
🎯3. مطالعه فعّال
خب لم دادی روی مبل، فکرت هنوز درگیر اون راننده ای هست که بهت فحش داد و میخوای یه چیزیم یاد بگیری؟ یه مداد بردار کتابو خط خطی کن، یا هایلایت کن، نکته بنویس، نمودار بکش و ... صفحه های مهمو تا بزن بعدا برگردی بخونی، فکر کن داری مسافرت میکنی به یه جزیره ناشناخته، این جزیره رو نویسنده به عنوان لیدر بهت معرفی میکنه، جاهایی که ازش دوس داری میتونی بیشتر بمونی، خاطره بنویسی، عکس برداری، به ینفر دیگه تجربت از اون جای جالب رو بگی... کتاب خوندنم همینه جای دوری نمیره. میتونی اون کتابو یه ویدیو کنی و چکیدشو بگی... مستند ضبط کنی، هرکاری که فکر میکنی باعث میشه بیشتر باهاش درگیر بشی و به قول یکی از بزرگان "وقتی مطلبی رو یاد میگیری نزار رو طاقچه ذهنت بمونه ببرش تو قلبت"، بهتره با یک مطلب جذاب و سخت و پیچیده عمیق و طولانی درگیر بشی تا اینکه همه کتابو روزنامه وار بخونی و بری، بدون هیچ بالا پایین شدنی... اصلا جالب نیست پیشنهاد نمیکنم بعدا بابت وقتی که گذاشتی پشیمون میشی.
🎯4. ردّ شدن به صورت هوشمندانه
رد شدن از مطلبی که برات هیچ چیز مفیدی نداره و بهت چیزی اضافه نمیکنه تنبلی نیست، کارآمد بودنه، بنظرم اینا همش زیر سر سیستم آموزشیه، گفتن اگر کامل نخونیش، اگر شعر رو کامل حفظ نکنی(حتی اون بخشایی که متنفر بودی و برات جذاب نبودن) تو بلد نیستی تو تنبلی ولی نه!!! وقتی کنجکاوی و تشنگی خودت رو دنبال میکنی داری بصورت ناخودآگاه کلی کارآمد تر عمل میکنی بدون اینکه خودت بدونی و این یه چیز طبیعیه که بخوای جاهایی که برات جذابن یا بدرد بخورن رو بخونی. البته حواست باشه تو دامِ تنبلی هم نیفتی و از یه کتاب 400 صفحه ای 10 صفحه بخونی بعد بگی که من فهمیدمش و اصل کارو گرفتم و ...، افراط نکن در حد نیاز، یکم تمرین میخواد تا به اون تعادله برسی..!
🎯5. واقعا یادش بگیر
به یکی یادش بده، فکر کن، بزار تخیلت کارو دست بگیره، چون اونجا تغییر و یادگیری واقعی اتفاق میفته، به قول داداشم انیشتین "imagination is more importatn then knowledge." تخیل و بازی کردن با اطلاعات خیلی مهمتر از خود اطلاعات صرفا منطقی و خشک و خالیه....! همچنین یادت باشه اصلِ مطلب رو بگیر نه جزئیات غیر ضروری، چون این کاریه که یادگیرنده واقعی انجام میده.
📌برا این موارد یه حرکت برای وقتی کتاب میخونی تعریف کن (ترجیحا بنویس رو کاغذ یا یه نوت) و انجامشون بده تا تبدیل به عادت بشن... اگر همینطوری بخونی از کنارش ردّ بشی انتظار تغییر و بهره وری بیشتر نداشته باش😉🤙 بفرست برا دوست کتابخونت...🫂📒 🎧 @ACT_PODCAST

با خاطرات بَد چیکار کنیم؟ با پشیمونی و شَرم اون خاطره چطور کنار بیاییم؟
هممون طبیعتاََ به عنوان آدمیزاد حداقل یه دو جین خاطره آزار دهنده داریم که ذهن و بدنمون رو ترک نمیکنه و تا یادمون میفته میخوایم نداشته باشیمش و استرس و شرم و هزار جور احساسات میگیریم... البته اگر با اینستاگرام و سیگار و هزارجور راه مرسوم دیگه ازش فرار نکنیم...! - تو این ویس به این می پردازیم که با 3 روش علمی بر اساس روانشناسی پذیرش و تعهّد (ACT) و با معرفی دو ذهنیت رُشد-محور سعی میکنیم، نه اینکه تجربه ناخوشایند رو حذف کنیم بلکه واکنشمون رو تنظیم کنیم و نزاریم کل زندگیمون و رفتارمون رو بهم بریزه و اختلال ایجاد کنه. 1. تمثیل اتوبوس-مقصد-مسافر🚍 2. تمثیل آب و هوا⛅️ 3. تمثیل ماشین زمان⌚️ #MiniPod *لیستی از خاطرات ناخوشایند که ممکنه هر کسی تجربه کنه و مدام آزارش بده:
1. از دست دادن یک عزیز 2. شکست در یک رابطه عاطفی 3. اشتباه در تصمیم گیری شغلی/تحصیلی/ کنکور 4. ناکامی در رسیدن به یک هدف 5. تجربه خیانت دوست/همسر 6. لحظات شرم آور عمومی (مثل مسخره شدن توسط جمع) 7. مشکلات مالی 8. اخراج شدن از کار / مدرسه / دانشگاه 9. یک نمره بَد
🎧@ACT_PODCAST