𝒰𝓃𝒶 𝒹ℴ𝓃𝓃𝒶 𝓃ℯ𝓁 𝓈ℴℊ𝓃ℴ
Kanalga Telegram’da o‘tish
چای یا قهوه!؟☕️ @Unvecchio_bot 𝐼𝑛𝑓𝑎𝑡𝑡𝑖 𝑛𝑜𝑛 𝑒𝑠𝑖𝑠𝑡𝑒 𝑛𝑖𝑒𝑛𝑡𝑒 𝑛𝑒𝑙 𝑚𝑜𝑛𝑑𝑜... 𝑇𝑢𝑡𝑡𝑜 è 𝑣𝑢𝑜𝑡𝑜 𝑠𝑜𝑙𝑜 𝑛𝑜𝑖 𝑙𝑖 𝑖𝑚𝑚𝑎𝑔 من بهارم🤎 اینجا خانهای در اعماق درّهی ذهن من است و من زنی هستم در اعماق رویا ها!
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
233
Obunachilar
-224 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-230 kun
Postlar arxiv
این سنجاقک کوچولو اومده پیش ما:)
منم ازش اجازه گرفتم تا از زیبایی بیکرانش عکس بگیرم..:)
Repost from le vent nous portera
انگار این آهنگ فقط برای گوش کردن در سکوت خلق شده؛ برای زمزمه کردن و خوندن باهاش ساخته نشده. برای گوش کردن توی حالت سکون خلق شده؛ برای گوش کردن در حرکت نیست. انگار وقتی همهچیز کمرنگه، این آهنگ باید پر رنگ بشه و استخونها و اشکهاتو گرم کنه.
فده گالیتسیا یکی از پیشگامان نقاشی طبیعت بیجان در ایتالیا و خالق نخستین اثر تاریخدار طبیعت بیجان ایتالیایی است. او نزد پدرش آموزش دید و از همان کودکی بهخاطر استعداد شگفتانگیزش مورد تحسین قرار گرفت؛ چنانکه جووانی پائولو لومازو، زندگینامه نویس، زمانی که او تنها دوازده سال داشت به مهارتش اشاره کرده بود. گالیتسیا که عمدتاً در میلان فعالیت میکرد، در دوران زندگی خود بیشتر بهعنوان چهرهنگار و نقاش آثار مذهبی شهرت داشت. سبک او بازتابدهندهی طبیعتگراییِ متین و مهارشدهای است که در میلان رواج داشت. امروزه اما بیش از هر چیز با آثار طبیعت بیجانش شناخته میشود، هرچند تنها حدود ۲۶ نمونه از آنها تا امروز باقی مانده است.گالیتسیا در اثر گیلاسها در جام نقره، دقتی تقریباً علمی را با حس پایداری آرام در هم میآمیزد. ظرف نقرهی ظریف اثر پیشتر در نخستین اثر طبیعت بیجان او، از سال ۱۶۰۲ م.، نیز دیده میشود؛ اما در اینجا ترکیببندی پختهتر و سنجیدهتر است. گیلاسها بهصورت تودهای انباشته شدهاند و یک جفت از آنها از لبهی ظرف آویزاناند؛ در حالیکه چند سیبچه و خوشهای دیگر از میوهها روی میز در کنار آن قرار گرفتهاند. پروانهای از گونهی فریتیلاریا در کنار صحنه شناور است و به این آرایش ساکن، اندکی جنبوجوش میبخشد. در برابر پسزمینهای تیره، هر میوه با وضوحی بلورین و چشمگیر ترسیم شده است. زیباست، مگرنه؟
و یچیز دیگه که من درک کردم اینه که وقتی یچیزی بهت آسیب میزنه و تو باز از اون استفاده میکنی و انجامش میدی، وقتی تو لحظه زندگی میکنیو این رو یادش میگیری، متوجه اون آسیبه میشی!
و خودت ازش دور میشی، حتی اگه لذت بخش باشه برات!
وقتی ما انسان ها تو لحظه زندگی میکنیم و تازه لحظه رو درکمیکنیم دقیقا میرسیم به همون لذتی که همیشه بهمون القا کردن باید پیداش کنیم، لذت زندگی!!!
اما حقیقتش لذت زندگی دقیقا تو همون لحظهست که اونا با این حرفا ازمون گرفتنش و مارو مشغول به پیدا کردنش کردن..!
اینغم انگیزه اما یچیزش جالبه!
تو کنجکاو میشیو میبینی ممکنه کل زندگی تو با دروغ شکل گرفتهباشه اما مجبورت میکنه که بخوای تجربه کنی! بری دنبالش!
بخوای بفهمی، حس کنی، درک کنی، میدونید چی میگم!؟
لحظه دقیقا همون موقعستکه وقتی باد به موهات میخوره حسش کنی، و یا وقتی درد داری با تمام وجود حسش کنی و بپذیریش و دوستشداشته باشی و بگذری، و یا دقیقا وقتی داری چیزی میخوری با تمام وجود مزهشو حس کنیو لذت ببری، دقیقا همینه، زندگی واقعا همینه و اونا به ما گفتن، دنبال زندگی بگردین، زندگی بسازین تا لذت ببرین!
کدوم زندگی!؟
خب من دقیقا الان تو دل زندگیم..:)
فقط باید رشدش بدم!
تا خودمم رشد کنم، میدونین:)
زمین خود امیده روژان، فقط ما باید ببینیمش، موجوداتی هستن که میخوان لکه دارش کنن و امید که سفیدهستش رو سیاهش کنن اما به نظر کن هرگز موفق نمیشن، امید همون عشقه، همون سبز عه،همون آلبالو هایقرمزی که رشد کردن، همون خورشیدی که هرروز صبح بهمون سر میزنه، و میاد پیشمون!
همون ابرهایی که هرروز درحال حرکت هستن، همون مورچههایی که هرروز با هزار امید درکنار هم هستن، امید ماییم، امید زمینه!
Repost from le vent nous portera
شهر موردعلاقهی من وجود نداره. شهر موردعلاقهی من ترکیبی از تهران و رشت و پاریسه.
وخب قطعه ام خوب بود اونو دوست داشتم!!!!
فقط کاش ترسم از هیئت ژوری بریزه!!!!!!
