uz
Feedback
𝒰𝓃𝒶 𝒹ℴ𝓃𝓃𝒶 𝓃ℯ𝓁 𝓈ℴℊ𝓃ℴ

𝒰𝓃𝒶 𝒹ℴ𝓃𝓃𝒶 𝓃ℯ𝓁 𝓈ℴℊ𝓃ℴ

Kanalga Telegram’da o‘tish

چای یا قهوه!؟☕️ @Unvecchio_bot 𝐼𝑛𝑓𝑎𝑡𝑡𝑖 𝑛𝑜𝑛 𝑒𝑠𝑖𝑠𝑡𝑒 𝑛𝑖𝑒𝑛𝑡𝑒 𝑛𝑒𝑙 𝑚𝑜𝑛𝑑𝑜... 𝑇𝑢𝑡𝑡𝑜 è 𝑣𝑢𝑜𝑡𝑜 𝑠𝑜𝑙𝑜 𝑛𝑜𝑖 𝑙𝑖 𝑖𝑚𝑚𝑎𝑔 من بهارم🤎 اینجا خانه‌ای در اعماق درّه‌ی ذهن من است و من زنی هستم در اعماق رویا‌ ها!

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
235
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
-130 kun
Postlar arxiv
برای‌اولین بار‌به یه ایتالیایی یاد دادم‌ بگه "چشمات قشنگ میبینه!"

سبز می‌مانیم؛ که درخت، پیش از آمدنِ بهار، رؤیای شکوفه را باور می‌کند...

خدانکنه دلبرررر😭😭✨✨

شیوا دقیقا شبیه دخترای اصیل ترک عه..!!!:) مخصوصا موهاش...وای‌....

خانوم شما سعی کن از طرف موزه رد نشی چون ببیننت نگهت میدارن درست پشت ویترین 🌝

خب قلبم..!!!!! ممنونم ازت قلبم رو حس نمیکنم..!!!

Repost from Alien.‌‌
اورفئوس (Orpheus) پدر شعر و موسیقی، یونان باستان. اورفئوس کهن‌الگوی شاعر/نوازنده در اسطوره شناسی یونان است. قدرت موسیقی او بی نظیر بود؛ به گونه‌ای که حیوانات وحشی را رام درختان را به حرکت و حتی سنگ ها را به نرمی می‌کشاند و رودها برای شنیدن نغمه‌اش از حرکت باز می ایستادند. شعر و موسیقی او چنان تثیری داشت که توانست سگ سه سر جهنمی (سربروس) را آرام کند و خدایان جهان زیرین (هادس و پرسفون) را تحت تثیر قرار دهد تا اجازه دهند همسرش ائوریدیکه به زندگی بازگردد. شخصیت و وایب: پیوند ناگسستنی هنر با طبیعت، قدرت التیام بخش و در عين حال تراژیک موسیقی و سفری به اعماق، برای بازگرداندن عشق. اورفئوس تنها یک نوازنده یا شاعر نبود؛ او مرز میان انسان، خدا و طبیعت بود. قدرت‌ های موسیقایی اورفئوس: رام‌کننده‌ی وحشی‌ترین موجودات. وقتی اورفئوس چنگ می‌نواخت، شیرها در کنار آهوها می‌خوابیدند، پلنگ‌ ها مثل بچه‌گربه کنارش می‌نشستند و مارهای سمی بی‌آزار می‌شدند. جابه‌جایی درختان و سنگ‌ ها: درختان کاج، بلوط و چنار ریشه‌ هایشان را از زمین می‌کندند و به دنبال آوازش راه می‌افتادند. سنگ‌ ها هم به نرمی موم می‌شدند و در مسیرش صف می‌کشیدند. می‌گویند با آوازش، کوهی را از مسیرش منحرف کرد تا راهی برای کشتی آرگو باز شود. ایستاندن آب‌ ها: رودخانه‌ ها جریانشان را متوقف می‌کردند و آب ساکن، مثل آینه صدایش را منعکس می‌کرد. حتی امواج دریا برای شنیدن آوازش، به ساحل نمی‌کوبیدند و به حالت تعلیق درمی‌آمدند. سفر به جهان مردگان: اورفئوس تنها انسانی بود که زنده به دنیای زیرین رفت و با موسیقی‌اش سربروس (سگ سه‌سر) را آرام کرد و خواباند. خادمان هادس (از جمله «تاناتوس» خدای مرگ) را به گریه انداخت. پرسفونه (ملکهٔ جهان مردگان) را چنان تحت تثیر قرار داد که اجازه داد همسرش ائوریدیکه را برگرداند. همراهی آرگونوت‌ ها: در سفر کشتی آرگو (برای به دست آوردن پشم زرین)، اورفئوس با موسیقی‌اش جنگجویان را از نزاع بازمی‌داشت، طوفان‌ ها را آرام می‌کرد و حتی آژیرها (که ملوانان را با آوازشان به کام مرگ می‌کشیدند) را شکست داد؛ چون صدای او از صدای آژیرها زیباتر بود. اورفئوس را بنیانگذار «آیین‌های اورفیکی» می‌دانند که ترکیبی از موسیقی، شعر و فلسفه بود. پیروانش معتقد بودند موسیقی می‌تواند روح را پاک‌ کند و پس از مرگ، به زندگی بهتری راه ببرد. حتی فیثاغورث از این آیین تاثیر گرفت. می‌گویند پس از مرگش، بلبل‌ ها بر سر قبرش چنان غمگین آواز خواندند که درختان آن منطقه، دیگر هرگز برگ نریختند و درختان همیشه سبز ماندند. اورفئوس نخستین نمونه در ادبیات غرب است که هنرمند را موجودی جدا از جامعه نشان می‌دهد. او برای عشقش (ائوریدیکه) از زندگی اجتماعی دست کشید و تنها با چنگ و شعرش زیست. این الگو، بعدها در شاعران رمانتیک مثل بایرون یا شاعران عارف مثل ریلکه تکرار شد. For dear: @classicalworldd

حواست باشه یهو دیدی خوردمت.

بخدا بخدا ها!!! پری به این زیبایی چی‌چی میگه زشت!؟

پری چشم‌سبز منننننن

+3
Guido_Cantelli_Mendelssohn:_Symphony_No_4_in_A_Major,_Op_90,_MWV.mp313.71 MB

من‌عاشق نقاشی های گوستاو کلیمت‌ام

خوشگلای نااااز خوشگلاااییییی نازازازززز

Mi Son Chiesta Tante Volte (Italian).mp36.92 MB

شاید قلب بهار باشد، گوش سپرده بر قلب سرخ پر از عشق،

فریادی در سکون خفه‌شده شاید هم آوازی باشد!؟ نمی‌دانم.. مرا با خود ببر... در بر بگیر... چو پرنده‌ای سفید بر فراز درختان سبز شاید باشد آن برگ سبز پرنده، قلب شکسته‌ی من.. در آغوش باد... یا در سینه‌خاک...

روز شب نیاز دارم با فروغ حرف بزنم... فروغ کمکم کن...کمکم کن... دست به دامن‌توام...

«احساس کردم درختا رو باید به جای تو حس کنم، سبزیشون رو، تنه‌ی محکمشون، دست می‌کشیدم به دیوارهای کاه‌گلی، یه تیکه‌شو می‌کندم و توو ذهنم این جمله می‌اومد: اون به خاطر من گل خورد، تو بودی عاشقش نمی‌شدی؟»