Charandiyat | چرندیات
Kanalga Telegram’da o‘tish
آرشیو افکارِ فیلترنشده🤏🏼
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
774
Obunachilar
-324 soatlar
-257 kun
-7130 kun
Postlar arxiv
اینهمه بیدار موندیم تا پنج صبح اینا تو ساعت اداری و کارمندی جنگ رو شروع کردن
هميشه از دختر قوی و سرسخت درونم تشکر کردم و بابتش افتخار
ولی دروغ چرا دلم نمیخواست قوی باشم
دلم میخواد برم کویر. نه برای زیبایی، عکس گرفتن و تفریح. برای سر به بیابون گذاشتن از دست این وضعیت.
همیشه مخالف اکثریت بودن و خلاف جهت شنا کردن، لزوماً نشانهٔ هوش یا فهم عمیقتر نیست. خیلی وقتها فقط نشونهٔ لجبازی، ندیدن واقعیت، یا حتی حماقت محضه.
آدم از خود راضی ای نیستم ولی به یکی مثل خودم احتیاج دارم تو زندگیم هیچکدوم از اینها طوری که من هواشون رو دارم هوام و ندارن.
زندگی اینجوری شده که ۲،۳ ساعت بهت خوش میگذره،
بعد یهو ته دلت خالی میشه و یه دلشوره عجیبی میاد سراغت!
به یاد آنان که جسارت بیشتری از ما داشتند، حرف ما را بلندتر فریاد زدند، و امروز در کنار ما نیستند.🥀
بابا من خیلی آدم احساسی و آسیب پذیریم نمیفهمم چرا هرکی منو میبینه میگه "مگه تو چیزیم برات مهمه؟"
هست، برای من خیلی چیزا مهمه. فقط یکم سفت بنظر میام از دور.
