❥...ᶠʳᶤᵉᶰᵈˢ...❧᭄
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
347
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+127 kun
+3530 kun
Postlar arxiv
من میدونم وقتی برم، دیگه محاله برگردم. برای همینه که تا آخرین لحظه همهی تلاشمو میکنم.
خسته شدم از وانمود کردن به این که حالم خوبه، ولی این همه درد داره قلبمو مچاله میکنه.
بعضی روزها دلم میخواهد روی پیشانیام بنویسم: «دارم برای زنده ماندن، آرام ماندن و عبور از طوفانهای درونم میجنگم؛ لطفا زخمی دیگر بر روی زخمهایم اضافه نکنید.»
هیچچیز وحشتناکتر از این نیست کہ بہ کسانے کہ بہ تو نزدیک و برایت عزیز هستند با دیدهی شک و تردید نگاه کنے،
نفرتانگیز است :)!
هر بار یکی بهم میگه بی احساس،
یاد تموم محبتهایی میفتم که واسه کلی از این آدمها خرج کردم و ندیدن.
اگر یه نفر در دنیای مجازی حالت رو خوب میکنه،
بدون توی دلت واقعی شده …
حالا من واقعیه کی شدم 🥹😢😂😂🚶
این نوع خوابیدن که با ناراحتی خیلی زیاد میخوابی و بعدش با غم و ناراحتی فراوان بدون اینکه بخوای بیدار میشی، تقریبا مثل مرگ میمونه.
