نگار🌱👒
Kanalga Telegram’da o‘tish
زورِ خدا از همه بیشتره💚 در جریان سبزِ زندگی🌱 من و تمام ِ نا تمام ِ عیب هایم🍃 گیاهپزشک و دانشجوی ارشد گیاهان زینتی🌱 از شیفتگان ِکشاورزی🌳 حامی بر حق ِرُستنی ها🌿 بیا برات چای بریزم ☕♥️
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 477
Obunachilar
-624 soatlar
-587 kun
+90930 kun
Postlar arxiv
1 478
امروز ۱۷ بار گریه کردم!
برای اولین باره که میرم تبریز و نشد که هیچکسو ببینم و فقط تونستم با عده ی معدودی اونم تلفنی خداحافظی کنم و به زور خودمو گرفتم که پشت گوشی گریه نکنم اما بلافاصله بعد از قطع کردن زدم زیر گریه ...
تو همه شبکه های اجتماعیم هزار تا پیام دارم و وقت نکردم به هیچکدوم سر بزنم و همه چیز روی هم انباشته شده.
بسیااااار خسته ام اما پشیمون هرگز
پیشاپیش دلتنگ همه چی و همه آدما میشم.
ذوق دارم برای دیدن تبریز، دوستام و همه آدمای خوبی که اونجا دارم.
خودم رو هنوز پیدا نکردم و مدام در حال تغییرم!
عاقبت رو نمیتونم پیشبینی کنم.
دچار دژاوو شدم.
یک احساس غیر قابل وصف دارم.
خسته ام (( جسمی))
مدام از خودم تعجب میکنم.
و هنوز هم نمیدونم خدا چی تو سرش داره؟
@pinknegar
پ. ن: همه اینهارو نوشتم فقط برای اینکه یادم نره
1 478
لب های تو لب نیست ! عذابیست الهی
باید که عذابی بچشم گاه به گاهی
در لحظه دیدار تو ، گفتم که بعید است
چشمان تو من را نکشاند به تباهی
لب های تو نایاب تر از آب حیات است
تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی
این کار خدا بوده که یکباره بیفتد
در تنگ بلور شب من مثل تو ماهی
ای شاخه نبات غزل حافظ شیراز !
معشوقه ی مایی چه بخواهی چه نخواهی
#شعر
@pinknegar
1 478
بببینینش آخه🥹🧡🍁
سحر عزیزم برام فرستاد و گفت چون میدونم دوست داری❤️
پ. ن: عاشق اون جملش شدم که نوشته:
(( به این دختر خسته سنگر بده...))
@pinknegar
1 478
اینم یکی از بهترین بازدیدا بود
دوسال گذشته و چقدر دلم برای اون روز ، برای بچه ها ، برای اون سفر ِ کوتاه دوست داشتنی ، برای آدمهایی که دور هم جمع بودن تنگه...
و خدارو هزاران مرتبه شکر که هنوزم باهم دوست و صمیمی هستیم
این ۴ سال کارشناسی به من خواهر و برادرایی هدیه داد که با هیچی عوضشون نمیکنم و مهم نیس چقدر ازشون دور باشم همیشه دلم میخواد باهاشون دوست بمونم و موفقیت و لبخندشونو ببینم 🌱❤️
@pinknegar
1 478
پارسال این موقع ما با بچه ها رفته بودیم کلیبر از طرف دانشگاه
و کلی عکس گرفتم اما هیچکدومو نذاشتم چنل چون بعدش وحشتناک مریض شدم که فکر میکنم یکی از بدترین مریضیای زندگیم بود و بعدشم دیگه حسش نبود
اما حالا میخوام عکسای اون روزو بزارم🍂🍁
یاد ایام بخیر🤎
@pinknegar
1 478
نوشته بود رفتار آقایون خارج و داخل خونه پیش دختر مورد علاقه شون😂
تایید میکنین دوستان؟
@pinknegar
1 478
هیچوقت نمیتونم سبک سفر کنم
اینقد دوس دارم خیلی شیک با یدونه چمدون برم جایی ولی اصلااااا نمیشه
الانم انگار یه جهیزیه ی جمع و جور کردم😂🙄
@pinknegar
1 478
از زمان اعلام نتایج قمیشی تو سرم پلی میشه که:
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه...
منتها من هنوز درو باز نکردم😂
@pinknegar
1 478
اینو آبجیم برام بافته
میخوام وقتی رفتم تبریز کلید اتاقمو بهش وصل کنم🔑🐢
خیییییلییییی دوسش دارم🥹💚
@pinknegar
1 478
((حیف تویی!!!))
حین جمع و جور کردن وسایلم رسیدم به کمد اکسسوری هام
یه عاااالمه خنزر پنزر داشتم که تاحالا یه بارم استفاده شون نکردم و خیلیاشونو اصلا یادم نمیومد که کی خریدم؟!
همش نگاهشون میکردم و فکر میکردم چطور همه اینارو جمع کردم و اصلا چرا؟
یه عالمه دستبند، گوشواره ، گردنبند، انگشتر ، پابند و...
یه عالمه کش مو ، گل سر، گیره ،حتی عینک!
یاد همه اون برچسبای پرنسسی دوران دبستان افتادم که هیچوقت استفاده شون نکردم!
نمیدونم شاید دلم نیومد و فکر کردم حیفه بزارم برای بعد....
و چرا هیچکس به ما نگفت که کدوم بعد؟
حیف تویی !
زندگی کن ، از همه چیزایی که داری استفاده کن ، لذت ببر ، عشق کن برا خودت.....
حالا سالها گذشته و من خیلی عوض شدم ، سعی میکنم بیشتر زندگی کنم ، بیشتر قدر داشته هامو بدونم، حتی بیشتر قدر آدمها رو بدونم ...
و شاید این بزرگترین دستاورد من تو چند سال اخیره!
دیگه هیچی رو موکول به آینده نمیکنم ، منتظر بهترین شرایط و بهترین زمان نمیمونم ، هرکاری از دستم بر بیاد انجام میدم چون میدونم؛
زندگی کوتاهه...
فرصت کمه...
و چشم بهم بزنم شدم ۳۰ ، ۴۰ ،۵۰ و....ساله
دلم میخواد یه روزی شاید در ۹۰ سالگی در حالی که نشستم روی صندلی و از پنجره بیرون رو تماشا میکنم به خودم افتخار کنم که زندگی کردم و از خودم تشکر کنم بابت اینکه فهمیدم حیف خود ِ خود ِ ما هستیم
و خدارو شکر که قبل از اینکه پیر بشم اینو فهمیدم!
#خودمونی
@pinknegar
1 478
Repost from ضمایم
اینکه گفته می شود حق یک راه دارد و باطل هزار راه! یک فکر فلسفی است. ممکن است در ظاهر، جزم اندیشی باشد و نشان از عدم تفکر پولورالیستی داشته باشد اما این" حق یک راه دارد و باطل هزار راه" از نظر افلاطونی میاید.
افلاطون باور داشت که راه های زیاد وجود دارند تا ما را از راه اصلی بدور کند برای همین در نظریه "مثل" او باورمند است هنر،موسیقی نمی تواند به راه مثل ختم شود که رفتن راهی که به مثل ختم نشود هدر دادن وقت و دور شدن از مثل است. او گزینه های دیگر را وسوسه یی برای انحراف کردن از راه اصلی می داند.
بر خلاف نظر افلاطونی می شود گفت در حقیقت، زندگی هست یا نیست؟ " نیست. چنین نیست که انسان دو انتخاب در وصف یک چیز داشته باشد مثلا گفته شود شیر سیاه است یا سفید. اگر شیر سفید باشد سیاه بوده نمی تواند اما اگر سیاه باشد سفید بوده نمی تواند!
زندگی یا "این" یا "آن" را ندارد یا "هست یا نیست"را ندارد زندگی می تواند گاهی خوب باشد گاهی بد. گاهی بد باشد و گاهی خوب. گاهی هم "این" باشد و هم "آن". چنین نیست که هر چه "این" باشد الزاما نمی تواند "آن"باشد.
1 478
من خودم باورم نمیشه برای سال 1999ام اخه چطوری ممکنه؟
چی میشد مثلا 2000 بودم؟😂
الان یهو یادم افتاد اعصابم خورد شد
