Haven
Kanalga Telegram’da o‘tish
من خیال پردازم،به آسمان نزدیک ترم تا آدم ها..
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
233
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+57 kun
+1530 kun
Postlar arxiv
234
Repost from N/a
مستم و تعادلم بر باد!
در سرم هوای پاییز است
گیجم و سقوطم از گریه
وزن شعر من غمانگیز است
بعد یک تجاوز رسمی
مثل روحِ مرده آزادم
خونیام، هنوز در بُهتم
در گلوم مانده فریادم
در تنم جهان رقم میزد
از تو سرنوشت شومی را
گریه گریه گریه میشستم
این توالت عمومی را
از خودم به تو فراریدم
دستهای تو پناهم بود
ساده بودم و جهان سخت است!
این تمام اشتباهم بود
گیج... مثل کعبهای جعلی
گیج... دُور یک نفر گشتم
توی یک مسیر بیپایان
دیر بود... دیر برگشتم!
از تمام شهر بیزارم
از پیامهای در گوشی
هیچ راهِحلّ خوبی نیست
غیر الکل و فراموشی
من نماد زندهی عشقم
این دروغِ خوبِ آدمها
روحِ در عذابِ نفرینی!
بازگشته از جهنمها
من نماد زندهی عشقم
پِیک دیگری پس از مستی
رشد کردی و مرا کشتی
مثل غدّه در تنم هستی
در سرم هوای پاییز است
مثل عصر جمعه دلگیرم
من که توی راه میافتم
من که توی راه میمیرم...
مهدی موسوی
234
بذر تمام بدبختی های ما در سالهایی کاشته میشود که با آدم هایی سروکار داریم که معتقدند نه تنها دریافتهاند چه چیزهایی برای خودشان درست است بلکه صلاح دیگران را نیز میدانند!
• ویلیام گلاسر
234
من تو رو میخوام وقتی کثیفترین حالتت رو داری. وقتی موهات شونه نشده، وقتی دهنت بویِ شرابِ ارزون میده. این عشقه، نه اون چیزایی که تو فیلمها نشون میدن.
• بوکوفسکی
234
خوابهایم
بوی تن تو را میدهد
نکند آن دورترها
نیمهشب در آغوشم میگیری؟
• فدریکو گارسیا لورکا
