uz
Feedback
سآرا

سآرا

Kanalga Telegram’da o‘tish

و در نهایت هر چیز، تا حدی ارزش جنگیدن داره✨🌱 °سارا ام ۲۰ ساله° °دانشجوی حسابداری📑° ناشناس من: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7941750145

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
430
Obunachilar
+124 soatlar
+227 kun
+3030 kun
Postlar arxiv
سلاام صبح بخیررر💝🌸

یه پسره به اون یکی اکانتم که برای دانشگاه استفاده میکنم پیام داده و تا الان هزارتا سوال پرسیده. اصلا نمیدونم آیدی منو از کجا پیدا کرده😐😂 هی پیام میده، سوال میپرسه، هرچقدر هم خودم رو میزنم به اون راه که بیخیال بشه؛ متاسفانه صحبت رو ادامه میده. چیکار کنم که ول کنه؟🤣🤣

امروز امتحان زیست یازدهم سخت بوده و خواهرم امتحانش رو خیلی بد نوشته. غمگینم که هیچ کاری از دستم بر نمیاد...

باورت میشه دوباره رفتم ویدیو مسیج رو نگاه کردم تا بفهمم منظورت چیه؟🤣 اونا کِش ارتودنسیه که برای جابه‌جا شدن دندون ها استفاده میکنن و فقط زمان غذا خوردن باید از دهانم خارجشون کنم😂😭

اون چیه توی دهنت😳

Video xabar00:39

Video xabar00:45

کم کم دارم به مرحله‌ای میرسم که از گرما و بی‌برقی گریه کنمممم😐🤣 رسیدن به این تعالی برام یه موضوع ناممکن بود که با کمک مسئولین ممکن شد😑

photo content

درس فارسی رو خیلی اتفاقی روز انتخاب واحد توی چارت دیدم و نزدیک بود سکته بزنم🤣 بگم مجبور شدم برای اینکه ۱۹ واحد رو به ۲۲ واحد برسونم، بعد عید رفتم دانشگاه و کلاس برداشتم باور میکنین؟ اولین جلسه که سر کلاس رفتم، دو جلسه عقب بودم و استاد داشت در مورد موضوع تحقیق و پاورپوینت صحبت میکرد و اونجا تازه فهمیدم چه غلطی کردمم.

بچه‌ها من قبل ورود به دانشگاه اصلا خبر نداشتم که باید ۳واحد فارسی عمومی پاس کنیم😐🤣

امروز باید کلی مبحث جدید فارسی بخونم.

دعا کنیم خوشی ببارد و صلح باشد و عشق... و زمین جای قشنگی بشود برای زندگی.... صبح بخیر🌟

نمیدونم دیگه برای کدوم درد زندگی گریه کنم برای اون همه عزیز از دست رفته‌ی دی ماه، برای سادگی بچه‌های میناب، برای آدم های بی‌گناهی که توی جنگ خونه و زندگیشون از بین رفت، برای سربازهایی که دیگه قرار نیست به خونه برگردن، برای جنوب و مردم مظلومش، برای قطعی برق، برای گرونی، برای ناامیدی‌، برای جوونی از دست رفته، برای خستگی از همه چیز.. بسه دیگه!

photo content

امروز اصلا حوصله‌ی درس خوندن ندارم ولی شب کلاس زبان دارم با کلی درس نخونده😭

سلام از روزی که تموم قلبم برای جنوب غمگینه.

بابام بهم نمیگه دوسم داره ولی یهو ۳تا جعبه میوه‌ی مورد علاقه‌م رو میخره، از باشگاه که میام یادآوری میکنه که تخم مرغ بخورم، شب برام شیر و خرما میاره، اگه اشتباهی کنم به روم نمیاره، لباس جدید که میپوشم ازم تعریف میکنه، از خیابون که رد میشیم میره سمت ماشین‌ها و دستم رو میگیره، همیشه تلاش میکنه که از هرچیزی بهترین رو برام انتخاب کنه، و میگه مهم نیست که شهریه ی ترم تابستون دانشگاه نسبت به ترم عادی بیشتره. زمان برد تا متوجه بشم که زبون ابراز عشق و محبت بابام خیلی متفاوته. ولی بالاخره فهمیدم..

photo content

عاشق شربت آبلیمو و خاکشیرم🥺