سآرا
Kanalga Telegram’da o‘tish
و در نهایت هر چیز، تا حدی ارزش جنگیدن داره✨🌱 °سارا ام ۲۰ ساله° °دانشجوی حسابداری📑° ناشناس من: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7941750145
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
417
Obunachilar
-824 soatlar
-127 kun
-530 kun
Postlar arxiv
417
غم بیشتر توی مرحله ی سوگواری خودش رو بیرون میریزه و انسان باید بتونه بعد یه تجربه ی تلخ، سوگواریِ خوبی داشته باشه تا به مرور زمان و باصبر این غم کمرنگ تر بشه..
اتفاقی که توی زندگی گاهاً پیش میاد اینه که شاید نشه برای یه درد بزرگ مثل از دست دادن، رها شدن و .. سوگواری کرد
و وای به حال اون فردی که ماه ها یا سالها منتظر میمونه تا زندگی برای سوگواری یه فرصت دیگه بهش بده..
من برای غم درونم گریه نکرده بودم و بغضی توی سینه م داشتم که سنگین و سنگین تر میشد.
اول به خودم اجازه دادم سوگواری کنم، بعدش بغضم تبدیل به اشک شد و باور میکنین بگم ۴ماه تموم هر شب گریه کردم!
وقتی سوگواری کردم و اشک ریختم، سبک شدم. درسته خیلی طول کشید ولی توی همین چند ماه و در حین گریه ها درک کردم که یه سری چیزها توی زندگی کلا حل نمیشن و باید پذیرفته بشن چون زندگی که مسأله ی ریاضی و فیزیک نیست!
