uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Coconut diaries

Coconut diaries

Kanalga Telegram’da o‘tish

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
262
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
+1030 kun
Postlar arxiv
کلاس سه ساعت و نیمه‌مون داشت تموم می‌شد که یه خیر ندیده‌ای تصمیم گرفت سوال درسی بپرسه و الان ده دقیقه‌اس همینجوری باز نشستیم!

استاد رادیولوژی ولمون نمیکنه و دارم کم‌کم وارد کما میشم رو صندلیم.

فردا اولین جلسه کلاس موسیقیم بعد از مدت‌هاست، پروانه‌ها توی دلم دارن می‌رقصن.

قشنگ‌ترین لحظه چند وقت اخیر همین بود که روز تولدش درحالی که داشتم باهاش حرف می‌زدم و غمگین بود، گفت اگه میتونم نتیجه آزمونشو نگاه کنم و بهش بگم چون سایتش برای خودش بالا نمیاد، و تونستم خبر قبول شدنش رو من بهش بدم و ذوقش رو ببینم:)))

به آتیش خیره شده بودم و فکر می‌کردم چقد تو این لحظه جای تو خالیه.
به آتیش خیره شده بودم و فکر می‌کردم چقد تو این لحظه جای تو خالیه.

بد سرپرست فقط ماشین طفلک من.

وقتی برای خودت خرید می‌کنی انگار خودِ فراموش‌شده‌ت رو تسلی می‌دی؛ من باهات قهر نیستم عزیزم، من دوستت دارم، من حواسم بهت هست، تو برام مهمی.

لحظه‌هایی هم بودن که واقعا نمی‌دونستم باید به کی و چی پناه ببرم و شاید باورتون نشه چی نجاتم داد؟ خرید کردن برای خودم.

خوب آدم خوش‌خیال و امیدواری هستم والا.

آدما وقتی زخمای همو می‌دونن با هم مهربون‌ترن.

کاش زندگی چیزی بیشتر از “دوام آوردن” بود.

سبک زندگیم اینجوری شده که به تایم لاتا می‌خوابم، با خروسا و کارمندا بیدار می‌شم.

همکلاسم وسط کلاس یهو گفت جسی رو دیدی؟ برگشتم دیدم یه سوسک رو میزه که یه نخ رو شکل قلاده انداخته دور گردنش:))))))) هرکی هم یه چی میخورد میگفت سهم جسی چی؟ تیمارستان واقعا:))))))

سگ سوسیسی مسخره‌مو دیدین؟

Just found a new safe zone🧋
Just found a new safe zone🧋

دوستم ابروهامو برام برداشت و الان خیلی حس از خود نبودن دارم. مشخصه بارز من ابروهای پهن بود، انگار خودم نیستم دیگه:٫) این چه اشتباهی بود؟ حس قطع عضو شدن دارم، یه چیزی کمه!

Cheers to new beginnings.

من نه‌تنها کافی‌ام بلکه چایی هم هستم.

یه جا یکی بهت حس دوست نداشتنی بودن میده و بقیه عمرت رو باید صرف این کنی که به خودت ثابت کنی کافی و باارزش هستی!

بزرگتر که می‌شی می‌فهمی، به دست‌آوردن بعضی چیزا واقعا به این که تو چقدر تلاش کردی، بستگی نداره.