Dear Lost World
Kanalga Telegram’da o‘tish
درود من نرگسم و از علاقمندی هام اینجا می ذارم برای ارتباط با من به آیدی زیر پیام بدین @narciss21
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
199
Obunachilar
-124 soatlar
-17 kun
-430 kun
Postlar arxiv
اونجایی راه رو اشتباه رفتم که دیگه از خوندن کتابهای احضار جن و علوم غریبه دست کشیدم
الان میاست دعانویس خبره ای باشم که هم دست خودم رو بگیرم هم دست یه بخت بسته بدبخت دیگه رو
محتاج دعانویس و جادوگر ناحرفه ای نباشم
اگر جهان شموله بریم یه پنجه روباهی ناموس کفتاری جن موکلی چیزی بگیریم دنیا رو باهاش شخم بزنیم
آیا کسی اطلاع داره که خارجیا هم دعا و طلسم استفاده می کنن ؟ می خوام ببینم جهان شموله یا فقط در این قسمت از جهان با چشم زخم و بسته شدن بخت دست و پنجه نرم می کنیم
Repost from Dear Lost World
امروز 10 اکتبر روز جهانی سلامت روان بود
با خودم خیلی فکر کردم چی بنویسم چون معمولا اینجا و فرهنگی که من در اون بزرگ شدم حرف زدن درمورد روان چیز عادی ای نبوده و اگر افسرده یا مضطرب بودم باید پنهانش می کردم
اما بعد فکر کردم چرا که نه بلاخره این روز رو که الکی توی تاریخ نذاشتن و شاید نوشتن من باعث بشه کسی به فکر بیفته
به نظرم یکی از سخت ترین بخش های دست و پنجه نرم کردن با مشکلات روان، احساس درک نشدنه. اصلا یه دسته از آدما هستن که نمی دونن روان آدم می تونه بیمار بشه و این درک نشدن می تونه دردناک تر از خود اون مشکل باشه.
آدمیان توی جاهای مختلف و شرایط مختلف با مغزهای مختلف به دنیا میان و زندگی باهمه مهربون نیست، خانواده ای که توش بزرگ میشیم مدرسه ای که می ریم شرایط جامعه ای که تجربه می کنیم همه ی اینا روی اینکه ما جهان رو چجوری دریافت کردیم و می کنیم تاثیر می ذاره و همین مسیر و جهانبینی میتونه بعضی از ما رو به سمت بیماریهای روان سوق بده.
نکته ای که وجود داره اینه که این بیماری ها نباید برای ما ناشناخته باشن و همونجوری که سرماخوردگی رو به عنوان بیماری حساب می کنیم، بیماری های روان رو هم باید بیماری ببینیم نه به عنوان تنبلی نه ترسو بودن و نه چیزی که خود شخص یک شبه و به تنهایی بتونه درمانش کنه بلکه به عنوان یک بیماری واقعی که برای کسی که درگیرشه می تونه فلج کننده باشه.
گاهی حتی وقتی خودمون هم درگیرشیم یه قضاوتگر درونی داریم که می گه «چرا اینجوری هستی؟ برای چی عادی نیستی؟» یعنی حتی ممکنه خودمون هم خودمون رو درک نکنیم.
شاید روز سلامت روان برای همین باشه
اینکه از خودمون بپرسیم برای خودمون و روانمون چه کارهایی کردیم و چقدر خودمون آگاهیم؟و اگه حالمون خوب نیست، چرا از کمک گرفتن بترسیم؟
و شاید بخش دیگه ی این روز آگاه کردن دیگران باشه که به بقیه نشون بدیم، بودن من یا تو ممکنه با رنج همراه باشه و اگر نمی بینی توی مغزم چی می گذره و نمی تونی درکم کنی لطفا بدون قضاوت کنارم باش
یه داستانه بود a عشق قبلیش b رو بعد از سه سال پیدا می کنه و می بینه وای توی چه شرایط بدیه و عذاب وجدان می گیره بعد داستان از زبون b روایت میشد درنتیجه خواننده بک استوری طرف رو داشت و می دونست b دوباره ازدواج نکرده یا کسی دیگه توی زندگیش نیست و a می فهمه b بارداره
بچه ی a رو
این داستانهای عاشقانه هوش مصنوعی از نظر احساسی از دراماهای ترکی بدترن
روایتا جالبن ولی کارکترا سم خالص
یعنی قشنگ تکانشی و نامتعادل
من هرچندوقت یکبار داستانایی که با هوش مصنوعی درست کردن رو از یوتیوب دانلود می کنم و گوش میدم و داستانا برام لذت بخشه تا زمانی که دراما فراما می رسه
کاملا غیرمنطقی، ملغمه ای از احساسات درهم پیچیده
مثلا میگه شخص a دست شخص b رو گرفت و b قند توی دلش آب شد و اونم دست a رو گرفت و چی گفت؟ گفت تو ولم کردی رفتی فکر کردی می بخشمت؟ صدسال سیاه قیافتم نمی خوام ببینم
بعد آدم با خودش می گه یعنی چی توی مغز این کارکتره می گذره که داره هی زخم زبون می زنه بعد ازون طرف ابراز علاقه های طرف مقابل رو هم می پذیره
من اونجاها می خوام موهام رو بکنم که این دیگه چه فضایی ایه
یا مثلاً b بهش خیانت شده و a هم براش شفاف سازی میکنه که اشتباه فهمیده و b کم کم شروع می کنه بخشیدن طرف
و بعد از ۶ ماه قهر یهو ده دقیقه بعدش طرف داره مثل گربه خودش رو می ماله به a
#پناه_بر_مرلین_کبیر
و همچنین ممنون از نیلی و مخملی و کادر داخلی و خارجی که خوراکی و مقاله برام فراهم کردن
و شمایانی که پیشنهاد کمک دادین یا به هرشکلی حمایتتون رو اعلام کردین
این چند وقت دهنم سرویس شد ولی بیشتر خوش گذشت
ولی قبل از پایان عمل اسپم گری
دمتون گرم
ببخشید اگر پیام دادین این چند وقت نصفه و نیمه جواب دادم پیاماتون قوت قلبی برام بود و انسان های جذابی هستین❤️
