مهملات
Kanalga Telegram’da o‘tish
231
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
231
حالا که اینطوری شد، یه روز پزشکیان جنده سوار میکنه، زنه میگه گروپ ۹۰۰، پزشکیان میگه غروب نه، الان.
231
یخچال حاوی خامنهای رو بردن پیش پزشکیان بهش گفتند که تشریف بیارید یه سلام و فاتحهای نثار روح رهبر شهید عنایت بفرمایید، گفت نه ممنون من سیرم.
231
یه حسی بهم میگه توی تابوت، جنازه رو با همون یخچالی که توش یه خاکانداز از خامنهای مونده بود رو گذاشتن، از این یخچالهایی که برای کمپ و سفره.
231
اندر احوالات بنده وقتی حال و هوای عرازشه رو در طی این چند روز جهت دفن جنازه خامنهای میبینم:
231
دیشب اتفاقی مسیرم خورد به یه هیئت، همون هیئتی که تا چندسال پیش براش چندتا خیابون میبستن. چیزی که دیدم خیلی جالب بود، دست یه کسخل علم دادن و چندتا سینه زن هم پشتش داشتن سینه میزدن و میرفتن، کنار خیابون هم چندتا جوجه دختر و پسر ایستاده بودن که غرق آمار دادن و آمار گرفتن از هم بودن.
از برکات ورود آخوند شیعه به سیاست همین یه مورد به تنهایی کافیه.
ما که بخیل نیستیم و دعا میکنیم خدا بیشتر کنه.
231
Repost from افشین آزاد
متأسفم زن طلاق گرفتهی تنها که نه راه پس داری و نه راه پیش و دلت میخواست مردی وجود داشت که به جای تو نگران همهچیز باشد. دردهای تو زیادند، ولی جذابیتی برای من ندارند. زندگی تو را زندگی کردهام و برایم تمام شده. متأسفم پسربچه هشت سالهای که نمیفهمی چرا چون پسری باید مدرسه را رها کنی و همراه پدرت که هیچچیزی در دنیا ندارد بروی به مکانی مخوف و در انجام کاری کمکش کنی که بزرگتر از بدنت است اما خواهرت میتواند مدرسه را رها کند و در خانه بماند. حق تو این دردها نیست، ولی جذابیتی برای من ندارد. چون زندگی تو را زندگی کردهام و برایم تمام شده. متأسفم برادر بزرگی که قسمت سختتر زندگی خودت را بیشتر کردی تا قسمت آسانتر زندگی کوچکترها بیشتر شود، اما هیچ پاداشی برایت نداشت. لیاقت تو بیش ازینهاست، اما جذابیتی برای من ندارد. چون زندگی تو را زندگی کردهام و برایم تمام شده.
من زندگی کسی را میخواهم که دردها زنگ خانهاش را میزنند، و جواب نمیشنوند، و میروند. زندگی کسی که اتفاقات خجالت میکشند اثری بر او بگذارند. زندگی کسی که حیات اعتراف کند کاش از این آدم بیشتر داشتم.
