Narsiva Emotional Magazine 🐚
Kanalga Telegram’da o‘tish
Art / Music / Podcast / 📸 به قبیله نارسیوا خوش اومدید.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
208
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
-130 kunlar
Postlar arxiv
faramush nakan ahang az dionisos ‧ 2002
تو با چهرهای خندان به سمت من میدوی به تو نگاه میکنم، افکار به من هجوم میآورند چطور میتوانستم فکر کنم که این درست است برای توجیه حالت دیوانگیام پس چشمانم را میبندم و از همه خدایان تشکر میکنم که ذهنم را باز کردم و فهمیدم که بعضی چیزها باید باشند پس فراموش نکن که من که هستم و من همیشه آنجا خواهم بود و سعی میکنم تا بهترین کاری را که میتوانم انجام دهم کسی که وقتی به نظر میرسد زندگی از هم میپاشد، بتوانی به او تکیه کنی. پس هر اتفاقی که برایت افتاده را فراموش نکن. میدانم که میخواستم فرار کنم و اینکه دنیایم را کاملاً سیاه نقاشی کرده بودم فقط میتوانستم تصویر خودم را ببینم ایستاده بودم آنجا بدون هیچ چیز با رویاهای شکسته نمیتوانم درخواست درک کنم چون میدانم چیزی که آن موقع خیلی. تلاش کردم از آن دور شوم حالا نمیتوانم بدون آن زندگی کنم.
17071717
1414
Follow me 👉
https://t.me/saramusicse
مردم و دوباره برخواستم تا متوجه بشوم
دنیای همانیست
که میبینی، نه آنچه می اندیشیدی
که فهمی در میان نیست
🫨🙀👁👀
کنترل دست ✋️
🕺🏃♀👫💃💅
موج به موج دلم
اسیر موی تو شد
کسی که غرق تو شد
بسمت دریا شد
امروز یک انتخاب آزاد داری:
آگاهانه شاد باشم
آگاهانه تو بازی باشم
کدام 😉🤔
حیف از شب عشق، شبیه که از ما رفت
تو آغاز منی
تو انتهایی منه
تو خاک من بودی
بهشت ریشه من
...
بلند پروازم به لمس موهایت
...
حیف از شب عشق
شبیه که از ما رفت
Here is a song for you from Music Player https://st.inshot.dev/jy2Ary .
https://t.me/saramusicse
My Favorite Music & Podcast
آیا از سر اتفاق، بعد آن همه اتفاق من زنده ام هنوز
Back To Her Man
1404
1414
1441
1444
https://t.me/saramusicse
اقرار میکُنم من از قابِ هَمین گوشی گاهی زُل میزنم به چَشم هایت به بُلندای قامتت ، به سپاه مُژه ات به گیسوانی که پریشان میکنی … خُدا نِگهت دارد من هَمچُنان نگاهت می کُنم وگرنه که وِصال تو برای من مثل پَرنده ایست که قَصد گرفتنش را دارم و هی میپَرد ، هی میپَرد و هی میپَرد …تو بگو ای پرنده آیا می شود تو را جلد بومی کرد 🦅 1313 https://t.me/saramusicse
منو یادت میاد؟ و اینکه چطور بهم نگاه میکردی؟ چیزهایی که لازم نبود بگویم برای اینکه عاشقت شوم چون تو را به یاد میآورم و اینکه چطور به تو نگاه میکردم تمام بازیهای کوچکی که انجام میدادی برای اینکه عاشقم کنی شاید زمان الماسها را به خاک تبدیل کرده است به دنبال عشقی که فکر میکردیم گم شده است من ما را به یاد میآورم تک تک اجزای ما آن احساسی که قبلاً داشتیم من هرگز رهایش نمیکنم من تسلیم نمیشوم من هرگز از ما دست نمیکشم سعی کردم رهایت کنم اما تو تنها عشقی هستی که تا به حال شناختهام سعی کردی بروی اما در نهایت، همیشه میمانی تو نمیتوانی هیچ چیز را درک کنی وقتی عاشق میشوی ما چیز زیادی نخواستیم تنها چیزی که همیشه نیاز داشتیم یک لمس بود هیچ چیز شبیه همه چیز نیست وقتی عاشق میشوی شاید زمان الماسهای ما را به خاک تبدیل کرده است به دنبال عشقی که فکر میکردیم گم شده است من ما را به یاد میآورم تک تک اجزای ما آن احساسی که قبلاً میدانستیم من هرگز رهایش نمیکنم من نیستم تسلیم شدن من هرگز از ما دست نمیکشم سعی کردم رهایت کنم اما تو تنها عشقی هستی که تا به حال شناختهام کور شدهام از عشقی که قبلاً احساس میکردیم اما میدانم که بالاخره عشق ما هنوز خیلی واقعی است من ما را به یاد دارم تک تک اجزای ما آن احساسی که قبلاً داشتیم من هرگز رهایش نمیکنم من تسلیم نمیشوم من هرگز از ما دست نمیکشم سعی کردم رهایت کنم اما تو تنها عشقی هستی که تا به حال شناختهام
2121
2222
