uz
Feedback
نمی‌دانم،

نمی‌دانم،

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا قطعه‌ای‌ست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیری‌ست؛ بی‌تسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
217
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-530 kun
Postlar arxiv
چند ماهه به طور غیر معمولی بگایی میدم.

72307GHAM (MEHMOONE NAAKHOONDEH).mp33.45 MB

pehkFIxmzrXfJqVK.mp34.74 MB

6108875157_1.mp34.54 MB

یک حَب تریاک و یک لیوان شربتی پُر از چای شاید بتواند در آرامش دفنم کند.

اندکی هوش معمولی و کیریِ خود را بکار گیرید؛ دارید دنیای خویش را با هوش مصنوعی رخوت‌ناک می‌کنید.

در جوارِ پدرِ یکی از شما دویست نفر، مورد نصیحت قرار گرفتم.

کادر یک سالی می‌شود بازنشسته شدند؛ الان جَرمنی پزشک معالج هستند.

پزشک معالج کادر جت کلگی بود

تریاک درمان بود و صاحب بیٹک پزشک معالج.

رها در طبیعت.
رها در طبیعت.

با پزشک معالجم داشتم صحبت می‌کردم درباره‌اش که ایشون گفتند: «خیر، اول باید درمان شوید.» کصکش، بگو پول لازم دارم؛ چرا کصشرهای ترم‌ اولی می‌گویی؟

امان از زوال زود رس.

میخواهم؛ این ماه شیمی درمانی را متوقف کنم، و چهارگانه یوکیو می‌شیما را تهیه بکنم.

کنار اسم چنل هایتان یک Ai بزنید، ممنون.

در کودکی از هر پیرمردی اسمش را پرسیدم، در جواب گفته: نَگن وار کاسگ چَٹ.

بهترین دوست آدم اونی هست که وجود خارجی ندارد، مثل تایلر دردن، جو کسلر، مستر روبات و نَگن وار کاسگ چَٹ.

کیرمم نیست؛ دوست داشتید خودتون برید پیدا کنید.

یک دختر بلوند در مجلس جشنی که رئیس کارخانه‌شان برگذار کرده است، خام وعده‌های پسرک پیانیست می‌شود و با او می‌خوابد... سپس چمدا
+3
یک دختر بلوند در مجلس جشنی که رئیس کارخانه‌شان برگذار کرده است، خام وعده‌های پسرک پیانیست می‌شود و با او می‌خوابد... سپس چمدانش را می‌بندد و کارش را رها می‌کند و راهی پراگ می‌شود، ولی خیالات و رویاهایش خیلی زود رنگ می‌بازد... The loves of a blonde (1965)