کماکان.
Kanalga Telegram’da o‘tish
اندکی اطمینان خاطر، برای وجود داشتن. t.me/HidenChat_Bot?start=957268736 @ToBeAlliive
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
273
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kunlar
+2230 kunlar
Postlar arxiv
276
اگه هروقتی ساز زدید و ویسش یا ویدیوش رو ضبط کردید و حتی بهتر، باهاش خوندید واسم بفرستید
اندازهی یه دنیا خوشحال میشم
276
Repost from Voshadąra
باز تصویری غبار آلود
زان شب کوچک، شب میعاد
زان اطاق ساکت سرشار
از سعادت های بیبنیاد
در سیاهی دستهای من
میشکفت از حس دستانش
شکل سرگردانی من بود
بوی غم میداد چشمانش
ریشههامان در سیاهی ها
قلبهامان، میوه های نور
یکدگر را سیر میکردیم
با بهار باغهای دور
مینشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رویاها
زورق اندیشهام، آرام
میگذشت از مرز دنیاها
روزها رفتند و من دیگر
خود نمی دانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم
بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگربارم
مینشینم، شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم
فروغ فرخزاد
