اِنقباضِ مغزَم؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia
Ko'proq ko'rsatishEron134 342Toif belgilanmagan
340
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1930 kun
Postlar arxiv
مشکل از ما نبود؛ ما آنقدر که میتوانستیم ماندیم، آنقدر که بلد بودیم دوست داشتیم، آنقدر که از دستمان برمیآمد بخشیدیم و برای نگه داشتنِ آدمها، از خودمان کم کردیم. ما کوتاهی نکرده بودیم؛ اگر چیزی شکست، از کمبودِ تلاشِ ما نبود. ما برای بعضی آدمها بیش از اندازه صبور بودیم؛ حرفهایی را که میتوانستیم با خشم بزنیم، با سکوت گذراندیم، گلایههایی را که حقمان بود، فرو خوردیم. ما سنگِ تمام گذاشته بودیم، اما چه فایده وقتی کسی که باید قدرِ خانه را بداند، تمامِ عمر مشغول شمردنِ ترکهای دیوار باشد؟
یه دختر اینقدر تلاش میکنه
اینقدر تلاش میکنه
اینقدر تلاش میکنه
تا بالاخره از چشمش بیوفتین
و در نهایت
او اخرین وعده ی من برای زندگی بود
و من خود را به آغوش مرگ میسپارم
دلتنگ میشوم اما .دگر جانی برای زندگی ندارم..
