اِنقباضِ مغزَم؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia
Ko'proq ko'rsatishEron133 145Toif belgilanmagan
339
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
-530 kun
Postlar arxiv
فلیسه نازنینم… تازگی از من در موردِ برنامهها و آیندهام پرسیده بودی. تعجب کردم از این سؤال!… معلوم است که هیچ برنامه و چشماندازی ندارم، نمیتوانم به آینده بروم. میتوانم به آینده پرتاب شوم، در آینده غلت بزنم، در آینده سکندری بخورم. در بهترین حالت میتوانم از جایم تکان نخورم. امّا بهواقع برنامه و چشماندازی ندارم. حالم خوب باشد، کاملاً از لحظه پُرم. حالم بد باشد، همین لحظه را هم نفرین میکنم، آینده که جایِ خود دارد...
-نامه به فلیسه، فرانتس کافکا
وقتی کسی رو از خوب بودن خسته کردی، دیگه حق نداری کم محلیهاش رو پای بد بودنش بذاری.
دلم دارد میترکد. هیچوقت اینطوری نشده بودم؛ اینقدر تلخ و بیهوده! یک چیزی را از من گرفتهاند. نمیدانم چه کسی و کجا و چرا.
بازم به نقطه ای رسیدم،که کسی توقلبم نیست ولی با این تفاوت که دیگه دنبال پرکردن اون جای خالی نیستم.
و من پذیرفتهام که گاهی ممکن است
ما برای آدمها فقط پناهگاهی باشیم
تا زمانی که یک خانهی امن پیدا کند
و بروند...
