uz
Feedback
دُژَم🪐

دُژَم🪐

Kanalga Telegram’da o‘tish

و من، مصمم در سبز زیستن در انسانِ بهتری بودن در انسانِ بهتری شدن 💚🪴

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
251
Obunachilar
+124 soatlar
+137 kunlar
+3130 kunlar
Postlar arxiv
در طول این پنج ترم دانشگاه، اگر بخواهم تنها یک درس را برجسته کنم، بی‌شک آن "عمیق‌تر دیدن" است. آموخته‌ام که هر نشانه‌ای، هرچند کوچک، دریچه‌ای است به جهانی از معنا. وقتی به همه چیز با دقتی بیمارگونه نگاه می‌کنی، گویی دنیا زبان دیگری پیدا می‌کند - زبانی از نمادها و اشاره‌ها که منتظر کشف شدن است. تصورش را بکنید: بیماری به مطب می‌آید با مجموعه‌ای از علائم جسمانیِ به ظاهر مرتبط - تب بالا، سرگیجه‌های ناتوان کننده، تاری دید آزاردهنده، تهوع مداوم و بی‌اشتهایی کامل. اما وقتی عمیق‌تر می‌کاوی، وقتی به جای نسخه‌نویسی عجولانه، واقعاً می‌نشینی و گوش می‌دهی، درمی‌یابی که این جسمِ بیمار فقط پیام‌رسانِ روحیِ آزرده است. چه بسا درمان واقعی نه در داروخانه، که در گفتگوهای درمانگرانه نهفته باشد. این نگاه تحلیلی کم کم دارد به همه جنبه‌های زندگی‌ام نفوذ می‌کند. هر تصمیم، هر انتخاب، هر موقعیت را مانند یک پزشک دقیق بررسی می‌کنم - علائم را می‌سنجم، تاریخچه می‌گیرم، عوامل زمینه‌ای را تحلیل می‌کنم و تنها پس از بررسی همه جوانب، به تشخیص نهایی می‌رسم. این دیگر فقط یک روش کار نیست؛ تبدیل به شیوه‌ای برای بودن شده است. و شاید زندگی همین باشد: فرآیندی مداوم از تفسیر نشانه‌ها. هر تجربه، هر رابطه، هر شکست و هر موفقیت - همه مانند علائمی هستند که باید با صبر و تامل خوانده شوند. دردها همیشه آنچه به نظر می‌رسند نیستند، و درمان‌ها گاهی در غیرمنتظره‌ترین مکان‌ها پنهان شده‌اند. هنر واقعی شاید نه در دیدن که در درست دیدن است؛ در توانایی تشخیص آنچه در پسِ ظواهر نهفته است. این روزها بیشتر از همیشه باور دارم که حقیقت همیشه لایه‌های زیرین دارد. بله دوستان، کنجکاو باشید.

«مَاذَا إنَّ سالَك اللهُ عَن حُزنی؟»

4_5960989937661643506.mp36.87 MB

اگر ذهن انسان می توانست زمان را بشکافد، آیا من خودم را در قرن دیگری پیدا می کردم؟ اگر همه چیز فقط یک انتخاب از زوایه ای دیگر
اگر ذهن انسان می توانست زمان را بشکافد، آیا من خودم را در قرن دیگری پیدا می کردم؟ اگر همه چیز فقط یک انتخاب از زوایه ای دیگر بود، شاید من حالا کسی بودم که به جای پرسیدن، جواب می نوشت...

با خودش فکر کرد که بدترین دشمن آدم، دستگاه عصبی اوست. ص ـــ 67 اگر امیدی باشد، در رنجبران نهفته است. ص ـــ 73 تا آگاه نشوند، هرگز عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند، هرگز آگاه نمی‌شوند. ص ـــ 74 1984📚

امید هیچ معجزِ ز مرده نیست زنده باش💚 ...هوشنگ ابتهاج...

جرم اندیشه به مرگ نمی‌انجامد. جرم اندیشه خود مرگ است. ص ـــ 34 |جورج اورول|

احساس کرد که انگار در جنگل‌های اعماق دریا سرگردان است و در دنیایی هیولایی گم شده است که در آن خود او نیز هیولاست. ص ـــ 33 گذ
احساس کرد که انگار در جنگل‌های اعماق دریا سرگردان است و در دنیایی هیولایی گم شده است که در آن خود او نیز هیولاست. ص ـــ 33 گذشته از بین رفته بود و آینده غیرقابل تصور بود. از کجا معلوم که همین حالا انسانی زنده، طرف او بود؟ ص ـــ 33 ادامه میراث انسانی بسته به شنیدن شدن صدایت نبود، بلکه به عاقل ماندنت بستگی داشت. ص ـــ 34 کتابِ: 1984 نویسنده: جورج اورول

AnimatedSticker.tgs0.25 KB

از تمام این آهنگ فقط پنج شش کلمه فهمیدم و خوشحال شدم😅

یکی از مورد علاقه‌ها✨

💃🕺

چند روزی است که از روی علاقه شروع کرده‌ام به خودآموزی زبان اسپانیایی. برای اینکه گوشم به تلفظ‌ها عادت کند، هنگام انجام کارهای
چند روزی است که از روی علاقه شروع کرده‌ام به خودآموزی زبان اسپانیایی. برای اینکه گوشم به تلفظ‌ها عادت کند، هنگام انجام کارهای غیر فکری به آهنگ‌های اسپانیایی گوش می‌دهم. نکته‌ی جالبی که متوجه شدم این است که بیشتر آهنگ‌هایشان شاد و پرانرژی هستند.😅 شاید به این دلیل که مردم اسپانیایی‌زبان همیشه آماده‌ی رقص و شادی‌اند، همیشه!

امروز پستچی نامه‌ای از آن سوی جهان به دستم رساند. کاغذی که بوی کهنگیِ شیرینِ سفر میداد، انگار نه انگار که از دنیای اعداد و صف
امروز پستچی نامه‌ای از آن سوی جهان به دستم رساند.  کاغذی که بوی کهنگیِ شیرینِ سفر میداد،  انگار نه انگار که از دنیای اعداد و صفر و یک آمده،  بلکه گویا با کشتی‌های چوبیِ قرن گذشته به ساحلِ امروز رسیده بود.  به این دوست باری گفته بودم: "در این عصر، قلم‌ها به خواب ابدی رفته‌اند،  قلب‌ها در پشت ایموجی‌های رنگارنگ گم شده‌اند،  کسی دیگر زحمتِ نوشتن بر نمی‌دارد..."  اما امروز،  وقتی انگشتانم پاکت را گشود،  دریافتم که گاهی اشتباه می‌کنم.  خطوط روی کاغذ،  مانند ردّ پای مرغانِ دریایی بر ساحل بود  که موج می‌شویدش،  اما جای پایش بر ماسه‌ها می‌ماند.  نامه‌نگاری هنوز نفس می‌کشد،  هرچند نفس‌هایش کم‌شمار شده...  هنوز کسانی هستند که به سحرِ کاغذ و قلم باور دارند،  و این خود معجزه‌ای است در دنیای دیجیتال.  پ.ن: شاید روزی این کلمات،  کسی را به نوشتن نامه‌ای ترغیب کند،  و حلقه‌ی گمشده‌ای از گذشته را به حال پیوند زند...

معرفی می‌کنم: Yamaha yzf-r1 آرزوی که ممکنه به خاک برده بشه😅
معرفی می‌کنم: Yamaha yzf-r1 آرزوی که ممکنه به خاک برده بشه😅

من وقتی قیمت موتور دلخواه خودم را میبینم: درد و نفرین درد و نفرین درود و نفرین💔
من وقتی قیمت موتور دلخواه خودم را میبینم: درد و نفرین درد و نفرین درود و نفرین💔

Buenos días😍

درخت_های دیار.mp34.94 MB

هرچه با هرکه کنی بر تو همان میگذرد...! |سعدى|

از کسی که به شما بی‌رحمی را آموخت تشکر کنید؛ سپس سیلی محکمی به او بزنید تا بداند درس‌تان را به خوبی آموخته‌اید!