uz
Feedback
𝒾𝓃 𝓂𝒴 𝓂𝒾𝓃𝒹🪷

𝒾𝓃 𝓂𝒴 𝓂𝒾𝓃𝒹🪷

Kanalga Telegram’da o‘tish

🪞در جستجوی تعادل؛ بین ریشه ها و دنیای حال ناشناس👇 https://t.me/HarfChatBot?start=dbcbd538dc4b

Ko'proq ko'rsatish
Eron145 764Toif belgilanmagan
269
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kunlar
-2130 kunlar
Postlar arxiv
میتونم خواهش کنم سندی که برای بیگناهی این افراد دارین رو بگین چیه؟ اگر واقعا سندی وجود داره شما به عنوان یک شهروند وظیفته من رو آگاه کنی … اگر هم سندی وجود نداره که پس خودت داری از خون یک قاتل دفاع میکنی ..

یک نکته حقوقی: در پرونده‌های اعدامی اخیر، متهمان شاکی خصوصی داشتند. شاکی خصوصی در پرونده قتل یعنی خانواده فردی که به قتل رسیده؛ مثل پدر، مادر، همسر یا فرزندان مقتول که طبق قانون درباره قصاص یا بخشش قاتل حق تصمیم‌گیری دارند. یعنی حتی اگر حکومت یا هر نهاد دیگری می‌خواست آن افراد را ببخشد یا مانع اجرای حکم شود، اگر خانواده مقتول حاضر به بخشش نمی‌شدند، طبق قانون امکان اجرای حکم قصاص وجود داشت. برای مثال، اگر کسی خواهر، برادر یا یکی از عزیزان شما را به قتل برساند، شما به عنوان خانواده قربانی این حق را دارید که درخواست قصاص قاتل را داشته باشید یا از حق خود بگذرید. این موضوع فقط مربوط به ایران نیست؛ در همه کشورهایی که مجازات اعدام برای قتل وجود دارد، معمولاً نظر و حق خانواده قربانی در روند پرونده اهمیت دارد. کشورهایی که اعدام را به‌طور کلی از قوانینشان حذف کرده‌اند، معمولاً به جای آن از مجازات‌هایی مثل حبس ابد یا زندان‌های بسیار طولانی استفاده می‌کنند.

پرونده اعدامی های شاکی خصوصی داشته شاکی خصوصی یعنی چی یعنی خانواده اون هایی که به دست اون سه نفر کشته شدن حتی اگه حکومت و جمهوری اسلامی و همه و همه اون سه نفر رو میبخشیدن اما فقط خانواده هاشون مثل پدر و همسرشون نمی بخشید باید طبق قانون اعدام میشدن همونطور که اگه الان یکی بیاد خواهر یا برادر شما رو به قتل برسونه شما حق دارین تقاضای اعدام قاتلش رو داشته باشین…

حداقل این فیلم رو ببینید که بدونید برای کیا عزاداری کردین…

Repost from NEON +
کاش زندگی یک روز در میون بود، چیه هی هر روز هر روز.

🌿 اَمردادگان خجسته باد روز هفتم از ماه اَمرداد، یکی از جشن‌های کهن ایرانی به نام اَمردادگان است؛ جشنی که ایرانیان باستان آن
🌿 اَمردادگان خجسته باد روز هفتم از ماه اَمرداد، یکی از جشن‌های کهن ایرانی به نام اَمردادگان است؛ جشنی که ایرانیان باستان آن را برای پاسداشت سرسبزی، رویش گیاهان، زندگی و جاودانگی برگزار می‌کردند.
واژه درست این ماه اَمرداد است، نه «مرداد». «اَمرداد» از واژه اوستایی «اَمِرِتات» به معنای بی‌مرگی و جاودانگی آمده است؛ در حالی که حذف «اَ» در گذر زمان باعث رواج شکل «مرداد» شده، اما ریشه و معنای اصلی همان اَمرداد است.
اَمردادگان بر همه دوستداران فرهنگ و طبیعت ایران فرخنده باد 🌱

هموطنی که دیسلایک زدی هر کدوم به مرگ طبیعی مردن بیا ناشناس بگو تا من هم متوجه بشم و اطلاعات غلط منتشر نکنم … ولی جهت اطلاع اینها در تمام کتب تاریخی از دستنوشته های حسین فردوست (دوست صمیمی شاه) گرفته تا اسدالله اعلم تا اردشیر زاهدی داماد شاه و رسانه های خارجی اون زمان مثل BBC و…موجوده البته اگر فرد بالای ۷۰ سال هم تو خانوادتون داشته باشین میتونه براتون تعریف کنه شرمنده که اینو میگم ولی تا این دنیا ؛ دنیا بوده همین بوده هر قدرتی که حاکم شده چه جمهوری اسلامی باشه چه پهلوی باشه چه قاجار چه حکومت های اروپایی و… در برابر اون هایی که قصد براندازی حکومتشون رو داشته باشن همینجوری برخورد کردن. حالا اینکه اساس این کار؛ کار درستیه یا نه موضوع دیگه ای هست ولی عملکرد همه همین بوده…

لیست برخی از اعدام‌شدگان سیاسی و جان‌باختگان در زندان در دوره پهلوی : 🔹 اعدام‌شدگان: • مرتضی کیوان (۱۳۳۳) • نواب صفوی (۱۳۳۴) • سید عبدالحسین واحدی (۱۳۳۴) • خلیل طهماسبی (۱۳۳۴) • مظفر ذوالقدر (۱۳۳۴) • خسرو روزبه (۱۳۳۶) • محمد بخارایی (۱۳۴۴) • صادق امانی (۱۳۴۴) • رضا صفارهرندی (۱۳۴۴) • نیک‌نژاد (۱۳۴۴) • محمد حنیف‌نژاد (۱۳۵۱) • سعید محسن (۱۳۵۱) • علی‌اصغر بدیع‌زادگان (۱۳۵۱) • رسول مشکین‌فام (۱۳۵۱) • ناصر صادق (۱۳۵۱) • محمد بازرگانی (۱۳۵۱) • علی میهن‌دوست (۱۳۵۱) • خسرو گلسرخی (۱۳۵۲) • کرامت‌الله دانشیان (۱۳۵۲) • مهدی رضایی (۱۳۵۳) 🔹 جان‌باختگان در زندان یا قتل فراقضایی: • بیژن جزنی • حسن ضیاظریفی • عباس سورکی • محمد چوپان‌زاده • مصطفی جوان‌خوشدل • کاظم ذوالانوار • احمد جلیل‌افشار • مشعوف کلانتری • عباس مفتاحی 🔹 مرگ در بازداشت بر اثر شکنجه (بر اساس گزارش بسیاری از منابع تاریخی): • غلامرضا تختی (علت مرگ محل اختلاف است و خودکشی نیز در برخی منابع مطرح شده است؛ بنابراین با قطعیت نمی‌توان آن را مرگ زیر شکنجه دانست.) • آیت‌الله سید محمدرضا سعیدی (۱۳۴۹) منبع: Chat GPT

خانواده آناهیتا خیلی هاشون خارج از کشور بودن و بعد دیدن خبر حالشون حسابی بد شده تا اینکه فهمیدن دروغ بوده خواهششون این هست که خبر رو منتشر نکنید یا اگر کردید اعلام کنید دروغ بوده تا بیشتر از این با احساسات مردم بازی نشه…

آناهیتا آذرشب هم کشته شد💔 فقط یکهو بعدش زنده شد و توی این ویدیو از ناراحتی خودش از آدمای سودجویی میگه که به دروغ این خبر رو پخش کردن…. خداروشکر که زنده اس 🤲🏻 و هزاران بار تاسف برای اونهایی که در رسانه های میلیونی و چند صد هزار نفره خودشون با انتشار خبر دروغ با احساسات مردم بازی میکنن و حالشون رو بهم میزنن .

از نظر من که در دی ماه دو گروه زیر مردم رو کشتند: ۱) نیرو های مسلح جمهوری اسلامی ۲) نیرو های مسلح موساد در لباس مردم عادی (نمی تونم توییت موساد که گفت نیرو فرستاده رو نادیده بگیرم) مجازات هر کدوم از این دو گروه خون خواهی از مردم عادی هست که بیگناه توی دی ماه پر پر و جاویدنام شدن همونایی که هم از موساد تو لباس مردم خوردن هم از پلیس تو لباس حافظ امنیت و من برای مرگ؛ عاملان کشته شدن هزاران هم وطنم در دی ماه ناراحتی نمیکنم چه نیروی مسلح باشه چه عامل موساد باشه

چطور میخواید برای نسل بعدتون تعریف کنین که برای کشته شدن ۱۶۸ عدد کودک سکوت کردین چون به نظرتون جنایت نبود؟ و برای اعدام سه نف
چطور میخواید برای نسل بعدتون تعریف کنین که برای کشته شدن ۱۶۸ عدد کودک سکوت کردین چون به نظرتون جنایت نبود؟ و برای اعدام سه نفر که خودشون قاتل چند نفر دیگه بودم اینطور واکنش نشون دادین؟ همونطور که گذر زمان نشون داد کمک خواستن از ترامپ و شروع جنگ یک حیله بوده همونطور که گذر زمان نشون داد که مراد ویسی چطور در یک هفته قبل؛ اخرین امار جاویدنام های دی ماه رو از ۴۰ هزار به ۳ هزار خرده ای تبدیل کرد و مابقیش دروغ بوده(کاش همون اینترنشنال رو با دقت میدیدن ) اینم گذر زمان نشون میده البته نیازی به گذر زمان نیست کاش اونایی که می گردن برای اینکه ببینن کدوم عکس حس غم بیشتری میده تا استوری کنن یکم وقت بزارن فیلم دوربین های مداربسته و اعترافات اون آدما رو ببینن….
پ.ن: اینکه میگم کسی که جنایت کرده باید مجازات بشه فقط مربوط به امثال این افراد نیست بلکه در دیدگاه من اون نیروی مسلحی که جنایت کرده هم باید مجازات بشه…ولی اینکه زورم به اون نمیرسه دلیل نمیشه عزادار کسی بشم که وحشی گری رو در جلوی چشم کلی ادم به نهایت خودش رسونده

چطور انقدر راحت با یک ادعای بی‌پشتوانه روی ذهن و روان مردم اثر می‌گذارید؟ ادعا کرده‌اید: «طبق قانون دین، دختر باکره را نمی‌توان اعدام کرد و باید قبل از آن عقد شود.» فقط دو سؤال: کجای قانون ایران چنین چیزی نوشته شده؟ کدام منبع معتبر فقهی چنین حکمی را بیان کرده است؟ من خودم پاسخ ندادم؛ از هوش مصنوعی خواستم بر اساس منابع حقوقی و فقهی بررسی کند: «در منابع معتبر فقه شیعه و در قانون مجازات اسلامی، هیچ حکمی وجود ندارد که اجرای اعدام را منوط به از بین رفتن باکرگی زن بداند یا بگوید زن باکره نباید در حالت باکرگی اعدام شود. چنین الزامی نه در قانون ایران وجود دارد و نه به عنوان یک قاعده فقهی معتبر شناخته می‌شود.» اگر برای چنین ادعای سنگینی سند قانونی یا فقهی دارید، منتشر کنید تا همه ببینند. انتشار مطالب تکان‌دهنده بدون سند، فقط ذهن و روان جامعه را فرسوده‌تر می‌کند. قبل از بازنشر هر خبری، مخصوصاً وقتی با باورهای دینی و احساسات مردم سروکار دارد، حداقل یک‌بار منبع آن را بررسی کنیم. جای تاسف داره که متلکین رسانه ها و تربیون ها حتی ذره ای برای مخاطبشون ارزش قائل نیستن که قبل انتشار محتوا حداقل صحتش رو از هوش مصنوعی استعلام بگیرن

نصف اونایی که الان به دنبال ازادی و جامعه بهتری هستن حتی حوصله خوندن این متن رو ندارن چون طولانیه… برای ازادی و جامعه بهتر فقط در حد ریلز های اینستا فرصت دارن وقت بزارن 😁بقیه اش رو باید برن به امور واجب تری رسیدگی کنن با همچین مبارزینی هرگز تحولی در جامعه رخ نمیده

تلاشم همیشه این بوده که هر اتفاقی را بر پایه تحقیق و تحلیل قضاوت کنم، نه بر اساس موجی که کانال‌های مختلف می‌سازند؛ فقط برای اینکه ژستِ دغدغه‌مند بودن بگیرم.

نمیدونم شاید اونم شک داشته به پاک بودن خون کودک که سکوت کرده…. شاید تو ذهنش احتمال میداده اون کودک ها هم گناهکار بودن برای همین ترجیحش سکوت بوده …

نمیتونم بپذیرم کسی که برای بچه های میناب که کودک بودن عزاداری نکرده الان عزادار کسیه که یک انسان دیگه (با علم به اینکه دشمنش بوده )بوده رو زنده زنده اتیش زده و با چاقو تیکه تیکه اش کرده . حتی کشتن هم روش ها داره فرق بین اینکه یکی رو زجر کش کنی یا فقط بکشی اینکه بتونی یک نفر حتی دشمنت رو زجر کش کنی نشان دهنده سیاهی قلبه نشانه پر شدن دل از خشم مخرب برای جامعه هست از نظر من اونی که برای بچه های میناب سکوت کرد و الان دلش برای یک قاتل(حتی قاتل یک ادم بد) سوخته فقط یک منفعت طلب سیاسیه نه یک عزادار!

به عنوان کسی که همیشه از سکوت نکردن در برابر ریخته شدن خون بی‌گناه حرف زده، وظیفه خودم دونستم موضعم رو درباره اعدام‌های این چند روز اعلام کنم؛ چون اگر سکوت کنم، خودم اولین نفری‌ام که از حرف‌های خودم عقب کشیدم. فقط ازتون یه خواهش دارم. چند دقیقه سعی کنید ذهنتون رو از فضای احساسی و عصبانیتی که طبیعیه فاصله بدید و این متن رو با منطق بخونید، حتی اگر در نهایت باهاش مخالف باشید. حدود ده روز پیش، همون موقع که خبرها درباره این اعدام‌ها منتشر شد، با اینکه فرداش امتحان داشتم، احساس مسئولیت کردم که خودم موضوع رو بررسی کنم. خبرها رو از منابع مختلف خوندم؛ از اینترنشنال، بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، اینستاگرام، صداوسیما، روزنامه‌های داخلی و خارجی و خبرنگارهای اجتماعی. من همیشه یه اعتقاد داشتم؛ رسانه کاملاً بی‌طرف و کاملاً راستگو وجود نداره. برای همین سعی می‌کنم فقط به یک رسانه اکتفا نکنم و با کنار هم گذاشتن روایت‌های مختلف، به تحلیلی برسم که به نظرم به واقعیت نزدیک‌تره. در مورد افرادی که این روزها اعدام شدن، رسانه‌ها حتی درباره سن بعضی از اون‌ها هم روایت‌های متفاوتی داشتن. مثلاً درباره عرفان، بعضی رسانه‌های خارجی ۱۷ سال و بعضی ۱۹ سال رو اعلام کرده بودن، و رسانه‌های داخلی همگی ۱۹ سال نوشته بودن. طبق روایت رسانه های داخلی، این افراد در ماجرای کشته شدن دو مأمور نقش داشتن و گفته شده که اون‌ها رو به تابلو بستن با چاقو به شدت مجروح کردن، به زمین کشیدن و آتش زدن. اولین واکنش من این بود که شاید این روایت دروغ باشه. بعد فیلم اعترافات شخص خودشون رو دیدم و با خودم گفتم شاید اعترافات تحت فشار گرفته شده باشه. اما بعد فیلم‌های دوربین مداربسته رو هم دیدم که مطابق اعترافات بود. فرض کنید یکی عزیزترین فرد زندگیش رو از دست داده و تصمیم بگیره خودش وسط خیابون قاتل رو به بدترین شکل ممکن مجازات کنه. من چنین جامعه‌ای رو دوست ندارم. نه به خاطر اینکه قاتل بی‌گناهه؛ بلکه چون معتقدم اگر مجازات و خشونت از دادگاه و قانون خارج بشه و وسط خیابون اجرا بشه، جامعه کم‌کم به سمت خشونت بیشتر میره و از فرهنگ و تمدنی که همیشه بهش افتخار می‌کنیم فاصله می‌گیره. اگر کسی واقعاً یک انسان رو زنده‌زنده آتش زده باشه یا با خشونت شدید به قتل رسونده باشه، من از زندگی کردن کنار چنین فردی احساس امنیت نمی‌کنم حتی اگر مقتول هم ظالم باشه… همون‌طور که از زندگی کردن کنار مأموری که به سمت مردم خودش اسلحه گرفته احساس امنیت نمی‌کنم. از نظر من هر دو برای جامعه خطرناکن. چیزی که برای من مهم‌تر از هر چیزیه، امنیت جامعه است. اگر واقعاً فردی مرتکب خشونت شدید و قتل شده، طبیعی است که من از حضور آزادانه او در جامعه احساس امنیت نکنم. همان‌طور که از حضور کسی که در لباس پلیس بدون رعایت قانون علیه مردم خشونت به کار می‌برد احساس امنیت نمی‌کنم. برای من معیار، رفتار خشونت‌آمیز هست، نه اینکه مرتکب چه جایگاهی داشته باشد اگر روزی فعالان مدنی اعدام بشن، قطعاً سکوت نمی‌کنم. اگر روزی بی‌گناهی هر کدوم از این افراد با شواهد معتبر برای من ثابت بشه، باز هم سکوت نمی‌کنم و از اون دفاع خواهم کرد. اما تا امروز، با اطلاعاتی که خودم دیدم، هنوز چنین اطمینانی پیدا نکردم.برای همین نمی‌تونم صرفاً به خاطر موج رسانه‌ای، عزادار کسی بشم. برای قضاوت، نیاز به اطمینان دارم. چون ترجیح می‌دم برای خونی حرف بزنم که مطمئنم بی‌گناهه، نه خونی که هنوز درباره گناهکار یا بی‌گناه بودنش برای من ابهام وجود داره. در نهایت هم یک نکته. من به هیچ رسانه‌ای اعتماد مطلق ندارم؛ نه رسانه داخلی و نه رسانه خارجی و خصوصا به اینترنشنال که که روزی گفت به ترامپ بگین حمله کنه و چند روز بعد تیتر زد همدستی سپاه و ترامپ هرگز اعتماد نمیکنم چرا که توهینی به شعور و عقلانیت خودمه !اما باز هم اخبارش رو با تعصب نمیبینم چون همین رسانه هم بین هزارتا خبر دروغش ممکنه یکیش راست باشه. و الان هم نمیتونم ادعا هاش رو در مورد اعدامی هایی که فیلم دوربین مداربسته و اعتراف خودشون مبنی بر جرائمشون هست و اینترنشنال هم هیچ مدرکی بر بیگناهیشون ارائه نمیده قبول کنم خصوصا که رسانه سابقه دروغگویی و بیشعور فرض کردن مخاطبش رو به دفعات متعدد داره . برای همین سعی می‌کنم به جای اینکه طرفدار یک رسانه باشم، طرفدار حقیقت باشم. اگر کسی مدرکی داره که برداشت من رو تغییر میده، با ذهن باز می‌خونم و اگر قانع بشم، موضعم رو هم تغییر میدم .

اگر کسی مدرکی داره که برداشت من رو تغییر میده، با ذهن باز می‌خونم و اگر قانع بشم، موضعم رو هم تغییر میدم .

به عنوان کسی که همیشه از سکوت نکردن در برابر ریخته شدن خون بی‌گناه حرف زده، وظیفه خودم دونستم موضعم رو درباره اعدام‌های این چند روز اعلام کنم؛ چون اگر سکوت کنم، خودم اولین نفری‌ام که از حرف‌های خودم عقب کشیدم. فقط ازتون یه خواهش دارم. چند دقیقه سعی کنید ذهنتون رو از فضای احساسی و عصبانیتی که طبیعیه فاصله بدید و این متن رو با منطق بخونید، حتی اگر در نهایت باهاش مخالف باشید. حدود ده روز پیش، همون موقع که خبرها درباره این اعدام‌ها منتشر شد، با اینکه فرداش امتحان داشتم، احساس مسئولیت کردم که خودم موضوع رو بررسی کنم. خبرها رو از منابع مختلف خوندم؛ از اینترنشنال، بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، اینستاگرام، صداوسیما، روزنامه‌های داخلی و خارجی و خبرنگارهای اجتماعی. من همیشه یه اعتقاد داشتم؛ رسانه کاملاً بی‌طرف و کاملاً راستگو وجود نداره. برای همین سعی می‌کنم فقط به یک رسانه اکتفا نکنم و با کنار هم گذاشتن روایت‌های مختلف، به تحلیلی برسم که به نظرم به واقعیت نزدیک‌تره. در مورد افرادی که این روزها اعدام شدن، رسانه‌ها حتی درباره سن بعضی از اون‌ها هم روایت‌های متفاوتی داشتن. مثلاً درباره عرفان، بعضی رسانه‌های خارجی ۱۷ سال و بعضی ۱۹ سال رو اعلام کرده بودن، و رسانه‌های داخلی همگی ۱۹ سال نوشته بودن. طبق روایت رسانه های داخلی، این افراد در ماجرای کشته شدن دو مأمور نقش داشتن و گفته شده که اون‌ها رو به تابلو بستن با چاقو به شدت مجروح کردن، به زمین کشیدن و آتش زدن. اولین واکنش من این بود که شاید این روایت دروغ باشه. بعد فیلم اعترافات شخص خودشون رو دیدم و با خودم گفتم شاید اعترافات تحت فشار گرفته شده باشه. اما بعد فیلم‌های دوربین مداربسته رو هم دیدم که مطابق اعترافات بود. از طرف دیگه، چون یکی از آشنایان خودم در دی‌ماه بازداشت شده بود و از نزدیک در جریان روند پرونده حقوقیش بودم، دیدم با وجود درگیری با مأمور، مجازاتی که براش تعیین شد همون چیزی بود که قانون پیش‌بینی کرده بود. همین تجربه باعث شد شخصاً نتونم به راحتی نتیجه بگیرم که همه پرونده‌ها الزاماً ساختگی یا پرونده‌سازی هستن. البته این به معنی این نیست که بگم هر چیزی که در پرونده‌ها وجود داره حتماً درست و بدون اشکاله؛ فقط می‌گم با اطلاعاتی که خودم دیدم، نسبت داده جرم انجام نشده رو ندیدم… فرض کنید یکی عزیزترین فرد زندگیش رو از دست داده و تصمیم بگیره خودش وسط خیابون قاتل رو به بدترین شکل ممکن مجازات کنه. من چنین جامعه‌ای رو دوست ندارم. نه به خاطر اینکه قاتل بی‌گناهه؛ بلکه چون معتقدم اگر مجازات و خشونت از دادگاه و قانون خارج بشه و وسط خیابون اجرا بشه، جامعه کم‌کم به سمت خشونت بیشتر میره و از فرهنگ و تمدنی که همیشه بهش افتخار می‌کنیم فاصله می‌گیره. اگر کسی واقعاً یک انسان رو زنده‌زنده آتش زده باشه یا با خشونت شدید به قتل رسونده باشه، من از زندگی کردن کنار چنین فردی احساس امنیت نمی‌کنم حتی اگر مقتول هم ظالم باشه… همون‌طور که از زندگی کردن کنار مأموری که به سمت مردم خودش اسلحه گرفته احساس امنیت نمی‌کنم. از نظر من هر دو برای جامعه خطرناکن. چیزی که برای من مهم‌تر از هر چیزیه، امنیت جامعه است. اگر واقعاً فردی مرتکب خشونت شدید و قتل شده، طبیعی است که من از حضور آزادانه او در جامعه احساس امنیت نکنم. همان‌طور که از حضور کسی که در لباس پلیس بدون رعایت قانون علیه مردم خشونت به کار می‌برد احساس امنیت نمی‌کنم. برای من معیار، رفتار خشونت‌آمیز هست، نه اینکه مرتکب چه جایگاهی داشته باشد اگر روزی فعالان مدنی اعدام بشن، قطعاً سکوت نمی‌کنم. اگر روزی بی‌گناهی هر کدوم از این افراد با شواهد معتبر برای من ثابت بشه، باز هم سکوت نمی‌کنم و از اون دفاع خواهم کرد. اما تا امروز، با اطلاعاتی که خودم دیدم، هنوز چنین اطمینانی پیدا نکردم.برای همین نمی‌تونم صرفاً به خاطر موج رسانه‌ای، عزادار کسی بشم. برای قضاوت، نیاز به اطمینان دارم. چون ترجیح می‌دم برای خونی حرف بزنم که مطمئنم بی‌گناهه، نه خونی که هنوز درباره گناهکار یا بی‌گناه بودنش برای من ابهام وجود داره. در نهایت هم یک نکته. من به هیچ رسانه‌ای اعتماد مطلق ندارم؛ نه رسانه داخلی و نه رسانه خارجی و خصوصا به اینترنشنال که که روزی گفت به ترامپ بگین حمله کنه و چند روز بعد تیتر زد همدستی سپاه و ترامپ هرگز اعتماد نمیکنم چرا که توهینی به شعور و عقلانیت خودمه !اما باز هم اخبارش رو با تعصب نمیبینم چون همین رسانه هم بین هزارتا خبر دروغش ممکنه یکیش راست باشه. و الان هم نمیتونم ادعا هاش رو در مورد اعدامی هایی که فیلم دوربین مداربسته و اعتراف خودشون مبنی بر جرائمشون هست و اینترنشنال هم هیچ مدرکی بر بیگناهیشون ارائه نمیده قبول کنم خصوصا که رسانه سابقه دروغگویی و بیشعور فرض کردن مخاطبش رو به دفعات متعدد داره . برای همین سعی می‌کنم به جای اینکه طرفدار یک رسانه باشم، طرفدار حقیقت باشم.