uz
Feedback
• ملکوت •

• ملکوت •

Kanalga Telegram’da o‘tish

برداشت و پنداشت‌هایم: یادداشت‌های پراکنده در موضوعات مختلف و چیزهایی که دوست دارم. مطالب این کانال، چون احوال درونی صاحبِ آن، آشفته و بی‌نظم است، هیچ اصراری هم برای عضویت نیست. ح - واو @Hamimv

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
371
Obunachilar
+124 soatlar
+77 kun
+10130 kun
Postlar arxiv
زیبایی ‌پرستی در عرفان اسلامی علی اکبر افراسیاب پور @KetabTasavof

زیبایی ‌پرستی در عرفان اسلامی علی اکبر افراسیاب پور...🔽 @KetabTasavof
زیبایی ‌پرستی در عرفان اسلامی علی اکبر افراسیاب پور...🔽 @KetabTasavof

قلم گیری رو با گواش طلایی انجام دادم، اما یکم (خیلی کم) قلم گیریش شلخته شد. عوضش از دور معلوم نیست 😅 @malakuot
قلم گیری رو با گواش طلایی انجام دادم، اما یکم (خیلی کم) قلم گیریش شلخته شد. عوضش از دور معلوم نیست 😅 @malakuot

اگر دوستان علاقه‌مندی دارید این دوره را معرفی نمایید.

برای ثبت‌نام به اکانت ادمین پیام دهید: @zonnouon @zonnoun
برای ثبت‌نام به اکانت ادمین پیام دهید: @zonnouon @zonnoun

هنوز گاه آن نیامد که باز آیی و با ما بسازی؟ وقت نیامد که ما را باشی؟ - کشف الاسرار و عدة الابرار میبدی ✉️ باز آ بخط فرات
هنوز گاه آن نیامد که باز آیی و با ما بسازی؟ وقت نیامد که ما را باشی؟ - کشف الاسرار و عدة الابرار میبدی ✉️ باز آ بخط فرات

مطابق سنت هر ساله در عصر عاشورا، هر کس را که در پشت سر بنده صحبت کرده، غیبت کرده، ظلمی کرده، دلم را شکسته، بدی کرده، مالم را برده، سرم کلاه گذاشته و ... حلال می‌کنم. خوش باشد. الهی که بجای هر بدی که در حقم کرده عوض خیر ببرد. آمین. ح - واو / عصر عاشورا ۱۴۴۸ قمری

نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم به مویه‌هایِ غریبانه، قِصه پردازم به یادِ یار و دیار آنچنان بِگِریَم زار که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم من از دیارِ حبیبم نه از بِلاد غریب مُهَیمنا به رفیقانِ خود رسان بازم خدای را مددی ای رفیقِ رَه تا من به کویِ میکده دیگر عَلَم برافرازم خِرَد ز پیریِ من کِی حساب برگیرد؟ که باز با صَنَمی طفل، عشق می‌بازم بجز صَبا و شِمالم نمی‌شناسد کس عزیز من! که بجز باد نیست دَم‌سازم • حافظ

• استاد لطفی .

خطبه خُطّ المَوت پس، هنگام خروج از مکه و عزیمت به سمت عراق در جمع یاران فرمود: ستایش مخصوص خداست؛ آنچه خدا بخواهد همان خواهد شد، و هیچ نیرو و توانی جز به خدا نیست. درود خدا بر پیامبرش باد. مرگ بر فرزندان آدم نوشته شده و گریزناپذیر است؛ همان‌گونه که گردنبند بر گردن دختر جوان زیبایی و برازندگی دارد. چه اندازه مشتاق دیدار نیاکان خویشم؛ همان‌گونه که یعقوب مشتاق دیدار یوسف بود. برای من جایگاهی برای شهادت برگزیده شده است که بی‌تردید به آن خواهم رسید. گویی اکنون می‌بینم که درندگان بیابان‌ها، میان نواویس و کربلا، پیکرم را پاره‌پاره می‌کنند و شکم‌های گرسنه و انبان‌های تهی خود را از گوشت من پر می‌سازند. از روزی که قلم تقدیر آن را نگاشته است، گریزی نیست. خشنودی خدا، خشنودی ما اهل‌بیت است. بر بلا و آزمایش او شکیبایی می‌ورزیم و او نیز پاداش شکیبایان را به‌طور کامل به ما عطا خواهد کرد. پارهٔ تن پیامبر خدا از او جدا نخواهد شد؛ بلکه همه آنان در سرای قدس و قرب الهی نزد او گرد خواهند آمد؛ جایی که چشم او به دیدارشان روشن می‌شود و وعده الهی درباره آنان به کمال تحقق می‌یابد. پس هر کس آماده است جان خویش را در راه ما فدا کند، و خود را برای دیدار خدا مهیا ساخته است، با ما کوچ کند؛ زیرا من، اگر خدا بخواهد، بامداد فردا رهسپار خواهم شد. @malakuot

photo content

یا حضرت حنکار حاجی بکتاش ولی @malakuot

خودستایان تکیه بر اریکه‌ها زده‌اند؛ کتاب خدا را چنان می‌خوانند که سود ایشان است. آنان که طیلسان زهد پوشیده‌اند تک‌پیرهنان را پیرهن بر تن می‌درند. آنان که دستار بر سر نهاده‌اند سر از گردن خداترسان می‌اندازند. و آنان که آب بر مردمان می‌بندند مردمان را آب از لبه تیغ می‌دهند. این نیست آن چه ما می گفتیم. اینان سپاه آز می‌آرایند و دیوار غرور می‌فرازند و کوشک‌های خودپرستی می‌سازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست. بخشی از فیلم روز واقعه، نوشته‌ بهرام بیضایی ‌

با دو زلفِ تو مرا راز و نیاز است هنوز شبِ ما کوته و این قصّه دراز است هنوز #تذکره_مدینة‌الادب #دانش_شیرازی | عرفات العاشقین

photo content

شاید این ترجمه، مفهوم را عمیق‌تر و درست‌تر می‌رساند: ای فرزند آدم، تو چیزی جز مجموعه‌ای از روزها نیستی؛ هرگاه روزی از عمرت بگذرد، بخشی از وجودت نیز رفته است.

⚜️ امام حسین علیه السلام: 🔚 یابْنَ آدَمَ اِنَّمَا اَنْتَ اَیامٌ،‌ کلَّمَا مَضَی یوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُک. ای زاده ی آدم! تو "روزهایی" هستی؛ هر روزی که می رود بخشی از تو رفته است ... 📚ارشاد القلوب/ صفحه 40

مردی ز شهرِ هرگزم از روزگارِ هیچ جان از نِتاجِ هرگز و تن از تبارِ هیچ از شهر بی‌ کرانۀ هرگز رسیده‌ام تا رخت خویش باز کنم در د
مردی ز شهرِ هرگزم از روزگارِ هیچ جان از نِتاجِ هرگز و تن از تبارِ هیچ از شهر بی‌ کرانۀ هرگز رسیده‌ام تا رخت خویش باز کنم در دیارِ هیچ از کوره راهِ هرگز و هیچم مسافری در دست، خونِ هرگز و در پای، خارِ هیچ در دل، امیدِ سرد و به سر آرزوی خام در دیده اشکِ شاید و بر دوش، بارِ هیچ در کام، حرفِ بوک و به لب، قصۀ مگر بر جبهه، نقشِ کاش و به چهره، نگارِ هیچ دست از کنار شسته، نشسته میانِ موج پا بر سرِ جهان زده، سر بر کنارِ هیچ دیوانۀ خِرَدْوَر و فرزانۀ جهول عقل‌آفرینِ دشتِ جنون، هوشیارِ هیچ ناپایدار کوهم و بر جای مانده سیل گردون نورد گردم و گردون سپارِ هیچ پرگار سرنگونم و عمری به پای سر بر گرد خویش دور زده در مدارِ هیچ عزلت نشین خانۀ بی‌ آسمانه‌ام محنت گزین بی در و پیکر حصارِ هیچ بد نامی حیاتم و بر صفحۀ زمان با خون خود نگاشته‌ام یادگارِ هیچ محکوم بی‌ گناهم و معصوم بی‌ پناه مظلوم بی‌ تظلم و مصلوب دارِ هیچ  کس خواستار هرگز، هرگز شنیده‌اید؟ یا هیچ دیده‌اید کسی دوستدارِ هیچ؟ آن هیچ کس که هرگز نشنیده‌ای منم هم دوستدار هرگز و هم خواستارِ هیچ • مظاهر مصفا @malakuot

چون کلاس شروع نشده، به مشکلات اینترنت برخورد کردیم، و یکی دو جلسه تشکیل شده بود که نت ... الان دوباره امکان ثبت نام برای ادامه دوره فراهم شده اگر علاقه‌مند بودید، یا دوستانتان علاقه مند بودند، معرفی نمایید فکر میکنم با درس گرفتن تمهیدات، شاکله تصوف بدست بیاید، آن هم تصوف با بیانی شیواتر و بی پرده تر

هان! تا به اندک نداری این مکتوبات را، که اگر در کل عالم بگردی، کس را نیابی که از این بویی دارد الا ماشاءالله؛ لابَل هنوز به ابوجادِ (=ابجد، یعنی ابتدائیات) راه خدا نرسیده‌اند و عالمیان که هنوز فرق میان سخن راست و دروغ ادراک نکنند. این‌چنین حقایق را چه باشند؟ پیوسته مطالعتِ این نوشته‌ها میکن و در شبانه‌روزی وردی بِنِه این مطالعت را، که آن سود که از این یابی، از هیچ نیابی البته. • عین القضات همدانی • نامه‌ها، ج ۲، ص ۳۳۱ ● آخرین مهلت ثبت‌نام تا چهارشنبه ● • جهت اطلاع از شرایط و ثبت نام به ادمین کانال پیام دهید: @zonnouon