BL
Відкрити в Telegram
5 514
Підписники
-124 години
+437 днів
+7230 день
Архів дописів
5 514
بچه ها فایل های داخل این، خرابن برای شماهم؟ کسی بوده دانلود کرده باشه خراب باشن براش؟ اگه اره بگید عوض کنمشون
بگید حتما بهم فقط
5 514
«تو واقعاً میدونی چطور موجها رو بگیری.»
آندره آب رو صورتم پاشید.
«شک داشتی؟» با ابروهای بالا رفته پرسیدم.
«شکهای خودم رو داشتم. تقریباً متقاعد شده بودم داری الکی میگی تا باهام بیای سر قرار.»
لبخندش هنوز کامل محو نشده بود که با موج برخورد کرد و آب همهجا پاشید.
«عوضی.»
وقتی آندره برنگشت مضطرب شدم.
«آندر-آه!»
چیزی قوزک پام رو گرفت و منو کشید توی آب.
«عوضی!»
خندید، جلو اومد و موهام رو از جلوی چشمهام کنار زد. فقط چند سانت بینمون فاصله بود.
فاصلهی بینمون از بین رفت. آندره طوری من رو میبوسید که کسی تاحالا نبوسیده بود. این تمام چیزی بود که همیشه از یه بوسه تصور میکردم.
«میدونستم طعم شیرینی داری. خیلی، خیلی شیرینی.»
آندره و برادرهاش سال آخر دبیرستانشون رو تو بورلی بی شروع کردن، جایی که مال بچه پولدارهای لوس بود. اون و برادراش وصلهی ناجور بودن، یه مشت جنایتکار با گذشتهای که نمیخواستن کسی بدونه. آندره اونجا مایلز رو دید، کسی که از خیلی جهات باهاش متفاوت بود، ولی یچیزی درموردش وجود داشت که نمیتونست مقاومت کنه.
https://t.me/+UpHblJ5gF5M1MWY0
