But
Відкрити в Telegram
قرار نبود اینجوری بشه. ولی حالا که شده چرا هنوز خوشحالم؟ آدمیزادم اسکلهها.
Показати більшеІран197 549Категорія не вказана
40
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
40
Repost from N/a
نشستم یه مینی دوره در حد یکی دو ساعت دیدم
مینی دوره ادمینی و کلا آموزش اینکه چجوری پیج بزنیم
من چون کلا هیچوقت اینستا نداشتم همیشه یه چند روز داشتم و بعد پاک کردم تا چندین ماه بعد خیلی تو فضاش نبودم بلدش نیستم
این دوره خیلی برام مفید بود
سر فصلاش درباره ظاهر پیج و انواع ادمین و وظایفشون بود(سناریو نویسی، ایده پردازی، تعامل و ....) و دیگه رزومه نوشتن و کارفرما پیدا کردن و ...
40
Repost from N/a
+2
دکتر رفتم نشستم از ادامه حرفاتون با چت جیپی تی هی ازش سوال پرسیدم یه عالمه چیز خوندم
و متوجه شدم خیلی چیزا هست کنمیدونم و باید یاد بگیرم
40
چیزی که براتون میخوام آرامشه
نه خوشبختی نه پول نه یار نه هیچ گهی نمیخوام
آرزو میکنم آروم باشید و اگه نیستید یاد بگیرید
با آرامش نگاه کردن به یه زندگی بگا رفته خیلی بهتر از اینه که بدو بدو اشک بریزی و از این ور ب اون ورش بری
نریدن عزیزم آروم باش
40
حالا تصور کن که نمرده
ولی برای تو مرده
از صد هاا لیتر خاطره
چندتا قطره مونده ته بطری و انقد بی جونه
میدونی فردا دیگه نیست
میدونی وقتی کامل دیگه نباشه قراره بگی آخیش
ولی چنگمیزنی به در و دیوار برا نگه داشتن همون یادی ک همشو تا قبل از این خودت ریختی دور
40
بدبختی میدونی چیه
آدمیزاد کصخل آروم میشه و فراموش میکنه و زندگی میکنه
قبلا میگفتم فازشون چیه هی میرن پنشنبه ها سر قبر مرده ها
وقتی کسی نیست ینی نیست و ارتباطیم نیست و این ینی باید تموم بشه
ولی بعد فهمیدم که همع این ادمای بیچاره به در و دیوار میزنن تا فقط یه چیزو نگه دارن و اونم یاد طرفه
فقط یه اسم و خاطرههایی که مرور میشه بهمون این حسو میده که هنوز ارتباطی هست
40
من یه صد سالی هست پستیو فروارد نکردم سیو مسیجم که بعدا بفرستم
و صد سالی هم هست تا دم دمای خاموش شدن گوشیم ساعت چار صب با کسی حرف نزدم
آخ جوانیی کجایی
40
امیدوارم براتون پیش نیاد که وسط روزمرگی یادتون بیاد عهه من قبلا اینجوری نبودمم پشمام چه احمق شادی بودم
40
اونجا که خاطرات سیلی میزنه تو گوشت و داد میزنه احمققق، اونو واقعا ایشالا ک ندونید چیه ولی میدونم که میدونید.
