51
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+530 день
Архів дописів
خودداری از الکل تنها یک انتخاب سبک زندگی نیست؛ بلکه آیینهای از نوع نگاه فرد به زندگی و ذهن است. کسانی که قید نوشیدن را میزنند، در واقع تمایل دارند تمام ابعاد وجودشان را با وضوح کامل تجربه کنند؛ آنها دنبال کنترل ذهن و هوشیاری مطلقاند، نه فرار از واقعیت یا تلطیف درد. این نوع افراد به جای غرق شدن در احساسات و سرکوب آنها، مستقیم و بیپرده با تاریکترین و دردناکترین وجوه وجود خود مواجه میشوند. در این مواجهه، قدرتی خاموش شکل میگیرد؛ قدرتی که از انضباط، خودآگاهی و تابآوری ناشی میشود؛ ویژگیای که در جهانی که اغلب برای فرار از واقعیت به نوشیدن یا بیتوجهی پناه میبرند، به ندرت دیده میشود.
ترفند زندگی میلیاردرها: بخر، وام بگیر، بمیر💸🔥
همیشه میگن یک میلیاردر حتی برای برداشتن یه اسکناس ۱۰۰ دلاری هم خم نمیشه، چون تو همون چند ثانیه بیشتر از اون پول درمیاره و... اما ماجرا این نیست، میلیاردرها مثل ما حقوق یا درآمد نقدی ندارن، پولشون توی سهام، کمپانی و استس های مختلف پخش شده. یک سیستم عجیب توی آمریکا به اسم «بخر، وام بگیر، بمیر» (Buy, Borrow, Die) وجود داره که میلیاردرها از اون استفاده میکنند.
قضیه چیه؟
آدمای معمولی پول درمیارن، مالیاتش رو میدن و بعد خرجش میکنن. اما میلیاردرها حقوق نمیگیرن، یعنی پول نقدی به دست نمیارن که بهش مالیات بخوره! مثلاً ایلان ماسک سالها حقوقش صفر بود، جف بزوس بنیانگذار آمازون سالی فقط ۸۰ هزار دلار حقوق میگرفت و زاکربرگ حقوقش ۱ دلاره! چرا؟ چون به جای پول نقد، سهام میگیرن. طبق قانون آمریکا، سهام تا وقتی فروخته نشه، مالیات نداره. یعنی ارزش دارایی بالا میره، ولی چون نمیفروشنش، هیچ مالیاتی هم نمیدن.
مثال ساده: فرض کن یه خونه ۱۰۰ هزار دلاری خریدی. بعد از ۲۰ سال ارزشش میشه ۱۰ میلیون دلار. تو فقط روی کاغذ اون پول رو داری تا وقتی اون خونه رو نفروشی، مالیاتی نداری. میلیاردرها دقیقاً همین کار رو میکنن: هیچوقت نمیفروشند. خوب حالا یه سوال مهم پیش میاد، اگه نمیفروشند و پول نقدی هم نمیگیرند، چطوری خرج زندگی لوکسشونو میدن؟ جواب سادست: وام میگیرن، درواقع نکنه اصلی دقیقا همینه تفاوت وام گرفتن آدم معمولی و میلیاردرها: آدمای معمولی وقتی وام میگیرن، به خاطر سود بالای وام، پدرشون در میاد چون وامشون هم خیلی زیاد نیست که تا آخر عمر کفاف بده. مثلاً وام مسکن بلند مدت، وام ماشین یا وام دانشجویی. همه اینها کلی سود روش میاد. یعنی شما حقوقی که داری اول باید مالیاتشو بدی، بعد از اون کلی هم قسط وام بدی! اما برای میلیاردرها قضیه برعکسه. وقتی چندصد میلیون دلار سهام یا ملک داری، میری بانک و میگی: من نمیخوام اینها رو بفروشم، ولی نقدینگی نیاز دارم. بانک هم عاشقته، چون هیچ ریسکی براشون نداری. پس بهت وام میدن، اونم با سود خیلی کم (۲ تا ۳ درصد) چون این وام تضمین شدهست. مثلاً یکی که ۱۰۰ میلیون دلار دارایی داره، بانک راحت ۶۰ میلیون دلار وام با بهره کم بهش میده. اون فرد ۵ میلیون خرج زندگی لوکس میکنه، ۲۰ میلیون سرمایهگذاری میکنه، و بقیه رو دوباره دارایی میخره. در سال شاید فقط ۱.۵ میلیون دلار سود بانکی بده، در حالی که داراییهاش داره رشد میکنه. بخش آخر و عجیب داستان:
اینجا جادوی واقعی اتفاق میفته، قانون آمریکا میگه وقتی یکی فوت میکنه، داراییهاش برای وارثاش با ارزش روز محاسبه و منتقل میشه. یعنی اگه پدربزرگت سهام اپل رو با ارزش یک میلیون دلار خریده و الان ارزشش ۲۰ میلیونه، موقع فوت، ارزش مبنای مالیاتی برای دریافتکننده ارث میشه همون ۲۰ میلیون دلار قیمت روز. یعنی چی؟ یعنی اگه وراث، فردای روزی که اون سهم یا ملک بهشون ارث میرسه بفروشند، هیچ مالیاتی نمیدن! اینجوری تونستند قانون رو دور بزنند و داراییهای بزرگشون بدون مالیات به نسل بعد منتقل میشه. به همین دلیل خانوادههای پولدار آمریکایی هر نسل پولدارتر میشن. بدهیهای بانکی هم در بیشتر اوقات با بیمه عمر اون فرد پولدار تسویه میشه. خلاصه یک میلیاردر بدون هیچ مالیاتی پولش رو به بچه یا نوهاش میرسونه و خودش هم در طول عمرش مالیاتی ندادهخلاصه، آدمهای معمولی هر روز کار میکنن، حقوق میگیرن، کلی مالیات میدن و با سود بالا وام میگیرن. اما میلیاردرها دارایی میخرن و اون رو نمیفروشن، برای خرجهاشون وام میگیرن و لوکس زندگی میکنن. بعد از مرگ هم کل اون ثروت بدون مالیات به وارثاشون منتقل میشه. اگه میلیاردر باشی، سیستم برات کار میکنه، ولی اگه کارگر باشی، تو برای سیستم کار میکنی!🥸
ما خیلی وقتا فکر میکنیم از بقیه باهوشتریم.
نه بهخاطر نمرههامون یا مدرکمون،
بلکه چون یه حسی از درون میگه: "من میفهمم. بقیه نه."
احتمالا همه ما تاحالا این رو تجربه کردیم
اون لحظههایی که جمعی دارن دربارهی موضوعی حرف میزنن و تو با خودت میگی:
"چرا فقط من میفهمم؟ اینا چرا نمیگیرن؟"
خیلیا این حسو دارن. اما اینجا یه سوال جالب و مهم پیش میاد:
اگه همه تصور میکنن که خودشون از بقیه باهوشترن، پس واقعاً کی از کی باهوشتره؟
یه پدیدهای هست به اسم اثر دانینگ-کروگر.
میگه آدمهایی که اطلاعات کمی دارن، معمولاً اعتماد به نفس بالاتری دارن.
چون اونقدری نمیدونن که بفهمن چقدر نمیدونن.
و برعکس…
کسی که واقعاً چیزی رو میفهمه، تازه میفهمه چقدر جا برای نفهمیدن هست.
شروع میکنه به شک کردن، سوال پرسیدن، و گاهی سکوت کردن.
شاید بههمین خاطر، آدمای واقعاً باهوش کمتر با اطمینان حرف میزنن.
واقعاً، هوش یعنی چی؟
سریع جواب دادن؟ همهچیز رو بلد بودن؟
یا شاید… توانایی شک کردن، فکر کردن، و عوض شدن؟
شایدم، باهوش ترین فرد توی جمع کسیه که راحت بگه:
"نمیدونم."
چه بخواهی، چه برانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی
نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی
در اگر باز نگردد نرم باز به جایی
پشت دیوار نشستم چو گدا بر سر راهی
کسی غیر از تو نخواهم، چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه نیست پناهی
فیلم نهنگ از آرنوفسکی
داخل فیلم مدام و مدام آرنوفسکی یه داستانی رو بازگو میکنه که خیلی عمیق هستش
راجب ناخدایی که اتفاقی با یکنفر آشنا میشه و متوجه حضور یک نهنگ در دریا میشه و ناخدا با تصور اینکه با کشتن نهنگ زندگیش بهتر میشه اما غافل از اینکه کشتن نهنگ یعنی پایان زندگی خودش
چه چیزی تو ته این داستان نهفته که آرنوفسکی مدام و مدام تاییدش میکنه؟ وقتی زندگیت رو صرف چیزی میکنی (هر چیزی) در واقع داری زندگیت رو نابود میکنی، نمیسازیش
ته ماجرا میبینی به چیزی که میخواستی ممکنه رسیده باشی اما زندگیت رفته واقعا و برنمیگرده
این نهنگ رو میشه به هر چیزی تشبیه کرد، پول، لذت، شادی، خونواده، عشق، انسانیت، تخصص، تحصیل، سفر و ...
واقعیت زندگی دردناک تر ازون چیزی هست که بخوای بابتش (یا حتی بابت همه چیزش از بین بره یا فدا کنی) رفته رفته ادم پیر و خسته میشه، از خود زندگی که نتونسته بهش برسه و پی ببری بهش
تمام زندگی ما در یک توهم بزرگ و عمیق فرو رفته و در غفلتی بزرگتر پیچیده شده
به نهنگ زندگیتون فکر کنید
تو چند سال آینده یک انتقال ثروت بزرگ رخ میده، خیلی از baby boomerها (متولدین ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴) فوت میکنند (نصف ثروت امریکا/دنیا دستشون هست)
این قشر درکی از بیتکوین و کریپتو ندارند، پول میاد دست کسایی که میفهمن کریپتو چی هست و ارزش واقعی اون رو درک میکنندو این مثل بنزین رو آتیش، میشه شروع مرحله دوم انتقال ثروت
چرا بیت کوین دیشب به 118 کا رسید؟
نرخ بیکاری بالا اومد، یعنی این که نرخ بهره رو فدرال رزرو باید بیاره پایین برا این که جلوی تورم رو بگیره
چرا!؟چون نرخ بهره باید کم بشه که شرکتها و کمپانی بیان وام بگیرن سرمایه گذاری کنند چرا انقد مهمه نرخ بیکاری؟چون اگه آدما کار نکنند هزارتا هزینه دیگه به عهده دولت میوفته درواقع میشه گفت هزینه و ضرر کار نکردن آدما تو مقیاس بزرگ خیلی زیاده، حتی از تورم آمریکا هم بیشتر یعنی اونا میپذیرن که تورم داشته باشند اما نرخ بیکاری بالا به هیچ عنوان طبعات نرخ بیکاری بالا چیه!؟مثلا هزینه آب و برق و... یا افزایش جرم و جنایت تو جامعه
سیمین بهبهانی
من اگر کافر و بی دین و خرابم؛ به تو چه؟؟؟ من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به توچه؟؟؟ تو اگر مستعد نوحه و آهی٬ چه به من؟؟؟ من اگر عاشق سنتور و ربابم ؛ به تو چه؟؟؟ تو اگر غرق نمازی٬چه کسی گفت چرا؟؟؟ من اگر وقت اذان غرقه به خوابم ؛ به تو چه؟؟؟ تو اگر لایق الطاف خدایی٬ خوش باش. من اگر مستحق خشم و عتابم ؛به تو چه؟؟؟ دنیا گر چه سراب است به گفتار شما من به جِد طالب این کهنه سرابم ؛به تو چه؟؟؟ تو اگر بوی عرق میدهی از فرط خلوص! و من ار رایحه ی مثل گلابم؛ به تو چه؟؟؟ من اگر ریش٬ سه تیغ کرده ام از بهر ادب . و اگر مونس این ژیلت و آبم ؛ به تو چه؟؟؟ تو اگر جرعه خور باده کوثر هستی! من اگر دُردکش باده ی نابم ؛ به تو چه؟؟؟ تو اگر طالب حوری بهشتی٬ خب باش! من اگر طالب معشوق شبابم ؛ به تو چه؟؟؟ تو گر از ترس قیامت نکنی عیش عیان. من اگر فارغ از روز حسابم ؛ به تو چه؟میثم صفرپور در جواب به سیمین بهبهانی
کفر و بی دینی ات ای یار , به ما مربوط است بشنو این پند گهربار , به ما مربوط است تو که با لهو و لعب در پی مستی هستی میکنی جمع گرفتار , به ما مربوط است بی خیالت بشوم بارش طوفان بلا میرسد از درو دیوار , به ما مربوط است آنچه آمد به سر طایفه نوح نبی میشود واقعه تکرار , به ما مربوط است من اگر لایق الطاف خدایم , به تو چه؟ تو کنی جامعه بیمار , به ما مربوط است تو اگر می بخوری در پس خانه , چه به من؟ گر بیایی بر انظار , به ما مربوط است تو به این کوه گنه عامل شیطان گشتی شده ای نوکر دربار به ما مربوط است گر نبندیم، برِ پوزه او قلاده میدرد همچو سگ هار , به ما مربوط است گر تو سوراخ کنی کشتی این جامعه را میشود غرق به ناچار به ما مربوط است مست کن لیک نبینم که تو مستی کردی اربده , کوچه وبازار؟ به ما مربوط است تو که با چنگ و ربابت همه مردم را میکنی مستعد نار , به ما مربوط است به جهنم که خودت را بکشی در خانه در خیابان بزنی دار به ما مربوط است دین من داده اجازه که دخالت بکنم تا نبینم زتو آزار , به ما مربوط است امر معروف کنم , نهی زمنکر بپذیر تا ابد , ترمز اشرار , به ما مربوط استجواب صادق.ع به میثم صفرپور
بشنو این شعر، صفرپور ،به تو مربوط است لحن تند و کمی ناجور، به تو مربوط است کفر و بی دینیِ سیمین و من و آن، چه به تو؟ شهوتِ زاهدِ مغرور، به تو مربوط است اگر از ساز نداری دل خوش، خب تو نرقص رقصِ با سازِ خودت جور، به تو مربوط است مستی و عیش و کمی باده تو را حاجت نیست کِیف با منقل و بافور ، به تو مربوط است اگر از شعر رسد بارش طوفان بلا مُردن و خفتنِ در گور، به تو مربوط است قصه ی نوح نبی، وَهمِ قشنگیست ولی... قصه ی "هاله ای از نور"، به تو مربوط است "ریش در ریش به اندیشه ی ما زخم زدید" ملّتی گُنگ و کَر و کور،به تو مربوط است تو اگر لایق الطاف خدایی ،خوش باش باغ و فاحِشکده ی حور،به تو مربوط است در و دربار که دستِ تو و همکیشان است نوکر و ناظر و منظور، به تو مربوط است تو دم از پوزه و قلّاده زدی؟ شرمت باد پوزه و گرمیِ آخور، به تو مربوط است چهارده قرن شده کشتیِ این جامعه غرق قایقِ صید و پُر از تور، به تو مربوط است میکنم مست ببینی که چه بی آزارم اذیت و اربده و زور، به تو مربوط است تو که بیزار ز چنگی و ربابی ، چه به من؟ به عزا ، عرعرِ شیپور، به تو مربوط است من اگر خانه بمیرم چه به تو؟ ...در کوچه... کُشتن مردمِ رنجور ، به تو مربوط است دین تو داده اجازه که دخالت بکنی؟؟؟ دخل در مقبره و گور، به تو مربوط است امرِ معروفِ،تو از جاهلی و نادانیست رسمِ اعراب شَل و کور ، به تو مربوط است
من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است
اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است
مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست
تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است...
ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن
شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است
میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم
که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است
اگر در اصل، دین حب است و حب در اصل دین، بی شک
به جز دلدادگی هر مذهبی، مشتی خرافات است...
فاضل نظری
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
