763
Підписники
-124 години
-17 днів
+830 днів
Архів дописів
763
آدم ها بهت میچسبن بعد یه روز بالاخره میرن و یه تیکه از وجودت و با خودشون میبرن سعی کن با کسی بگردی که انقدر خودش داشته باشه که وقتی میره، تیکه ی کوچیکتری ازت و با خودش ببره.
763
صداهایی که دیگه از ذهنمون نمیره :
سپهر من کجایی بابا؟
مانی بابا برو منم میام.
اومدم مبین اومدم مامان.
حدیث من گشنه رفت.
بابا دوستت دارم.
من حالا جواب رونیکا رو چی بدم؟
بابا سوختم…. سوختم.
خیلی دوسِت دارم حالا که دارم میرم.
درود به مردم شریف ایران.
بچه ها کمک، ناموساً کمک.
حکمم اعدامه، به مامان چیزی نگو.
بچه ها نخندینا.
من هم پسر کسی هستم.
سهم بچه من از وطنِ من پنج تا گلوله بود.
حیدر حیدرکنان به بچه من شلیک کردن.
متهم اظهار پشیمانی نکرد.
پارسا مامان خوب بخوابی پسرم برام آرامش بخواه واسه داداشات صبر بخواه.
سرده ولی بریم موتور سواری.
توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد،به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد.
در راه تو،چه ارزشی دارد این جانِ ما،پاینده باشی و جاودان،ایران.
توروخدا آقا اعدام نه.
ایشالله این آخرین باری باشه که میگن از خونه نرین بیرون،داریم میریم اعتراضات.
مامان مامان مامان شعماشو کی فوت کنه مامان؟
داداشم داماد شده دست بزنین.
ببخشید مادر خوبی نبودم برات اگر.
من این جمعیتو میخاستم برا عروسیش دعوت کنم.
بچم یخ کرده.
میخام فقط بابام پیشم باشه.
مادر،تو گورم نداشتی مادر.
چجوری اینجا جا شدی،تو با این قد رشیدت.
من دیر رسیدم آراز منو ببخش.
ببخشید مامان پاتو عمل نکردم رفتی.
بابا نمیتونم سرپا وایسم محمد.
به سنگ قبرتم رحم نکردن عرفان.
بچمو میبردم سرکار،بچم تنها نیاد سرما نیاد،بچم هم تنهاس هم تو سرماس.
بابا پس کِی میای خونه؟
وقتی داشتی جون میدادی آراز،چندبار صدام کردی من نبودم آراز؟ آراز اولین باری بود که دیر رسیدم مامان.
سینه ام سوخت،سوختم،دخترم دکتر بود،دکتر بود.
-بابا +جونم مرد -خیالت راحت،دوستت دارم.
حتی اگر یدونه از ما بمونه،سر گور نجس شماها پایکوبی میکنه.
و….🖤
