. تامسون (گربه نارنجی)
Відкрити в Telegram
هیچکسی نیست که به حرف هام گوش بده پس حداقل تو بمون . ISTJ 🍊 @Thomson5_bot جواب چالشا: @zarttttton
Показати більше785
Підписники
-724 години
-117 днів
+37530 день
Архів дописів
پارک ها و مکان های مختلف
سعی کردم با خودم خلوت کنم
این کارو پارسال همین موقع ها زیاد انجام میدادم اصلا هم بد نبود
ولی دیگه تکراری شد
باورکن من با تنهایی کنار اومدم،بیرون رفتن های مختلفی انجام دادم،کارای مختلفی رو تنهایی انجام دادم
ولی هی یه چیزی بهم میگه دیگه تا کی میخوای این وضعیتو ادامه بدی
میشه همینجا جواب بدم که هی ریپ نشه؟!
مسئله اصلا این نیست که کسی رو ناراحت کنید یا نکنید. باور بفرمایید کسی که باهاتون دوست باشه، شما آدم هم بکشید نهایتا میزنه تو سرتون، بعد کمک میکنه جسد رو گم و گور کنید!
[البته دوست خوب باید کمک کنه انسان بهتری بشید و این یه مثاله🙏🏻]
ولی بخاطر اینکه بخشی از مسیرتون مثل بقیه نیست خودتون رو سرزنش نکنید. پتانسیل انسانها باهم متفاوته.
نمیخوام بگم این به صلاحه یا حکمتیه یا هرچی.
به نظرم اول باید بپذیرید که این تنهایی بخشی از شماست و کمی دوستش داشته باشید و ترسی از تنها موندن نداشته باشید. شاید ندونید ولی همین که از اون تفکر خارج بشید، خیلی روی رفتارتون توی روابط هم تاثیر میذاره!
اینکه یه همسفر داشته باشم چیز بدیه؟ من یه همسفر میخوام، بهم گوش بده، بهش گوش بدم، باهم حرف بزنیم بخندیم ناراحت بشیم
سه ساله دارم رو اخلاقم کار میکنم و خیلی بهتر شدم قبلا هر رفتار تندی که داشتم رو نشون میدادم و الان روش کار کردم و خودم میریزم تا طرف ناراحت نشه
اصلا کسیو ناراحت نکردم حداقل تا جایی که با چشم خودم دیدم
Repost from N/a
ببخشید خودم رو قاطی بحث میکنم.
ولی قبلا هم گفتم-
مسیر زندگی آدمها شبیه هم نیست که شماها حسرت دوستی و دستاوردهای بقیه رو بخورید و بابت نداشتنش ناراحت بشید.
اینکه یه عده دوستیهای طولانی از کودکی دارن اولا برای همه صدق نمیکنه؛ دوما خیلی خیلی مربوط به رفتارهای اون دونفره.
آیا شما مثل اون فرد رفتار میکنید و شرایط یکسان دارید؟ آیا دوستتون اونطور رفتار میکنه؟
اینکه دوستهای صمیمی داشته باشید خیلی خوبه.
ولی این رو هم باید بدونید که هیچ تضمینی برای "تا ابد" و "طولانی" بودن نیست.
آدمها مسافرهایی هستن که مقاصد متفاوتی دارن. شما ممکنه بخشی از مسیر سفرتون رو با آدمهای خوبی که دوستتون میشن بگذرونید.
ولی در نهایت مسیرها همونطور که به هم رسیدن، از هن جدا میشن!
مهم تر از اون کلاس دوازدهمی بودنم بود کلاس دوازدهما بیشتر تو مدرسمون پررنگ بودن
از این موارد وقتی میرفتم مدرسه زیاد داشتم
یعنی بگم کل مدرسه منو میشناختن
ولی انگار وسط دریا تشنه ای همچین حسی داشتم
مثلا من خودم اینطوری نبودم که وای خدایا اینا دوستای خوب منن بالاخره دوست پیدا کردم
بیشتر به خاطر یه موضوعی یه سری آدم دورم جمع شده بودن
و چون با هم تعامل داشتیم رفته رفته روابط قوی تری ساختیم
اصلا آدم جفت و جور شدن با همم نیستیم ولی کنار هم موندیم
به نظرم خیلی وقتا شاید ادمایی کنارمون باشن که واقعا میتونن صدشونو بذارن برامون ولی ما دیدگاهمون به یه سمت دیگهس یا به چشم ادمی که قراره دوست خوبی برامون باشه به طرف نگاه نمیکنیم💔
( ببخشید انقدد حرف میزنم =/ )
ولی به نظرم نیاز به زمانه تا آدم درستش پیدا بشه و همینطور سازگاری و کمتر کردن حساسیت رو این موضوع
خب خیلی پیام دادم اما خب چون فرد با ارزشی هستی و لازم دونستم🧚🏻♂
شبت بخیر باشه قشنگ ✨
منم همینطوری بودم همیشه غبطه میخوردم به دوستیهای بقیه
مخصوصا تو واقعیت و مدرسه و جاهای دیگه
همه دوستای بچگی داشتن که هر سال با هم بودن بزرگ میشدن و صمیمی میموندن یا یهو اکیپای دوستی خفن خیلی یهویی تشکیل میدادن
دوستایی پیدا کردم که یا تهش رفتن یه جا دیگه کلا فراموش کردن روابط رو یا سواستفاده کردن یا هم کلا یه دفعه سعی کردن ایگنور کنن:
تازه برام کلی شایعههم ساختن تو مدرسه )
و همون موقعی که کلا بیخیال دوست پیدا کردن شدم ادمایی که پیدا کردم اون وسط واقعا دوست شدن برام و موندن
انگار هرچی بیشتر بیخیال بشی نسبت به چیزی و وسواس و حساسیت کمتر نشون بدی بیشتر دور و برت رو اون چیز پر میکنه
