143
Підписники
Немає даних24 години
-527 днів
-36230 днів
Архів дописів
143
بابا پرپر شدم منو جمعم کن؛ روزامم شد یکی از یکی بدتر گوه. به تو نمیرسه صدام انقد خستم؛ یکی از این شبا بهت میدن خبر مرگمو.
- 245
143
داشتم فکر میکردم چقد حوصله آشنا شدن با آدمای جدیدو ندارم، بعد دیدم بد تر از اون حوصله ی همون آدمای قبلی رو هم ندارم.
