«مُحَرِّرالْحَنّان»
Відкрити в Telegram
قلم به دوات زندگی زدم، چراکه مولا فرمود نوشتن دل را آرام میکند. کپی نقض اصالت آدمیزاده! ✨️حنانهعزیززاده | مُحَرِّرالْحَنّان
Показати більшеІран72 138Категорія не вказана
2 160
Підписники
+2624 години
-777 днів
-20030 день
Архів дописів
2 156
تو را مبان کلاویه ها میدیدم.در رقص نوت های موسیقی. میان انگشتان کشیدهی نوازنده. زیبا بودی، افسونگر و ستودنی. تو را میدیدم و عوض بوسیدنت و غرق شدن در روشنایی مردمکهایت و فراز و فرود ظریف کمرت، در ابتدا و انتهای آهنگ کلاویه میمردم...
2 156
Repost from چامههای ناگهان.
اگر نویسنده یا شاعر هستین، این پیام رو فور کنین تا زیباترین نوشتهتون رو فور کنم و در پایان یه فولدر از نویسندهها بسازم.✨
2 156
تو ابتدایی، آغازی. علت شروع دوبارهای. تو امیدی، دلیل دوامی. به پایان رسیدن به تو نمیآید. شهدا پایان ندارند، عمرشان قدر عمر آدمها نیست. زندهاند. تو هنوز رهبری و پدریات را ایستاده پشت پسر ادامه میدهی.
2 156
[خدایا به آبروی زهرای مرضیه ما رو از شر
اصلاحطلب، پایداری، پهلوی و یهودی خلاص
کن.]
2 156
[هر کسی که راهی مراسم تشیع شده به
سمت ازادی حرکت کنه. تشیع از ازادی
شروع شده.]
2 156
همهی ما همینطوریم.
خسته، دلگیر، سردرگم، اشفته، حتی اونهایی هم که نابخردانه فکر میکنند خودشون خوبند یا غیره...حتی اونها هم خستهاند.
اما هر قدر کوچک، هر قدر کم. هر قدر ساده ما ادم های مورگون، مکلف و موظف دنیا اومدیم تا کاری انجام بدیم و بریم و خیالت راحت شما از این جهانی که شش روزه خلق شده و ابتدا و انتهای نامعلوم داره بزرگتر، محکمتر و پیچیدهترید.
ولی با اینحال گریه کنید، گریه نوره...
2 156
میدونی
من توی چنلم هیچ وقت از عقایدم نگفتم و هیچ کس هیچی راجع به زندگی شخصیم نمیدونه
و اینکه آنقدر همه توی تلگرام با من متفاوتن خیلی سخته
اینکه خیلی راحت توهین میکنن ولی نمیتونن نظر مخالف بشنون
اینکه فکر میکنن خودشون طرز فکر درست رو تعیین میکنن
اینکه فکر میکنن خودشون خوبن بقیه اشغال
اینکه اینکه اینکه
هزار تا وجود داره و من خسته ام از این جماعت
امروز که رفتم مصلی فقط گریه کرذم چون حس میکنم به اندازه کوچیکم در برابر این جهان بزرگ و پیچیده
