uk
Feedback
یادداشت‌های یک تدریس‌یار ریاضی

یادداشت‌های یک تدریس‌یار ریاضی

Відкрити в Telegram

حسین زارع (دانش‌آموخته‌ی دکتری ریاضی کاربردی دانشگاه تربیت مدرس) 🆔️ @ZareHossein

Показати більше
486
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-130 днів
Архів дописів
جوک های ریاضی معمولا حتی برای دوستداران ریاضی هم منجر به قهقهه نمی شه و بیشتر اینجوریه که فقط متوجه نکته اش می شند.یکی اومده ۶۶ تا جوک ریاضی رو با هم یه جا جمع کرده. یکی از جوک هاش: Einstein-Pythagoras equation: E = m(a²+b²)

در کلاس‌های حل تمرینم در دانشگاه گاهی برای رفع خستگی دانشجویان لطیفه تعریف می‌کردم. چندتا از این لطیفه‌ها را تقدیم می‌کنم. ۱- می‌گویند دو نفر در بالن بودند و به بالای کوهی رسیدند. دیدند یک نفر، به قول معروف سر به جِیب مراقبت فرو برده. گفتند از او بپرسیم که الآن کجاییم. پرسیدند. آن فرد هم پس از مدتی تأمل گفت: در بالن! یکی از آن دو نفر که در بالن بود به دیگری گفت شک ندارم این فرد ریاضیدان بود! دوستش گفت از کجا فهمیدی؟ گفت اولاً فکر کرد بعد جواب داد. ثانیاً درست‌ترین جواب ممکن را داد، ثالثاً بدردنخورترین جواب ممکن را داد! ۲- چرا یک ریاضیدان می‌تواند در بیابان یک بطری آب با خود به همراه داشته باشد ولی از تشنگی بمیرد؟! چون آب را در بطری کلاین با خود برده است! ۳- یک دکترای ریاضی بعد از مدت‌ها که کاری پیدا نکرده بود، در خیابان یک آگهی دید با این مضمون که شهرداری رفتگر استخدام می‌کند. او هم با خودش فکر کرد و گفت می‌روم سراغ همین شغل. هرچه باشد بهتر از بیکاری است! بعد از مدتی، شهرداری کلاس‌های سوادآموزی برای رفتگران تشکیل داد و روزی درس معلم راجع به مساحت دایره بود. معلم، دایره‌ای نه‌چندان دقیق بدون تعیین شعاع روی تخته رسم کرد و از او خواست که مساحت آن را حساب کند. این دکتر ما هم پیش خودش فکر کرد که با انتگرال مساحت این شکل را حساب کند اما گفت اگر این کار را کنم شک می‌کنند و اخراجم می‌کنند. نگاهی به همشاگردی‌هایش کرد و با صحنه‌ای عجیب روبرو شد. همه یواشکی می‌گفتند: انتگرال! انتگرال! ۴- معلمی به شاگردش گفت اگر یک پرتقال را بین ۲۰ نفر به‌طور مساوی تقسیم کنیم به هر نفر چقدر پرتقال می‌رسد؟ شاگرد هم گفت راستش با این سخاوت، فقط تفاله‌ی پرتقال به آن بدبخت‌ها می‌رسد!

در کلاس‌های حل تمرینم در دانشگاه گاهی برای رفع خستگی دانشجویان لطیفه تعریف می‌کردم. چندتا از این لطیفه‌ها را تقدیم می‌کنم. ۱- می‌گویند دو نفر در بالن بودند و به بالای کوهی رسیدند. دیدند یک نفر، به قول معروف سر به جِیب مراقبت فرو برده. گفتند از او بپرسیم که الآن کجاییم. پرسیدند. آن فرد هم پس از مدتی تأمل گفت: در بالن! یکی از آن دو نفر که در بالن بود به دیگری گفت شک ندارم این فرد ریاضیدان بود! دوستش گفت از کجا فهمیدی؟ گفت اولاً فکر کرد بعد جواب داد. ثانیاً درست‌ترین جواب ممکن را داد، ثالثاً بدردنخورترین جواب ممکن را داد! ۲- چطور یک ریاضیدان می‌تواند در بیابان یک بطری آب با خود به همراه داشته باشد ولی از تشنگی بمیرد؟! چون آب را در بطری کلاین با خود برده است! ۳- یک دکترای ریاضی بعد از مدت‌ها که کاری پیدا نکرده بود، در خیابان یک آگهی دید با این مضمون که شهرداری رفتگر استخدام می‌کند. او هم با خودش فکر کرد و گفت می‌روم سراغ همین شغل. هرچه باشد بهتر از بیکاری است! بعد از مدتی، شهرداری کلاس‌های سوادآموزی برای رفتگران تشکیل داد و روزی درس معلم راجع به مساحت دایره بود. معلم، دایره‌ای نه‌چندان دقیق بدون تعیین شعاع روی تخته رسم کرد و از او خواست که مساحت آن را حساب کند. این دکتر ما هم پیش خودش فکر کرد که با انتگرال مساحت این شکل را حساب کند اما گفت اگر این کار را کنم شک می‌کنند و اخراجم می‌کنند. نگاهی به همشاگردی‌هایش کرد و با صحنه‌ای عجیب روبرو شد. همه یواشکی می‌گفتند: انتگرال! انتگرال! ۴- معلمی به شاگردش گفت اگر یک پرتقال را بین ۲۰ نفر به‌طور مساوی تقسیم کنیم به هر نفر چقدر پرتقال می‌رسد؟ شاگرد هم گفت راستش با این سخاوت، فقط تفاله‌ی پرتقال به آن بدبخت‌ها می‌رسد!

🔍 برای جست‌وجو در مسائل کانال می‌توانید از هشتگ‌های زیر استفاده کنید: #دبیرستان #پیش‌دانشگاهی #سراسری_ریاضی_96 #سراسری_ریاضی_00 #سراسری_تجربی_00 #کارشناسی #ارشد_ریاضی_96 #کارشناسی_ارشد #دکتری_ریاضی_91 #دکتری_ریاضی_92 #دکتری_ریاضی_94 #دکتری_ریاضی_96 #دکتری_ریاضی_00 #دکتری_ریاضی_01 #دکتری_ریاضی_02 #نمونه_سؤال #نگارش #بدانیم_چرا لینک اولین مسئله‌ی کانال: https://t.me/TAinMathematics1/3

Putnam and Beyond.pdf5.34 MB

The Art and Craft of Problem Solving.pdf3.17 MB

The art of problem solving.pdf9.01 MB

#بازنشر یک مطلب دیگر ✅ در مورد سؤالات ریاضی کنکور ۱۴۰۲ کنکور ۱۴۰۲ هم برگزار شد و من همچنان با این پرسش روبرو هستم که آیا یک دانش‌آموز بی‌برخوردار از امکانات، می‌توانست تنها به اتکای مطالب کتاب‌های درسی ریاضی به آن‌ها پاسخ دهد یا خیر؟ اولاً لازم است بگویم که من از مخالفان سرسخت کنکور هستم و معتقدم که کنکور به‌هیچ‌وجه ملاک خوبی برای سنجش معلومات دانش‌آموزان و توانایی آن‌ها در حل مسئله نیست. ثانیاً از نشانه‌های محدود کردن تحصیل علم به طبقه‌‌ی سرمایه‌دار، همین سؤالاتی است که (از نظر دشواری) با مطالب کتاب‌های درسی از زمين تا آسمان تفاوت دارد. یعنی تقریباً غیرممکن است که دانش‌آموزی بدون داشتن معلم کنکور و کتاب‌های تست (با آن قیمت‌های سرسام‌آور) بتواند در مدت زمان محدود کنکور، استعداد خودش را بروز دهد. متأسفانه باید گفت که حداقل این شبهه وجود دارد که تحصیل علم نیز حق عده‌ای خاص است. غلط بودن تعدادی از سؤالات، سختی بیش از حد سؤالات (که عملاً تفاوتی بین کسی که تلاش کرده و کسی که تلاش نکرده نمی‌گذارد)، لو رفتن سؤالات کنکور یا خریدن صندلی در دانشگاه‌ها این شک را قوی‌تر می‌کنند. مهم‌ترین نکته‌ی برجسته در کنکور امسال، تفاوت بارز سطح سؤالات آن با مطالب کتب درسی بود. این تفاوت مرا یاد آن عکسی می‌اندازد که خرگوشی در میان تعداد زیادی هویج قرار گرفته است. کتاب درسی می‌گوید چند خرگوش در تصویر می‌بینید و کنکور می‌پرسد در این تصویر چند هویج وجود دارد؟ ناکامی کتاب‌های درسی در نیل به اهداف تعیین شده‌ اتفاقی که در کشور ما افتاد این بود که رویکرد کتاب‌ها عوض شد اما رویکرد معلمان نه. یعنی بستر این تغییر فراهم نبود. تمرکز کتاب‌های تألیفی جدید بر فعالیت‌محور بودن آموزش و درگیر کردن دانش‌آموزان در فرایند یادگیری بود. اما معلمان عزیز با این رویکرد چندان مأنوس نبودند و آموزش ندیده بودند. نتیجه این شد که با وجود حذف خیلی از مطالب خوب مانند انتگرال، هنوز هم عده‌ای از معلمان در تدریس کتاب‌ها وقت کم می‌آورند و از سوی دیگر بسیاری از معلمان همان جزوه‌ی تألیفی خود را به عنوان منبع درسی معرفی می‌کنند. حذف یا کم‌رنگ کردن مباحث خوب و افول خلاقیت در دانش‌آموزان بشخصه معتقدم حل مسائلِ در جهتِ عکس، که از جمله مسائل خلاقیت‌پرورند، از کتاب‌های درسی رخت بربسته‌اند. منظورم از مسائلِ در جهتِ عکس چیست؟ شما راحت می‌توانید دو چندجمله‌ای را در هم ضرب کنید و حاصل را ساده کنید. اما تجزیه‌ی یک چندجمله‌ای مشکل‌تر است و خلاقیت می‌طلبد! شما راحت مشتق می‌گیرید. ولی انتگرال‌گیری نامعین، خلاقیت می‌طلبد! تعیین نوع مقطع مخروطی از یک معادله‌ی ضمنی چالشی‌تر از این است که بگوییم فلان مقطع مخروطی را رسم کنید! شما راحت می‌توانید دامنه‌ی یک تابع را معلوم کنید. اما تعیین برد چالشی‌تر است (شما کتاب ریاضی دهم، حسابان یازدهم و حسابان دوازدهم را نگاه کنید. هیچ‌‌کدام برد توابع را خوب بحث نکرده‌اند). در کتاب هندسه‌ی ۳ که مثلاً جایگزین همان هندسه‌ی تحلیلی و جبر خطی نظام قدیم است، هیچ‌جا ترانهاده و اثر ماتریس تعریف نشده است. محاسبه‌ی دترمینان بدون استفاده از بسط لاپلاس را نمی‌بینیم. هذلولی در این کتاب جایی ندارد و ... . بهترین مطالب مربوط به گراف‌ها را از کتاب ریاضیات گسسته حذف کرده‌‌اند و یک مسئله‌‌ای که جایش حداقل در این کتاب نیست (مسئله‌‌ی احاطه‌گری در گراف‌ها) را آورده‌اند. من چون سال‌ها مدرس حل مسئله بوده‌ام و با دانشجويان سال اولی سر و کار داشته‌ام، به این نکات بیشتر توجه کرده‌ام. خلاصه اینکه، نه کتاب‌های درسی ریاضی خوب تدوین شده‌اند و نه سطح سؤالات کنکور متناسب با مطالب کتاب‌هاست. این‌ها را بگذارید در کنار مسائل اقتصادی و بی‌انگیزگی معلمان و دانش‌آموزان، و رانت طبقه‌ی سرمایه‌دار. جبران خلیل جبران جمله‌ای دارد با این مضمون که برای نابودی یک کشور کافیست خانواده، نظام آموزش و الگوهای آن جامعه را نابود کنید. معتقدم که بلیّه‌ی کنکور بهترین وسیله برای رسیدن به هدف دوم است. با احترام حسین زارع دانش‌آموخته‌ی دکتری ریاضی کاربردی دانشگاه تربیت مدرس ( ۱۶ تیرماه ۱۴۰۲)

این مطلب را چند سال قبل، در حالی که در جست‌وجوی شغل بودم، نوشتم. فکر می‌کنم حرف‌هایم همچنان برای این روزها صدق می‌کنند. ✅ پنج دلیل بیکاری فارغ‌التحصیلان ریاضی به عنوان کسی که با داشتن مدرک تحصیلی دکتری ریاضی، مدتی است دنبال کار می‌گردد، چند دلیل برای بیکاری فارغ‌التحصیلان رشته‌های ریاضی بیان می‌کنم: ۱- طبیعی است که اولین شغلی که به ذهن هر فارغ‌التحصیل ریاضی برسد، معلمی یا عضو هیئت علمی دانشگاه باشد. یکی از دلایل بیکاری فارغ‌التحصیلان ریاضی همین است که به‌ندرت به شغلی غیر از این شغل‌ها فکر می‌کنند! ۲- بسیاری از صاحبان شرکت‌های خصوصی، برایشان مهارت انجام کار متقاضی مهم‌تر است تا مدرک تحصیلی او. اما از آنجا که ارتباط با صنعت در دانشگاه‌های ما بسیار ضعیف بوده است، این فارغ‌التحصیلان عموماً با مهارت‌های لازم برای ورود به شرکت‌های خصوصی آشنا نیستند. این آشنایی نیاز به زمان دارد و تا حد زیادی به صورت خودآموز باید انجام شود. ۳- این روزها هر کسی که هم رشته‌ی دانشگاهی او ریاضی نبوده، به تدریس ریاضی روی آورده است. طرف، رشته تحصیلی‌اش مهندسی برق، صنایع، مکانیک و ... است، پزشکی یا پرستاری خوانده است، در دانشگاه شیمی یا فیزیک خوانده است، ولی دارد دروس ریاضی مقاطع پایین‌تر و بعضاً مقطع کارشناسی را تدریس می‌کند! خوب، طبیعی است که این کار آن‌ها، بازار کار رشته‌های ریاضی را کم‌رونق کند. مسئولین امر و خود ریاضی خوانده‌ها باید نگذارند که این کار تبدیل به یک عادت، رویه، یا فرهنگ شود. متأسفانه همین الآن این اتفاق تا حدی افتاده است. برای مثال خیلی از مدارس غیرانتفاعی دبیران ریاضی‌شان از رشته های غیر ریاضی است، یا در بین مدرسان کنکور یا مؤسسات کنکوری افرادی را می‌بینیم که رشته‌ی تحصیلی‌شان ریاضی نبوده و ریاضیات کنکور را تدریس می‌کنند. این فاجعه است. ۴- دلیل بعدی بیکاری فارغ‌التحصیلان ریاضی، جذبِ بسیار کمِ عضو هیئت علمی است. دولت ترجیح می‌دهد که از اساتیدی که به مرتبه استادی رسیده‌اند و بعضاً سن و سالی از آن‌ها گذشته است، استفاده کند ولی عضو هیئت علمی جدیدی استخدام نکند. چرا؟ یک دلیل واضحش این است: با بازنشسته کردن استاد مسن، و استخدام عضو هیئت علمی جوان باید هم حقوق عضو هیئت علمی جوان را بدهد و هم حقوق بازنشستگی استاد مسن را. بنابراین، استاد مسن را نگه می‌دارد و تعداد استخدام را هم پایین می‌آورد تا یک حقوق بیشتر پرداخت نکند. جوان فارغ‌التحصیل کی استخدام شود؟ وقتی که سنش به ۴۵ سال رسید و دیگر نتواند استخدام شود. استاد مسن کی بازنشسته شود؟ اگر آدم بسیار وارسته ای باشد در زمان خود. اگر نه، وقتی که اجل مرگش فرا برسد. شاید یک علّت جذبِ کم عضو هیئت علمی در رشته‌ی ریاضی این باشد که تعداد دانشجویان ورودی این رشته کم شده است. می‌دانیم که از آنجا که استقبال از رشته‌های علوم تجربی و انسانی در دبیرستان بیشتر از رشته ریاضی است، (متأسفانه) دیگر کمتر کسی سراغ رشته‌های علوم پایه دانشگاهی مانند ریاضی و فیزیک و ... می‌رود. زمانی که ما کنکور می‌دادیم، متقاضیان کنکور رشته ریاضی بیشتر از تجربی و انسانی بود. الآن دقیقاً برعکس شده است. این یک تهدید برای کشور است. چون اولاً اگر به اندازه کافی نیروی خوب در رشته‌های علوم پایه تربیت نشود، کشور بعدها در تأمین هیئت علمی این رشته‌ها به مشکل بر می‌خورد. ثانیاً ورودیِ کمِ رشته‌های علوم پایه و مهندسی به معنی ورودیِ زیادِ رشته‌های مرتبط با علوم تجربی و انسانی است و این خطر وجود دارد که در آینده شغل‌های مرتبط با این رشته‌ها اشباع شود و دولت نتواند برای فارغ‌التحصیلان آن‌ها کاری کند. ۵- دلیل دیگر بیکاری فارغ‌التحصیلان ریاضی، محدود کردن استخدام معلم در آموزش و پرورش به فارغ‌التحصیلان دانشگاههای فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی است. نکته جالب اینکه، دانشجویان دانشگاه فرهنگیان از بدو ورود به دانشگاه دارای حقوق ماهیانه هستند و شغل آن‌ها تضمین شده است. مقایسه کنید با دانشجویان دانشگاههای سراسری که در طول تحصیل حقوقی دریافت نمی‌کنند و پس از فراغت از تحصیل نیز برای استخدام در آموزش و پرورش، می‌بایست از طریق ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان با خیل عظیمی از همنوعان خودشان در آزمون استخدامی رقابت کنند. سال‌های قبل حتی خبر رسید که ماده ۲۸ از اساسنامه حذف می‌شود که صدای خیلی از فارغ‌التحصیلان را درآورد.

این مطلب را چند سال قبل، در حالی که در جست‌وجوی شغل بودم، نوشتم. فکر می‌کنم حرف‌هایم هم‌چنان برای این روزها صدق می‌کنند. ✅ پنج دلیل بیکاری فارغ‌التحصیلان ریاضی به عنوان کسی که با داشتن مدرک تحصیلی دکتری ریاضی، مدتی است دنبال کار می‌گردد، چند دلیل برای بیکاری فارغ‌التحصیلان رشته‌های ریاضی بیان می‌کنم: ۱- طبیعی است که اولین شغلی که به ذهن هر فارغ‌التحصیل ریاضی برسد، معلمی یا عضو هیئت علمی دانشگاه باشد. یکی از دلایل بیکاری فارغ‌التحصیلان ریاضی همین است که به‌ندرت به شغلی غیر از این شغل‌ها فکر می‌کنند! ۲- بسیاری از صاحبان شرکت‌های خصوصی، برایشان مهارت انجام کار متقاضی مهم‌تر است تا مدرک تحصیلی او. اما از آنجا که ارتباط با صنعت در دانشگاه‌های ما بسیار ضعیف بوده است، این فارغ‌التحصیلان عموماً با مهارت‌های لازم برای ورود به شرکت‌های خصوصی آشنا نیستند. این آشنایی نیاز به زمان دارد و تا حد زیادی به صورت خودآموز باید انجام شود. ۳- این روزها هر کسی که هم رشته‌ی دانشگاهی او ریاضی نبوده، به تدریس ریاضی روی آورده است. طرف، رشته تحصیلی‌اش مهندسی برق، صنایع، مکانیک و ... است، پزشکی یا پرستاری خوانده است، در دانشگاه شیمی یا فیزیک خوانده است، ولی دارد دروس ریاضی مقاطع پایین‌تر و بعضا مقطع کارشناسی را تدریس می‌کند! خوب، طبیعی است که این کار آن‌ها، بازار کار رشته‌های ریاضی را کم رونق کند. مسئولین امر و خود ریاضی خوانده‌ها باید نگذارند که این کار تبدیل به یک عادت، رویه، یا فرهنگ شود. متأسفانه همین الآن این اتفاق تا حدی افتاده است. برای مثال خیلی از مدارس غیرانتفاعی دبیران ریاضی‌شان از رشته های غیر ریاضی است، یا در بین مدرسان کنکور یا مؤسسات کنکوری افرادی را می‌بینیم که رشته تحصیلی‌شان ریاضی نبوده و ریاضیات کنکور را تدریس می‌کنند. این فاجعه است. ۴- دلیل بعدی بیکاری فارغ‌التحصیلان ریاضی، جذبِ بسیار کمِ عضو هیئت علمی است. دولت ترجیح می‌دهد که از اساتیدی که به مرتبه استادی رسیده‌اند و بعضاً سن و سالی از آن‌ها گذشته است، استفاده کند ولی عضو هیئت علمی جدیدی استخدام نکند. چرا؟ یک دلیل واضحش این است: با بازنشسته کردن استاد مسن، و استخدام عضو هیئت علمی جوان باید هم حقوق عضو هیئت علمی جوان را بدهد و هم حقوق بازنشستگی استاد مسن را. بنابراین، استاد مسن را نگه می‌دارد و تعداد استخدام را هم پایین می‌آورد تا یک حقوق بیشتر پرداخت نکند. جوان فارغ‌التحصیل کی استخدام شود؟ وقتی که سنش به ۴۵ سال رسید و دیگر نتواند استخدام شود. استاد مسن کی بازنشسته شود؟ اگر آدم بسیار وارسته ای باشد در زمان خود. اگر نه، وقتی که اجل مرگش فرا برسد. شاید یک علّت جذبِ کم عضو هیئت علمی در رشته‌ی ریاضی این باشد که تعداد دانشجویان ورودی این رشته کم شده است. می‌دانیم که از آنجا که استقبال از رشته‌های علوم تجربی و انسانی در دبیرستان بیشتر از رشته ریاضی است، (متأسفانه) دیگر کمتر کسی سراغ رشته‌های علوم پایه دانشگاهی مانند ریاضی و فیزیک و ... می‌رود. زمانی که ما کنکور می‌دادیم، متقاضیان کنکور رشته ریاضی بیشتر از تجربی و انسانی بود. الآن دقیقاً برعکس شده است. این یک تهدید برای کشور است. چون اولاً اگر به اندازه کافی نیروی خوب در رشته‌های علوم پایه تربیت نشود، کشور بعدها در تأمین هیئت علمی این رشته‌ها به مشکل بر می‌خورد. ثانیاً ورودیِ کمِ رشته‌های علوم پایه و مهندسی به معنی ورودیِ زیادِ رشته‌های مرتبط با علوم تجربی و انسانی است و این خطر وجود دارد که در آینده شغل‌های مرتبط با این رشته‌ها اشباع شود و دولت نتواند برای فارغ‌التحصیلان آن‌ها کاری کند. ۵- دلیل دیگر بیکاری فارغ‌التحصیلان ریاضی، محدود کردن استخدام معلم در آموزش و پرورش به فارغ‌التحصیلان دانشگاههای فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی است. نکته جالب اینکه، دانشجویان دانشگاه فرهنگیان از بدو ورود به دانشگاه دارای حقوق ماهیانه هستند و شغل آن‌ها تضمین شده است. مقایسه کنید با دانشجویان دانشگاههای سراسری که در طول تحصیل حقوقی دریافت نمی‌کنند و پس از فراغت از تحصیل نیز برای استخدام در آموزش و پرورش، می‌بایست از طریق ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان با خیل عظیمی از همنوعان خودشان در آزمون استخدامی رقابت کنند. سال‌های قبل حتی خبر رسید که ماده ۲۸ از اساسنامه حذف می‌شود که صدای خیلی از فارغ‌التحصیلان را درآورد.

⭕️بانک صادرات ایران، از میان فارغ التحصیلان دانشگاه ها، بدون آزمون  برای تصدی واحدهای ستادی، دعوت به همکاری می کند. شرایط استخدام نیرو: مقطع تحصیلی: کارشناسی، ارشد و دکتری جنسیت: خانم و آقا جذب نیرو: از سراسر کشور رشته های مورد نیاز: مهندسی کامپیوتر، مهندسی صنایع، آمار، ریاضی، حسابداری، اقتصاد، مدیریت(گرایش منابع انسانی، مالی و بازاریابی)، حقوق لینک ثبت نام: https://recruit.bsi.ir/Account/Login?ReturnUrl=%2F دانشگاه های منتخب: تهران، شهید بهشتی،‌ علامه طباطبائی، صنعتی شریف، علم و صنعت ایران، امیرکبیر، خواجه نصیرالدین طوسی،‌فارغ‌التحصیلان مقطع دکتری واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران 🆔 تلگرام‌ @estekhdami_bank

وقتی از کسی، شغلی یا هر چیزی خوشم نیاد... خودم ازش فاصله می‌گیرم. 😊

پیام‌آور مهربانی و رحمت، محمّد مصطفی، صلوات الله علیه و آله: سه گناه است که کیفرشان در همین دنیا می‌رسد و به آخرت نمی‌افتد: ۱- آزردن پدر و مادر؛ ۲- زورگویی و ستم به مردم؛ و ۳- ناسپاسی نسبت به خوبی‌های دیگران.

✅ پیامبر رحمت، محمّد مصطفی، صلوات الله علیه و آله: سه گناه است که کیفرشان در همین دنیا می‌رسد و به آخرت نمی‌افتد: ۱- آزردن پدر و مادر؛ ۲- زورگویی و ستم به مردم؛ و ۳- ناسپاسی نسبت به خوبی‌های دیگران.

Test OR Modaresan Sharif.pdf13.33 MB

Asl shomool va lane kabootari.pdf0.88 KB