uk
Feedback
𝖢𝗅𝗈𝗎𝖽

𝖢𝗅𝗈𝗎𝖽

Відкрити в Telegram

𝖠 𝗅𝖾𝗍𝗍𝖾𝗋 𝗂𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍 𝖻𝗈𝗑 ➥ @Kindaof_bot

Показати більше
416
Підписники
Немає даних24 години
-257 днів
-22530 днів
Архів дописів
ー 🌙 ‌ ‌Naruto ˙ Hinata Hyuga
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ⸻ ꣒ 𝗘𝗅𝗂𝗈𝗍 𑁯 ‌ Anu
‌ ‌ #HinataHyuga ·   · #Anime ‌ ‌ ‌ ‌

sticker.webp0.00 KB

ادیتش>>

' Cₐᵤₛₑ ᵢ ₙₑᵥₑᵣ Fᵢₙd ₐₙₒₜₕₑᵣ Yₒᵤ

sticker.webp0.00 KB

-ادای آدم خوبارو درنیار. تو حتی تو اداره تا مرز سوزوندنم پیش رفتی، بدون ذره‌ای اهمیت. حتی وقتی روشنش کردی و ترس مثل زهر تو تن
+1
-ادای آدم خوبارو درنیار. تو حتی تو اداره تا مرز سوزوندنم پیش رفتی، بدون ذره‌ای اهمیت. حتی وقتی روشنش کردی و ترس مثل زهر تو تنم پیچید... تنها چیزی که بهش فکر می‌کردم، مرگ بود. هنوزم بوی آتیش حالمو تا مرز نابودی می‌بره #اسپویل #silent_cry

sticker.webp0.00 KB

خسته نباشی

Repost from N/a
یک سال گذشت…
همچون عبور آرامِ رودی خسته از دلِ کوه‌هایی پُرپیچ‌و‌تاب، که سنگ‌ها را لمس می‌کند، بغض‌ها را با خود می‌برد، و بی‌آنکه چیزی بگوید، هزار حرفِ ناگفته را در جریان خود پنهان می‌سازد. یک سالی که میانش گاهی صدای ما خاموش شد، اما سکوت، چنان فریادی در گوشم پیچید که انگار هر کلمه‌ی نگفته، زخمی‌ست بر حنجره‌ی روحم. آری… میان ما گاهی ترک‌هایی افتاد، ریز، ولی عمیق، مثل شکستن آیینه‌ای در شب تار، که حتی در تاریکی هم نور را کج و موج‌دار بازتاب می‌دهد. با این‌همه، هنوز تو برای منی… بودی، هستی، و شاید خواهی بود. هیچ‌وقت خیال نمی‌کردم آن‌که روزی از نگاهش پرهیز داشتم، بشود فانوس نیمه‌شب‌هایم، بشود لبخندِ بی‌دلیل گوشه‌ی لبم، بشود تپشِ بی‌اجازه‌ی قلبم در خلوت‌ترین لحظاتم. تو شدی نسیمی از جهان دیگر، که غبار از برگ‌های جانم زدود، و نوری لطیف، که در ظلمت‌خانه‌ی ذهنم روشن شد، بی‌آنکه بخواهد دیده شود. با تو، انگار خودم را از نو نوشتم، واژه‌ به واژه، بیت‌ به بیت، نه کامل، اما شبیه‌تر به آن "منِ رؤیایی" که همیشه جایی میان خیال و دلتنگی‌ام زندگی می‌کرد. تو برای من، فصلی بودی پر از تضاد: باران و شکوفه؛ اشک و آرامش، سردی و سبز بودن. اما من در همان فصل، ماندم و ریشه دواندم، چون درختی که حتی در برف هم امید به شکوفه دارد. ممنونم... که یک سال، همچون فانوسی کوچک در باد، در کنارم سوختی و نتابیدی، اما بودی. ممنونم که حتی اکنون، در میان فاصله‌هایی که گاه دلتنگی را چند برابر می‌کند، هنوز نامت طعمِ آرامش دارد بر لبانم. تو در من ریشه کردی، نه سطحی، نه موقت، بلکه عمیق، آن‌قدر که حتی اگر روزی جهان فراموشم کند، این عشق، در خاک دلم ادامه خواهد داد. چون نهالی سرسخت در طوفان؛ و من... دوستت دارم. نه از آن عشق‌های لحظه‌ای که با باد می‌آیند و با نسیم می‌روند، بلکه با باوری ریشه‌دار، که از دلِ درد گذشته و هنوز ایستاده؛ بی‌هیاهو، بی‌تردید...

Repost from N/a
photo content
+4

sticker.webp0.00 KB

خیلی قشنگهههه

Repost from 南洋 archive ;
photo content
+1

Repost from 南洋 archive ;
photo content
+1

sticker.webp0.00 KB

خیلی قشنگه

آن شب قلبم را به هزاران تکه تقسیم کرد؛ هر تکه اش پر از خاطره ها، نگاه‌ها و لحظه هایی بود که به او پیوند داشت. با این حال حتی شکسته ترین تکه های قلبم هم برایش می تپند. هرچند آن شب درد را به تمام وجودم چشاند، اما هنوز هم مثل همان روز اول که دیدمش او را با تمام وجود می پرستم. نه زمان، نه فاصله و نه هیچ شکستنی نمیتواند عشقی را که در قلبم ریشه دوانده است از میان بردارد. او برای من چیزی فراتر از یک عشق ساده است؛ او خورشید روزهای تاریک و آرامش طوفان‌های زندگی من است.

photo content
+1