ࡅ߭ࡐߊ
Відкрити в Telegram
گوشِه ای از نوت های ذِهنِ نوا. @Echosoulnotesbot : ناشناس @navayedaronm : ادیت
Показати більшеІран161 043Категорія не вказана
621
Підписники
-124 години
-47 днів
-1330 днів
Архів дописів
622
تو دل شبهای تار، وقتی هیچکس نیست، وقتی صداها خاموش میشن و همهچیز به سکوت پناه میبره، یه آدم تنها هنوز زندهست. نه به امید مردم، نه به وعدههای پوچ دنیا، به یه باور عمیق، یه ایمان سوزان، به خدایی که حتی اگه همه رهاش کنن، اون هنوز هم هست.
622
داستایفسکی میدونست که داشتن یه آدم امن چقدر مهمه که تو رمان جنایت و مکافات نوشت:
هر کس باید بتواند به جایی پناه آورد، چون مواردی پیش میآید که حتماً لازم است انسان بتواند به یکجا، به هر کجا که باشد برود.
622
داستایفسکی میدونست که داشتن یه آدم امن چقدر مهمه که تو رمان جنایت و مکافات نوشت:
«هر کس باید بتواند به جایی پناه آورد، چون مواردی پیش میآید که حتماً لازم است انسان بتواند به یکجا، به هر کجا که باشد برود.»
622
زن ها ميتوانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند
آواز بخوانند،غذاي دلخواهت را تدارک ببينند ،کودکانه با بچه ها بازی کنند،زن ها ميتوانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند،ببخشند و بخندند ،تو از طرز آرایش موهايش يا رنگ لب هايش ، لباسش يا حتي حرف هايش ، هرگز نميتواني حدس بزني زني که روبرويت ايستاده دلتنگ يا دلشکسته است زن بودن کار ساده ای نیست.
622
در سرمای شب،همه چیز بیجان بود.حتی قلبم. اما چیزی که بیشتر آزار میداد،این بود که میدانستم هیچ دستی نیست که دوباره آن را گرم کند.
پل لندن - جک لندن
622
در سرمای شب، همه چیز بیجان بود. حتی قلبم. اما چیزی که بیشتر آزار میداد، این بود که میدانستم هیچ دستی نیست که دوباره آن را گرم کند.
پل لندن - جک لندن
622
امید، تنها چیز قدرتمندی است که میتواند دلهای انسان را در تاریکی حفظ کند.
برادران کارامازوف - داستایفسکی
622
Repost from "برای تو؛ برای ما"
این پیام رو فوروارد کنید و اون جای خالی رو با آهنگ قفلی این روز هاتون پر کنید (توروخدا بامداد خمار رو نزارید )
622
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم امیدهای رفته پی روزهای رفته را، هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم؛ از فردای خود امید.
- بهرام بیضایی
622
بعضی شبها آنقدر طولانیاند که آدم به همه چیز فکر میکند. به تمام اشتباهاتش، به کسانی که از دست داده، به حرفهایی که باید میزد و نزده. و وقتی صبح میشود، تنها چیزی که باقی مانده، سنگینی یک قلب است که انگار از خاطره ساخته شده. هیچکس هم نمیپرسد شب چه گذشت؛ چون برای دیگران، روز تازهای شروع شده، اما برای تو، شب ادامه دارد.
جزء از کل - استیو تولتز
622
آدمها همیشه در جستجوی عشقاند، اما کمتر کسی در جستجوی فهمیدن است. ما میخواهیم کسی ما را دوست بدارد، بیآنکه بخواهد ما را بفهمد. اما عشق واقعی از دلِ درک و شناخت متقابل زاده میشود.
سیمون دوبووار، جنس دوم
622
فکر آزارم میداد. تا تنها میشدم از هجوم یک احساسهای درهم و برهم مغزم میخواست منفجر شود. میدانستم که فکر کردن کار خطرناکی است. فکر، آدم را به کشتن میداد.
کوچه ابرهای گمشده/کورش اسدی
