فکرهای بلندِ آدمکشِ آماتور
Відкрити в Telegram
This is baran. She/ her/ Foxie 🏳️🌈 Love is love, psychology student. Writer, book worm and kdrama cat. also a poor kpoper.
Показати більшеІран192 962Категорія не вказана
245
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-430 днів
Триває завантаження даних...
Залучення підписників
січень '26січ '26
січень '26
+11
в 21 каналах
грудень '25
+73
в 8 каналах
Get PRO
листопад '25
+141
в 14 каналах
Get PRO
жовтень '250
в 12 каналах
Get PRO
вересень '250
в 2 каналах
Get PRO
серпень '250
в 0 каналах
Get PRO
липень '250
в 1 каналах
Get PRO
червень '25
+56
в 16 каналах
Get PRO
травень '250
в 1 каналах
Get PRO
квітень '250
в 0 каналах
Get PRO
березень '25
+69
в 1 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 21 січня | 0 | |||
| 20 січня | 0 | |||
| 19 січня | 0 | |||
| 18 січня | 0 | |||
| 17 січня | 0 | |||
| 16 січня | 0 | |||
| 15 січня | 0 | |||
| 14 січня | 0 | |||
| 13 січня | 0 | |||
| 12 січня | 0 | |||
| 11 січня | 0 | |||
| 10 січня | 0 | |||
| 09 січня | 0 | |||
| 08 січня | 0 | |||
| 07 січня | 0 | |||
| 06 січня | 0 | |||
| 05 січня | +2 | |||
| 04 січня | +1 | |||
| 03 січня | +1 | |||
| 02 січня | +4 | |||
| 01 січня | +3 |
Дописи каналу
خدا اگر وجود داشت نمیذاشت آدمهایی که ارزش زندگی رو شناختن بمیرن. من باید جای خیلیها میمردم. منی که بیهودهترین زندگی جهان رو دارم.
| 2 | چقدر حرف دارم که بزنم. ولی نمیتونم. حرفهام اشک میشن و از روی گونهام میغلطن پایین. | 19 |
| 3 | به خفت و خواری افتادیم برای وصل شدن به نت. :) | 13 |
| 4 | زندگی کردن مگر تاوان دارد؟ آدمی که به این دنیا پای میگذارد، باید برای زیستن خودش، برای حق طبیعی، حقی دیگر را از دست بدهد؟ تاوان زیستن چقدر است؟ با چه چیز میشود حسابش کرد؟ با از دست دادن چه جانهایی میشود بیحساب شد؟ حتماً مرگ عزیزان تاوان زندگی ماست.
خوابزدهها، مهدیه زرگر | 22 |
| 5 | Немає тексту... | 23 |
| 6 | دارم میمیرم از غصه و خانوادهم فکر میکنند بهخاطر یک نت نداشتن سادهست. هیچ درکی ندارند. از هیچی. از این نسل متنفرم که چون خودشون رنج کشیدن نسل مارو هم در رنج و سختی میخوان. | 22 |
| 7 | دیروز آخرین کامبک وانآس قبل از پایان فعالیتش رو از دست دادم. و شدید گریه کردم. شدید. اما بیشتر انگار دنبال بهانه بودم تا تمام غصه و فشار این دو هفته رو بیرون بریزم. :) | 22 |
| 8 | نمیدونم چی بگم که احساساتم رو در کلمات بگنجونه پس سکوت میکنم فعلاً. | 24 |
| 9 | دارم داغون میشم سر وصل شدن به تلگرام. شبهاست خواب چت کردن و حتی باز آپدیت شدن تلگرامم رو میبینم... | 12 |
| 10 | چی گذشت به ما توی این ده روز؟ فقط خودمون میدونیم. خودمون میدونیم؟ خودمون هم حتی نمیدونیم. فقط میدونیم ویرانتر از آنچه که بودیم شدیم. | 53 |
| 11 | من زندهام. | 42 |
| 12 | نوشتن دربارهی بعضی چیزها خیلی سخت است. بعد از اینکه اتفاقی میافتد از نوشتن آن ناگزیر میشوی. چه آنرا بیش از حد دراماتیزه کنی و چه آنرا کم اهمیت جلوه دهی، ناگزیر در بخشهایی به اشتباه غلو میکنی و قسمتهای مهمی را نادیده میگیری. درهرصورت، هیچوقت دقیقا به آن شکلی که میخواهی درنمیآید.
- خاطرات سیلویا پلات- | 3 |
| 13 | در نظر من، زمانِ حال ابدیست و ابدیت همواره درحال دگرگونی، جاری شدن و از میان رفتن است؛ زندگی همین لحظه است. زمان از دست رفته دیگر باز نمیگردد. با اینحال نمیتوان با هر لحظهی جدید، زندگی را نیز از سر گرفت. باید داوری کنی و ببینی کدام لحظه را از دست دادهای. مثل باتلاق شنی است... از آغاز ناامیدی. یک داستان یا تصویر میتواند اندکی احساس تو را تازه کند، اما کافی نیست؛ کافی نیست. هیچ چیزی جز آنچه در زمان حال میگذرد، واقعیت ندارد.
اکنون حس میکنم سنگینی قرنها دارد خفهام میکند. صدها سال پیش دختری مثل زندگی کردهاست. حالا او مرده و " گذشته" است. من " حال" هستم. اما میدانم که من هم میمیرم و میگذرم. لحظهی اوج، آن بارقهی سوزان، آمده و رفته است. یک باتلاق شنی همیشگی. نمیخواهم بمیرم.
- خاطرات سیلویا پلات - | 3 |
| 14 | باید کارهایی بکنم. میخواهم پیش از آنکه خیلی دیر شود همهی اینهارا دور بریزم، همهی این شوخیهای گروتسک به یاد ماندنی را. اما بهنظر نمیآید شعر گفتن و نامه نوشتن کار چندان جالبی باشد. آدمهای بزرگ همه کَرَند، حتی خوششان نمیآید صدای جیرجیر چکمههای استوکشون را بشنوند.
- خاطرات سیلویا پلات- | 3 |
| 15 | نت رفت... | 9 |
| 16 | 14 - HOME IS FAR AWAY - Epik High 오혁 (320).mp3 | 61 |
| 17 | متأسفانه دارم با خانوادهای به شدت مودی و ناآگاه زندگی میکنم که کلید تمام مشکلات رو توهین، تحقیر، تحریم و فریاد زدن میدونن. | 72 |
| 18 | و کتابش ایرانیه. | 10 |
| 19 | بچهها میخوام یه کتاب شروع کنم دربارهی یه خانمی ترنس. | 2 |
| 20 | واقعا بیشعور شدن | 21 |
