uk
Feedback
آثـار ســرما؛

آثـار ســرما؛

Відкрити в Telegram
2 762
Підписники
+11824 години
+4627 днів
+46330 день
Архів дописів
«آن‌قدر عـَزا بر سَـر ما ریخته‌اند که فرصت زاری کردن نداریم.»
-هوشنگ گلشیری

photo content

سبز خواهم شد،می‌دانم،می‌دانم،می‌دانم..
سبز خواهم شد،می‌دانم،می‌دانم،می‌دانم..

☕️📖🛋️
☕️📖🛋️

˖✿..پیام🍪امروز برای شما: 🧙🏻🪄 مراقب باش این حجم از خبر و نگرانی، تو رو از زندگی خودت جا نذاره. به هدفت فکر کن، به درس‌هات، به کارهات، به آدم‌هایی که دوستشون داری، به آینده‌ای که هنوز منتظر ساخته شدنه، نگرانیِ مداوم، نه جنگی رو متوقف می‌کنه و نه آینده‌ای رو می‌سازه پس نفس بکش، چای‌ات رو بنوش، به کارهات برس، ورزش کن، بخند و برای رویاهات قدم بردار، این کارت نشونه شجاع بودنته فرشته من. ♡📖⌢꒱🧚🏻˚૮ っ┊

“Summer Version”
“Summer Version”

~𖤐 Safe person or safe place? Some people feel like a place. A quiet room after a long day, a familiar song playing in the dark, a window open to the night air. And some places remind you of a person. The kind you don't have to impress, the kind whose presence softens the noise inside your head. Maybe a safe place isn't a place at all. Maybe it's the person who makes the world feel smaller, slower, and a little less lonely.
𖤐Kim-mia

Repost from 1983
photo content

حداقل در هنر 🌱" می‌توان یک اثر، یک جا، یک خط روی شیشه‌ی زندگی گذاشت و به بعدی‌ها گفت: «من اینجا بودم! من این‌جوری فکر می‌کردم!»شاید سال‌ها بعد کسی نداند ما چه صدایی داشتیم، چه دغدغه‌هایی داشتیم یا روزهایمان چگونه گذشته است؛ اما ردِ انگشت‌هایمان روی چیزی که خلق کرده‌ایم باقی می‌ماند. در رنگی که انتخاب کرده‌ایم، در خطی که کشیده‌ایم، در کلمه‌ای که نوشته‌ایم.شاید هنر تنها راهی باشد که آدم می‌تواند از مرز زمان عبور کند؛ راهی برای اینکه بخشی از نگاهش، احساسش و جهان‌بینی‌اش را به آینده بسپارد. انگار هر اثر، نامه‌ای است برای کسی که هنوز نرسیده؛ نامه‌ای که فقط می‌گوید: «من زندگی کردم، دیدم، فکر کردم و این ردِ من است.»

Repost from Selfmade
وقتی برای خودت ارزش قائل میشی و عشق به خودتو تو نقطه اول قرار میدی استاندارتات بالا میره و ادمای بی کیفیت سمتت نمیان

Eddie Munson’s place🥤🎸
+4
Eddie Munson’s place🥤🎸

‌ ︐‌عشق‌تو، کت گرم تابستان بود. چسب زخم روی سوختگی بود. آواز نصف شب گنجشك‌ها بود. عشق تو، آرشه‌ی درد روی سیم‌های حنجره‌ام بود
‌ ︐‌عشق‌تو، کت گرم تابستان بود. چسب زخم روی سوختگی بود. آواز نصف شب گنجشك‌ها بود. عشق تو، آرشه‌ی درد روی سیم‌های حنجره‌ام بود. دژم...

یک سری ناشناس ها رو نتونستم جواب بدم، دوباره بفرستین اگر جوابی نگرفتین

اگر من یه موزیک بودم؟

«جای خنجرت سبز شد، ریشه داد.»

اگر می‌خوای نگهش داری؛ باید آزادش بگذاری.

بهترین زره در تیر‌رس نبودن‌ئه.

این پیام رو فوروارد کنید تا بگم کدوم اهنگ داریوش به محتوای چنلتون میخوره.

مردم می‌گن:«شخصیت هر آدمی تغییر ناپذیره.» ولی اغلب این نقاب‌ئه که بدون تغییر باقی می‌مونه و نه شخصیت، زیر این نقاب ِغیرقابل‌
مردم می‌گن:«شخصیت هر آدمی تغییر ناپذیره.» ولی اغلب این نقاب‌ئه که بدون تغییر باقی می‌مونه و نه شخصیت، زیر این نقاب ِغیرقابل‌ تغییر موجودی‌ئه که دیوانه‌وار در حالِ تکامله و به شکل غیر‌قابلِ‌کنترلی ‌ماهیتش تغییر می‌کنه.