uk
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Відкрити в Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Показати більше
448
Підписники
Немає даних24 години
-47 днів
-230 днів
Архів дописів
و ما هایکه طالع نداریم👩‍🦯

همهٔ آدما در زندگی باید یک نفر را داشته باشند که اینطوری نگاه‌شان کند...
همهٔ آدما در زندگی باید یک نفر را داشته باشند که اینطوری نگاه‌شان کند...

شاعر میگه: عشق رقصیدن به ساز کسی نیست یک رقص دو نفره است گاهی گامی عقب گاهی گامی به جلو اما جاوید شریف میگه: یک قدم پیش یک قدم پس نازنین میده بکو رقص😂💔

Repost from N/a
- بغلم می‌کنی ؟ بغلم می‌کنی وقتی اضطراب ، محاصره‌ام کرده و دارم رنج می‌کشم ؟ وقتی از درون متلاشی‌ام و از بیرون آرام ، بغلم می‌کنی که دردهایم بریزد و پاییز غمگینم بهار شود ؟ دستانم را می‌گیری تا هزاران گنجشک غمگین ، درون سینهٔ من آرام بگیرد ؟ نگرانم می‌شوی ؟ غصه‌ام را می‌خوری وقتی که زل می‌زنم به نقطه‌ای و آرام و بی‌صدا غصه می‌خورم ؟ نهایت تلاشت را می‌کنی ، برای اینکه حال من خوب‌تر شود ؟ - نرگس صرافیان طوفان -

سه سرگرمی برترِ جوان‌ها: قرض گرفتن اضطراب از آینده. با خودت این‌طرف و آن طرف بردن حسرت‌های گذشته. بیش از حد فکر کردن به زمان حال.

sticker.webp0.15 KB

sticker.webp0.17 KB

چطو کانالم یک رقم د سقوط است💔

اصول را فقه را دوست داشتم تا اینکه نوت هایش را دیدم...

sticker.webp0.16 KB

Repost from N/a
«حلمتُ بكِ، يا تُرى مَن مِنّا أفرطَ في التفكير بالآخر؟» خوابت را دیدم به نظرت کدام‌یک از ما بیشتر غرق فکرِ دیگری شده است.

هر چی دل گم می‌کند بر دیده تاوان می‌شود.
_بیدل

بلی رونالدو من هم از رقیب نخوردم از هم تیمی های خودم خوردم...

محبوبم... تمامِ ایمانم این بود که الله، تو را مرهمِ زخم‌هایی قرار داده است که سال‌ها در سکوت بر جانم نشسته بودند. با آمدنت، گمان می‌کردم دیگر هیچ اندوهی راهی به قلبم نخواهد یافت و تو پایانِ تمامِ دردهایم خواهی بود. اما چه تلخ بود که سرنوشت، روایت دیگری برای من نوشت. تو نه مرهمِ زخم‌هایم شدی و نه پایانِ رنج‌هایم؛ بلکه جان‌سوزترینِ دردِ زندگی‌ام گشتی. زخمی که نه زمان از عمقش می‌کاهد و نه فراموشی توانِ درمانش را دارد. اکنون هرگاه از دردهایم سخن می‌گویم، پیش از هر نامی، نامِ تو در ذهن و دلم طنین می‌اندازد؛ چرا که هیچ زخمی، سوزناک‌تر از زخمی نیست که از دستِ محبوب بر جان بنشیند. تو قرار بود پناهِ خستگی‌هایم باشی، آرامشِ شب‌های بی‌قرارم و امیدِ فرداهایم؛ اما دریغا که خود، خسته‌ترین دلیلِ بی‌قراری‌هایم شدی. چه تلخ است آن‌گاه که کسی را درمانِ دردهایت بدانی، اما همان کس، عمیق‌ترین و ماندگارترینِ دردِ زندگی‌ات شود... #دوشیزه_سادات

محبوبم، می‌پنداشتم تو مرهمِ تمام زخم‌هایم خواهی بود؛ غافل از آن‌که روزی خود، عمیق‌ترین زخمِ جانم خواهی شد؛ دردی دیگری میانِ آ
محبوبم، می‌پنداشتم تو مرهمِ تمام زخم‌هایم خواهی بود؛ غافل از آن‌که روزی خود، عمیق‌ترین زخمِ جانم خواهی شد؛ دردی دیگری میانِ آن همه درد...! #دوشیزه_سادات

کیست این مَن؟این مَنِ با مَن ز مَن بیگانه‌تر؛ این مَنِ مَن‌مَن کنِ از مَن کمی دیوانه‌تر؟.

حق می‌دهی به من اگر احساس غم کنم؟ وقتی خودم برای خودم چای دم کنم .

عجب قندِ سمرقندی، عجب چای بخارایی! بیا مهمانِ حافظ شو، غزل دم کردنش با من.
عجب قندِ سمرقندی، عجب چای بخارایی! بیا مهمانِ حافظ شو، غزل دم کردنش با من.

تو نور من باش میان اين همه سايه