چـکـامـهـ زار 🌘📜
Відкрити в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Показати більше448
Підписники
-224 години
-187 днів
-930 днів
Архів дописів
Repost from N/a
ازدواج زودهنگام؛ سرمایهگذاری عمر
ازدواج زودهنگام، علاوه بر حفظ عفت، باعث میشود انسان در جوانی از داشتن فرزندان و حتی نواسههایش لذت ببرد. فرزندانش به دوستان نزدیکش تبدیل میشوند؛ با آنان میخندد، میگردد و راز دل میگوید، و آنان نیز با او صمیمیاند. نواسهها نیز همچون فرزندانش هستند؛ از کودکیشان لذت میبرد و شادیهای بزرگشدنشان را درک میکند.
در مقابل، تأخیر در ازدواج باعث میشود انسان زمانی صاحب فرزند شود که دیگر توان و نشاط جوانی را ندارد. بسیاری به دلیل ترس از فقر، ازدواج را به تأخیر میاندازند؛ در حالیکه خداوند وعده داده است که اگر فقیر باشند، آنان را از فضل خود بینیاز میسازد. پس کسی که به دستور الهی عمل کند، به وعده او نیز امید دارد.
حضرت عمرو بن العاص در جوانی ازدواج کرد؛ آنقدر با فرزندش نزدیک بود که مردم گمان میکردند دوستاند، نه پدر و پسر. در مقابل، کسی که در سن بالا ازدواج کند، ممکن است پیش از بزرگشدن فرزندش پیر و ناتوان شود. چنانکه مردی که دیر ازدواج کرده بود، وقتی موهایش سفید شد و فرزندانش هنوز خورد بودند، با حسرت گفت: «اگر زودتر میدانستم، جوانیام را برای شما نگه میداشتم».
دکتر فضل احمد مهاجر
Repost from ߊܩࡅ࡙ߺܥߊࡅ࣪ߺܘ🇵🇸
قلبِ دختران را نشکنید...
این دلهای ظریف،
با یک «دوستت دارم» ساده جان میگیرند،
و با یک بیتوجهیِ کوچک
خاموش میشوند...
اگر بلد نیستی ماندن را،
اگر شانههایت توانِ تکیهگاه شدن ندارند،
لطفاً دستی را نگیر که رها کردنش؛ویران کردنِ یک جهان است.
قول نده؛
اگر فردایی در کارِ دلت نیست،
اگر وصالِ در نیتت ریشه ندارد!
دختران به واژهها ایمان میآورند،
و تو نمیدانی یک وعدهی ساده چگونه در دلشان خانه میشود...
دختران،
با رویا نفس میکشند...
سقفِ آرزوهایشان شاید کوتاه باشد،
اما عمقشان بیانتهاست...
بیریا میخندند،
بیدلیل دوست میدارند،
و بیمحابا دلشان را به دستِ کسی میسپارند
که گمان میکنند «امن» است...
آنها واقعی عاشق میشوند...
نه برای گذر،
نه برای بازی،
نه با فریب و نیرنگ...
بلکه برای ماندن،
برای ساختن،
برای یکی شدن
با تمامِ آنچه تویی...
و وقتی تو میروی...
فقط یک آدم نه، بلکه یک «دنیا» از آنها گرفته میشود...
میشکنند...
آرام، بیصدا، در سکوتی که هیچکس نمیشنود...
قلبشان ترک برمیدارد.
روحشان خسته میشود،
و چیزی در درونشان
برای همیشه خاموش میشود...
نمیدانم،
شاید چراغِ امیدشان باشد، یا شاید شورِ قلبشان...
و بعد از آن...
دیگر هرگز
آن دخترِ سادهی عاشقپیشه برنمیگردد...
نه آن نگاهِ آرام، نه آن دلِ بیپناه...
فقط دختری میماند، که یاد گرفته است
احساساتش را پنهان کند،
لبخندهایش را اندازه بگیرد،
و دلش را
پشتِ دیوارهای بلندِ سکوت
زندانی کند...
و تو هرگز نخواهی فهمید...
چه شد
که یک «دوستت دارم» سادهات
کسی را
برای همیشه
از خودش گرفت... 🖤
#_پرنده_آبی🫀🦋
روزها رفتند و من دیگر
خود نمیدانم کدامینم
آن من سر سخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم؟
فروغ
نزار قبانی بعد از فوت همسرش بلقیس، یه جا در خطابش میگه:
«يا عطرًا بذاكرتي»؛
یعنی ای عطرِ حافظهامای دلبریت دلــهره ی حضرت آدم
پلکی بزن و دلهره ام باش دمادم
پلکـــی بزن از پلک تو الهـــــام بگیرم
تا کاسه ی تنبور و سه تاری بتراشم
هر مــــاه ته چا نشد حضرت یوسف
هر باکره ای هم نشود حضرت مریم
گاهی غزلم!گم شدن رخش بهانست
تهمیــنه شـود همدم تنهایــــی رستم
تهمینه شود بستر لالایی سهراب
تهمینه شود یک غم تاریخی مبهم
تهمینه ی من ترس من این است نباشد
باب دلت این رستم بـــی رخش پر از غم
این رستم معمولیه ساده که غریب است
حتــــی وســــط ایل خودش در
وطنش: بم
ناچاری ازین فاصله هایی که زیادند
ناچاری ازین مردن تدریجی کـم کم
هرجا بروم شهر پر از چاه وشغاد است
بگذار بمانـــــم کـــــــه فدای تـــو بگردم
من نارون صاعقـــه خورده تو گل سرخ
تو سبز بمان من به درک من به جهنم
هر شخص غم، درد و اندوه خود را دارد و
هیچ خانهای، هیچ زندگیای بدون درد غم، و اندوه نیست.
#دوشیزه_سادات
