uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Відкрити в Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Показати більше
444
Підписники
-324 години
-137 днів
-1730 днів
Архів дописів
امشب یکی را خواهد کُشتم.

من قلبم چیزی جز تو را حس نمیکنه!🩶

من قلبم چیزی جز تو را حس نمیکنه!🩶

منم آن شهری که یادش رفته کسی را ندارد...!

من خود بلای خویشم از خود کجا گریزم؟

خسته تر از آنم که بگویم به چه علت 🔏

photo content
+1

هیچ قلبی نیست ک در پی آرزو هایش باشدو رنج نبرد...

Repost from N/a
-شب هایت چگونه میگذرد! +زهر چون جام زهم تلخ میگذرد #_بِی‌تٰابْ 💌

شب تان پرنور …🔥💌

https://t.me/Evane_Man قشنگه جوین بشید...

Repost from N/a
اینقدر سرم شلوغ است،اینقدر درگیرم،اینقدر در رفت و آمدم که شب که میشه دیگر نمی‌توانم به آدم‌های غیرضروری فکر کنم و این یعنی واقعا کار بهترین پادزهر است!

خدایا پدرم را بیامرز و بر او رحمت وسیع خود نازل فرما. قبرش را باغی از باغ‌های بهشت قرار ده، آن را پرنور و آرام ساز، او را در وقت پرسش ثابت‌قدم بدار و به بالاترین درجات فردوس برسان. ما را نیز بدون حساب و عذاب در بهشت با او جمع گردان آمین یارب العالمین 🤲

⚘ اللهم صلِ وسلم وبارك على نبينا محمد ⚘

Repost from N/a
عصر های پاییز زیبا …. اما برای من کشنده تر از زهر …زود بگذر ..! شب هایت را زودتر بگذران اینقدر طولانی نباشد… یکی اینجا به وسع
عصر های پاییز زیبا …. اما برای من کشنده تر از زهر …زود بگذر ..! شب هایت را زودتر بگذران اینقدر طولانی نباشد… یکی اینجا به وسعت بزرگی این جهان هستی خسته است از این خاموشی های خزان نفرت دارد ….نه او را یاد چیزی میندازد ….. نه کسی در این خزار دل او را شکسته ………. نه کسی او راا در این فصل رها کرده……نه کسی را از دست داده …..فقط دلتنگی های بیهوده سراغش را میگرند….غم اندوه های ناتمام در روحش نشسته اند و !…..به اسمان خسته دل گرفته که نگاه میندازد اندوه هایش تا گلو می‌رسد …… بهانه گیری میکند مانند طفل ….نمیخاهد به اسمان نگاه بکند نمیخاهد پا به بیرون بگذارد …فقط دوس داشت چشمانش را بسته …ان هنگام که باز کند این خزان دق کننده خوفناک به اتمام برسد …. #_بِی‌تٰابْ 💌

Repost from N/a
عصر های پاییز زیبا …. اما برای من کشنده تر از زهر …زود بگذر ..! شب هایت را زودتر بگذران اینقدر طولانی نباشد… یکی اینجا به وسع
عصر های پاییز زیبا …. اما برای من کشنده تر از زهر …زود بگذر ..! شب هایت را زودتر بگذران اینقدر طولانی نباشد… یکی اینجا به وسعت بزرگی این جهان هستی خسته است از این خاموشی های خزان نفرت دارد …. نه او را یاد چیزی میندازد ….. نه کسی در این خزار دل او را شکسته ………. نه کسی او راا در این فصل رها کرده……نه کسی را از دست داده ….. فقط دلتنگی های بیهوده سراغش را میگرند…. غم اندوه های ناتمام در روحش نشسته اند و !…..به اسمان خسته دل گرفته که نگاه میندازد اندوه هایش تا گلو می‌رسد …… بهانه گیری میکند مانند طفل …. نمیخاهد به اسمان نگاه بکند نمیخاهد پا به بیرون بگذارد …فقط دوس داشت چشمانش را بسته … ان هنگام که باز کند این خزان دق کننده خوفناک به اتمام برسد …. #_بِی‌تٰابْ 💌

زیر بار این همه غم به،هلاکت رسیدیم بزرگوار .

حالا نمی‌دانم خوش بشم یا خفه😕👩‍🦯😂 عزیزید خوشحالم که هستین...🦋🫶

‌ میدانی بانو جان بنده هیچ پست کانال تان ره نمیخوانه 😂 ولی وقتی ببینم در آخر متن نوشته است (دوشیزه سادات) با دل جان ان متن را میخوانم 🫠🙈

Repost from N/a
دیشب با قلبی شکسته خوابیدم و امروز جنگیدم، به معنای واقعی جنگیدم، با قلبِ سنگین بیدار شدم، با قلبِ سنگین لقمه هایم را قورت دادم،با قلبِ سنگین آماده شدم، لباس های مرتب پوشیدم، بهترین عطرم را زدم و با چهره ای آراسته از همیشه سر کلاس حاضر شدم. #عالم_افکارم