uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Відкрити в Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Показати більше
450
Підписники
-424 години
-217 днів
+330 днів
Архів дописів
بی غم استی یک قسم انی که فراموشت شده💔😭 شاید یکجا میخاندیم💔 چشمانت پر از نوررر 🦋💘 ان‌شاءالله 😁

حالا ک نمی‌شود درس ها است...💔 اما ان‌شاءالله یک روزی شود...😭 فقط اینکه چای سیاه نباشد چون معتاد چای سبزم🚶‍♀ و توت هم تلخان باشد بهتر😁🫣

من...🚶‍♀💘

-هیچ نمی‌دانم رسیدن به آرزویی که سال‌ها در حسرتش بودی چه شور و شوقی دارد. گمان می‌کنم این آرزو را پیش از براورده شدن، خاک کنم... طلب مرگ دارد این آرزوی دیرینه.

آدمی خوش‌مَشرب وخوش‌خنده بودم من ولی بعد او اصلاًچه معنی می‌دهد این کارها...

Repost from N/a
من؛ برای هرکاری دلیل دارم جز خیره ماندن به تو...

Repost from N/a
.«قِســـــمَت نَبود». پاسخی به تمام ذوق هایی که زود کور شد...! #حرم

کودک که بودم، فکر میکردم خداوند در آسمان هست. با این وجود هنگام دعا، سرم را رو به آسمان بلند میکردم، و دعا میکردم تا خداوند بهتر مرا ببیند. ولی بزرگ که شدم، دانستم خداوند در قلب های ما وجود دارد. او صدای مارا از ندای قلب های ما میشنود. #شهناز_بخشی

Repost from N/a
باران که بارید من چای دم می‌کنم با عطر هل و کلوچه های دست پخت خودم. و تو کتاب شعری بیار و مثلاً برایم نزار قبانی بخوان ... من می‌خواهم هربار که میبینمت عاشقت شوم ...

این، عادت آدمیان شده است...  در دل‌شان آرزو دارند کسی باشد کسی که برای‌شان شعر بفرستد،  تعریف‌شان کند،  پشت‌شان بایستد،  همراه‌شان باشد...  اما در ظاهر، فقط یک چیز می‌گویند:  «تنهاییم!»  و همین.  نه قدمی، نه حرفی، نه تلاشِ! تنهایی را فریاد می‌زنند،  در حالی‌که دل‌شان از حضور پُر است،  و لب‌های‌شان از سکوت. همه‌ و همه اش هم خاص بخاطر غرور هراس شایدم نجابت شان باشد! #دوشیزه_سادات

این، عادت آدمیان شده است... در دل‌شان آرزو دارند کسی باشد کسی که برای‌شان شعر بفرستد، تعریف‌شان کند، پشت‌شان بایستد، همراه‌شان باشد... اما در ظاهر، فقط یک چیز می‌گویند: «تنهاییم!» و همین. نه قدمی، نه حرفی، نه تلاشِ! تنهایی را فریاد می‌زنند، در حالی‌که دل‌شان از حضور پُر است، و لب‌های‌شان از سکوت. همه‌ و همه اش هم خاص بخاطر غرور هراس شایدم نجابت شان باشد! اگر خواستی ادامه‌اش هم می‌نویسم یا سبک شاعرانه‌ترش می‌کنم. #دوشیزه_سادات

می‌دانست، حَزن دارم!     و لِكن نمی‌دانست خودش حزن من است... #دوشیزه_سادات

به آغوش ات نیازمندم به اینکه سرم را بالای زانوان ات بگذارم به اینکه گیسوانم را نوازش دهی... #دوشیزه_سادات

قلبی تازه می‌خواهم و ذهن پاک و احساسات بکر و سرزمین جدید برای زیستن

می‌نویسم، می‌اندیشم، شاید روزی بتوانم مرز میان حیات و حضور را بفهمم.

زنی که کتاب می‌خواند، به آسانی عاشق نمی‌شود او تنها دنبال همتایِ معنوی‌ای است که با جزئیاتِ کوچکش تشابه داشته باشد..♡

Repost from دُختِ شب✨
چای ات را بنوش نگران فردا نباش .... از من و تو جز یک مشت خاک بر باد رفته هیچی نمی ماند..... #محال_بهار🍂 @MAHAL_BAHAR

ولی نفهمیدم ایشان کی هست ک من همراهش صمیمی هستم🚶‍♀🦋

ذوق💘