uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Відкрити в Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Показати більше
434
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-330 днів
Архів дописів
و من ازن حرف را ده ها باز گفتم ! که انقدر که جرئت داریم برای حرف هایی ایلایی تان.. پست جرئت خرج داده ناشناس نبیاید! حضورا بیاید و این حرف تان را بزنید 😒

در قدم نخست (بیادر /خواره ) نه چندان محترم .. شما کمی طرز صحبت کزدن تان را یاد بگیرید.. و دوم اگرشخصی میل سخن گفتن با دیگران را ندارد مغرور نیست کمی همان لای کتاب را باز بکنید از بجای اینکه به مغرور بودن کسی حرف بزنید بروید کمی مطالعه بکنید .. کتاب های روانشناسی را بیشتر بخوانید کمک میکند برایتان برای شناخت افراد.. دوما همین شما را چی که مغروز بود نبود هر چی هستیم بنده الله هستیم و برده تو از این حرف زدنت که معلوم میشود این حرف مغرور بودن بیشتر به خودت می اید …. سوما .دیگر ادمین ها را نمیدانم اما من میل سخن گفتن زیاد با کسی را ندارم ! و چهارم .شما دوشیزه سادات را مغرور بگویید پس خودتان را نمیدانم چی میگویید.. تا حال تو کدام نویسنده ای دیده ای که با ممبر های خود بحرفد؟نه پس چنین بانوی نویسنده توانا را چطور میتوانی مغرور بگویی.. کمی چشمانت را باز بکن و بیبین … و هرکسی که با مخاطب خود نمیخواهد حرف بزند لطفا لقب مغرور بودن را برایش نزنید… و همین شما ها با این قضاوت بیجای تان واقعا متاسف هستم … و شما بجای دقت کردن در رفتار انسان ها کمی همان شخصیت رفتار خود را درست بسازید ! والسلام

‌ موافق هستم شما حتی چندین بار جره کدین د گروه چت کسی که میگه تو میگین شما بگو یا هم.. زیاد است... حقاً که مغرور هستین حالا خو خوبس قبلاً حتی جواب پسرای کانال را اصلاً نمی‌دادین اما حالا یکم بسیار کم‌ خوب شدین جواب پسرا را نمیتین اما با دخترا خیلی راحت خنده و مزاق می‌کنین. فکر نمی‌کنید تبعیض قائل میشین؟!

‌ همراي ايشان موافق استم 😁 ادمين جديدتان هم خيلي مغرور است😐 بانو بهشت اصلا جواب كسي ره نميته 😒

وعليكم السلام سخنی نیست مرا.🙄 آیا من مغرورم؟!

‌ سلام بر شما دوشیزه سادات. یک سوال داشتم چرا این‌قدر مغرور استین واقعاً نمی‌دانم از بس که خودتان غرور زیاد دارین ادمین های تان هم همین رقم است طرف خودتان رفتند شما خودتان عالمة دین استین باید بدانید غرور زیاد خوب نیست. فکس مثل استاد های ریاضی واری. یکم غرور تان را کم کنید حالا شاید بگید مه خو مغرور نیستم پس از اشخاص کانال بپرسید استین یا نه!

‌ *هر انسانی را که خداوند زنی،* *چه به‌حیث مادر یا دختر یا خانم و یا خواهر نصیب کرده است،* *بداند که این موجود عطوفت، برکت و هدیه‌ی الهی‌ است و خانه‌ای که در آن زنی حضور دارد، آن محیط، نظرگاه خداست.*

حس ناامیدی از این‌جا نشأت می‌گیرد که آدم نمی‌داند چرا می‌جنگد، و حتی نمی‌داند اصلا باید بجنگد یا نه. #دوشیزه_سادات

تاب مهم‌ترین بازی یک بچه‌ست. یک نفر که دوستش داری همیشه پیشت است که هلت بده و مراقبت باشد. وابسته می‌شی به تاب. اما یکباره بزرگ میشی. دیگه پاهایت به زمین می‌رسند. حالا باید تنها بری بشینی رویش و با پاهایت خودت را آرام هل بدی. دلت نمی‌خواهد اما در مغزت حک شده که یک نفر باید مراقبت باشد.

از هياهوي دنيا گريختم، به كوچه هاي ساكت كتاب. آنجا كه كلمات، آرام تر از حقيقت اند. 🌱🤍.

و اه از ان حس ! که نمیدانی چیت شده و فقط گریه میکنی ..🔥 متنفر از این حس

در این تصویر، گویی زمان نفس کشیدن را فراموش کرده است... کوچه‌ای تاریک و نمناک، با پنجره‌هایی که به جای نور، نگاه خسته می‌تابا
در این تصویر، گویی زمان نفس کشیدن را فراموش کرده است... کوچه‌ای تاریک و نمناک، با پنجره‌هایی که به جای نور، نگاه خسته می‌تابانند. دیوارهای سنگی و فرسوده، انگار سال‌هاست قصه‌ی ساکت جنگ و غربت را در خود بلعیده‌اند. بوی چوب خیس‌خورده و دود در هوا پیچیده و از دور، قلعه‌ای با مناره‌های تیز، چون سایه‌ی یک پادشاه خاموش، بر شهر مرده نظاره می‌کند. اینجا شاید شهر خاطرات است؛ شهری که مردمش فراموش کرده‌اند بخندند. سکوت خیابان‌هایش را فقط صدای کلاغانی می‌شکند که بر فراز برج‌ها پرسه می‌زنند. انگار چیزی در اینجا گم شده… شاید امید، شاید خودِ زندگی. اگر قدمی به جلو بگذاری، حس می‌کنی پاهایت بر قصه‌هایی پا می‌گذارد که هرگز نوشته نشدند. شاید کسی روزگاری از همین پنجره‌ها انتظار کسی را کشیده… و حالا تنها چیزی که مانده، دیوارهایی‌ست که نگاه می‌کنند ولی پاسخ نمی‌دهند. (صهراوی🕊)

《فَقيرٌ لستُ أملِكُ غيرَ قلبي.》 فقیرم، جز قلبم چیزی ندارم.

photo content
+1

می‌دانی این‌جا کجاست؟ 🇹🇷 به گفته‌های مادرکلان، زادگاه اجداد ماست… جایی که سال‌ها پیش، به دلایل ناگزیر، ترک شد و ما مهاجر گشتیم. اینجا زادگاه اجدادم است، نه من. اما زیباست ،مستقل است، شب‌هایش چراغان است و آزاد. در این‌جا جنگی نیست، اما هنوز صدای انفجار، گهگاهی در باد می‌پیچد. با این‌همه، من همین‌جا(افغانستان) 🇦🇫را دوست دارم. وطن من، همین‌جاست. همین خانه‌های کاه‌گلی‌اش را، بیشتر از هر ان چیز دوست دارم. زندگی در دل دامنه‌های نورستان، بدخشان، پنجشیر… همین لباس‌های رنگارنگ محلی‌اش… همه را دوست دارم. آنجا (ترکیه)زادگاه نیاکانم بود، اما اینجا، افغانستان، زادگاه من است. من با همین خاک، با همین زبان فارسی، بزرگ شدم. من این سرزمین را نه به خاطر معادنش‌ دوست دارم، نه به خاطر سرسبزی‌اش. دوستش دارم چون دل پاکش را دیده‌ام. و دیده‌ام چگونه، با سادگی و مهربانی، پناه داد به هرکسی که امیدی در دل داشت. اما بیشتر ویرانش کردند… همینبی‌آلایشی‌اش، همین سادگی‌اش، همین ظرافتش را دوست دارم. شاید هرچه در من هست، از همین وطن باشد: قلبی ساده، ظاهری بی‌ریا، قلبی مهربان و زود رنج… و آرامشم همین‌جاست. من در همین خاک زاده شدم. 🇦🇫🔥 #_صهراوی🕊

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى םבםב  وَعَلَى آلِ םבםב ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد🫀🖇️   اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى םבםבٍ وَعَلَى آلِ םבםב ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد🫀🖇️ ❤️🤍•

اللّهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّد، کَما صَلَّیتَ عَلىٰ إِبراهِیمَ وَآلِ إِبراهِیم، إِنَّکَ حَمیدٌ مَجید. 🕊🌸

چ😐 ح😁

خواهشاً فقط لق لق نگاه نکنین 😐