uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Відкрити в Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Показати більше
456
Підписники
-124 години
+207 днів
+730 днів
Архів дописів
Repost from N/a
آدم چه کند با هیجانش وسط درس ناگاه که یاد تو و چشمان تو افتاد ؟

ولی بیایید قبول کنیم که هیچ کدام ما از دیگری بالایی نداریم... پس انقدر غرور بیجا و خود بزرگ بینی به درد نمی‌خورد...!

#چالش " ای کاش... ادامه اش را تو بنويس!

همین چند روز پیش د فقه قبر و کفن دفن خواندم یک‌ حس عجیب میته به آدم...

در حال ساخت چالش

در حال ساخت چالش

قرار است زمستان بیایددددددددددد و خواببببببببب خدااااا...

اگر مردی امیدوار است که زنی در زندگی‌اش فرشته باشد؛ ابتدا باید برایش بهشتی بسازد! فرشتگان در جهنم زندگی نمی‌کنند. #فریدا_کالو

مثلاً امشب می‌خواستم خیلی حرف ها را بیان کنم اما اصلاً حوصله اش نبود پس همان بهتر که بماند به یگان شب دیگر...

وقتی از موبایل دورم و دسترسی ندارم، یک سری حرف و جمله در ذهنم شکل می‌گیره که خیلی حق مطلب اَدا کن هستند، با خودم میگم خب بعدا بگذارم کانال تا بقیه هم بخوانند اما همین‌که می‌رسم به موبایل، یادم می‌ره اصلاً جمله چی بود و چی شد. امان از بزرگ‌سالی و فکر پُرمشغله!

و خوشبحال آنانِ که نصیب این چنین زنان می‌شوند. واقعاً خوشبخت تر از اونها فکر نکنم باشد...

«و آنچه که درباره‌ی خودم می‌توانم بگویم این است: من شعری عاشقانه‌ام در جسمِ یک زن.»

زن‌ها از تنهاییِ بسیار، شاعر شدند؛

اینکه دختر باشی اونم زیباااااا البته که از این چالش ها پیش رویت قرار می‌گیره...

فضیلت صلوات درشب وروز جمعه🩷 پیامبر ﷺ فرمودند: 🕊️در روز و شب جمعه بر من صلوات بفرستید، و هر کس بر من صلوات بفرستد، خداوند ۱۰ بار بر او صلوات می‌فرستد.» [رواه بيهقی/5994] 🕊️اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّد، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّد، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آل إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد🩷🌸

تو را به قهوه چه‌حاجت؟که چشم‌های خوشَت دو قهوه‌خانه‌ی دنج‌اند اگر که باز کنی!

بار بردار ز دلها که در این راه دراز زودتر می‌رسد آن‌کس که گرانبارتر است
صائب

که می‌گوید پری در دیده‌‌ی مردم نمی‌آید؟ که دائم در نظر باشد پریزادی که من دارم
صائب_تبریزی

دیشب در خوابی شکننده، خیال کردم کسی دوستم دارد؛ دستی بود، گرمایی بود، اما با گشودن چشم‌ها همه چیز فرو ریخت و تنها سرمای اتاق ماند. انگار عشق فقط در خواب به من نزدیک می‌شود و بیداری همیشه مرا پس می‌زند. دلم می‌خواست کسی منتظرم باشد، اما حقیقت مثل دیواری سرد مقابلم ایستاده است: هیچ‌کس نمی‌آید. این تنهایی نه فقط از نبودن دیگری، که از شکافی عمیق درونم زاده شده؛ زخمی که عشق ناکام عمیق‌ترش کرده و سکوت جهان بی‌رحمانه‌ترش میکرد.

میگفت: کسانی که شب در آرامش میخوابند حسادت میکنم. برای من شب، نبردی با خود است.