چـکـامـهـ زار 🌘📜
Відкрити в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Показати більше434
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-330 днів
Архів дописів
اما الله هدایت شان کند😭
این روز ها شوق دانشگاه رفتن خیلی به سرم میزند💔😭
میخوام دانشگاه برم😩
در هر شرِ خیری نهفته است...!
خب چهار سال گذشت...
منِ چهار سال پیش کی بودم؟
دختری بدون حجاب کامل، با آستینهای بالا زده و پاچههای نیمهبلند…
با ظاهری که آن روزها به نام «مد» در نظام جمهوریت شناخته میشد و حتی حالا هم میشود.
از یک نگاه خوشحالم، چون با تغییر نظام، من هم تغییر کردم… خیلی هم.
اگر امروز هم جمهوریت برقرار بود، شاید هیچوقت اینطور محجبه نمیشدم.
شاید هیچوقت دلم به سمت حفظ قرآن نمیرفت،
شاید اصلاً این دختر امروزی که حالا بیشتر از دین خود میفهمد و میداند، وجود نداشت.
و شاید اصلاً پا به دنیای نویسنده گی نمیگذاشتم!
در هر شری خیری پنهان است،
و شاید این تغییر همان خیری بود که برای من مقدر شده بود،
شاید خواست پروردگارم همین بود...
درست است که این روزها امید و آرزو رنگ باخته،
اما باز هم میگویم:
خیر باشد، هرچه هست، در تقدیر اوست.
و گاهی فکر میکنم...
شاید اگر مسیرم همینطور ادامه پیدا نمیکرد،
دلم هنوز دنبال زرقوبرقهای دنیا بود،
به دنبال دیده شدن، تأیید گرفتن، و شباهت به الگوهایی که هیچ سنخیتی با روحم نداشتند.
اما حالا، با همهی سختیها،
با همهی محرومیتها و محدودیتهایی که میکِشد دلم را،
حسی درونم شکل گرفته که پیشتر هرگز تجربهاش نکرده بودم:
حس آرامش…
آرامشی که از ایمان میآید،
از نماز شبهایی که شاید کسی نبیند،
اما خدا میبیند…
از اشکهایی که برای دنیا نیست، برای دلتنگی اوست.
حالا اگرچه سادهتر زندگی میکنم،
اما عمق بیشتری دارم.
اگرچه لباسم رنگ کمتری دارد،
اما قلبم نور بیشتری گرفته.
دیگر مهم نیست چه کسی تحسینم میکند یا نمیکند،
مهم این است که نگاهم با نگاه او تلاقی داشته باشد،
و همین برایم کافیست… 💫
این راهیست که از دل تاریکیها آمدم
و به روشنایی رسیدم؛
راهی که شاید بیصدا، ولی پُرمعناست.
و مطمئناً با آمدن این نظام در هر یک شما تغییراتی نیز آمده...
همهی امیدم الله است او میداند و کارش !
خب انگار رُمان داریم🥲
از مقدمة اش خیلی جالب و قشنگ هم معلوم میشه 🫠
پس منتظر نشر اش بمانید و حمایت هم فراموش تان نشود🌸.
برای نویسنده گرامی ( بانو بی نشان ) هم موفقیت آرزو میکنم.
و سپاس از
اینکه رمان شان را برایم فرستادن تا به نشر برسانم.🦋
انشاءالله مانا و نویسا بمانند.🍃
#مُقدِمه_رمانِ: دِلبَر پُشت دِیوَار سَنگي
#نویسنده: بانو_بینشان🌑🕯️
در دل شبهای بیفروغ، آنجا که تاریخ، خاکستر قرون را نفس میکشد، جایی که گذشته دوباره بر دوش امروز سنگینی میکند… داستانی آغاز میشود که مادر، سه سال پیش با آهی سنگین میگفت: «ما پیشتر نیز در چنین روزگاری بودیم… و اکنون، تاریخ تکرار شده است.»
و اینبار، دستی از دل خیال، رشتههای حقیقت را گرفت و با تار و پود رویا، روایتی ساخت که از واقعیت برمیخیزد و به افسانه میپیوندد.
سایهای بینام، بر ویرانهای کهن قدم میگذارد؛ با جامهای از سرمای مرگ و چشمانی که پژواک فریادها را در خود دارند.
او آمده از عصری که شمشیرها، بند برادری را میبریدند،
از سرزمینی که پادشاهان، خواب خون میدیدند،
و ساحران، آسمان را در مشت میفشردند.
آمده تا سرگذشتی را دوباره بنویسد؛
با مرکب تاریکی و قلمی از استخوان،
بر صفحهای که نامش، هرگز خوانده نشد.
دلش نه از عشق تهی بود و نه از خشم،
بلکه لبریز از رازی که نسلها آن را در سینه پنهان کردند،
رازی که تنها ماه، هر شب بر آن میگریست…
السلام علیکم خدمت شما بانو سادات
دیری بود داستانی در ذهنم نهفته بود را خواستم قلمی گرفته بنویسم بینشان ام نشانی ندارم همین بهتر
Repost from منارة الهدی
خدایا!
در این لحظات پر از سکوت و آرامش عصر جمعه،
با دلی سرشار از امید و دستانی رو به آسمان،
تو را میخوانم که مهربانتر از هر کسی هستی.
پروردگارا!
گناهان گذشتهمان را ببخش،
عیبهای پنهان و آشکارمان را بپوشان،
و در زندگیمان نوری قرار بده که راه را به سوی تو نشان دهد.
یا رحمان!
هر راهی که به خیر و صلاح ماست، برایمان آسان کن،
و هر چیزی که ما را از تو دور میکند، از زندگیمان دور گردان.
به ما قلبی بده که در هیچ شرایطی امیدش را به تو از دست ندهد،
و زبانی که همواره به یاد و شکر تو مشغول باشد.
خدایا!
درهای رحمت و برکتت را بر ما و خانوادههایمان بگشا،
رزقمان را حلال و پر برکت قرار بده،
و آیندهای زیباتر از آرزوهایمان نصیبمان بگردان.
پروردگارا!
بیمارانمان را شفا بده،
گرفتاران را گشایش بخش،
و رفتگانمان را در بهترین جایگاه بهشتت جای ده.
ما را از کسانی قرار بده که در دنیا اهل ایمان،
و در آخرت در جوار رحمتت باشند.
یا الله!
در این لحظات باعظمت،
دعاهایمان را بیپاسخ مگذار،
آرزوهایمان را به خیر و زیبایی برآورده کن،
و قدمهایمان را در مسیر رضایت خودت ثابت بدار.
آمین یا رب العالمین 🤲
السلام علیکم خدمت شما بانو سادات
دیری بود داستانی در ذهنم نهفته بود را خواستم قلمی گرفته بنویسم بینشان ام نشانی ندارم همین بهتر
