چـکـامـهـ زار 🌘📜
Відкрити в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Показати більше445
Підписники
-124 години
-347 днів
+130 днів
Архів дописів
جمع همسایگی اهل قلم🤍✨
دورهمیِ نویسندگان📚🎀
🍓✨https://t.me/f_8503
🌸🤍https://t.me/muzhgankhamosh
🌱🎀https://t.me/Avaare_Aram
🫀🫶🏼https://t.me/Sham20024
🧚🫂https://t.me/writerdora
🪵🕊https://t.me/sapeed2006
🎄🍃https://t.me/Ayha_Hay_Zand4gy
🎋🐦🔥https://t.me/MAHAL_BAHAR
🪷🐚https://t.me/Gulbarghygalam
🐠🪻https://t.me/shulahaifraq
🪿👩🏻🎨https://t.me/sadayqalam
👑🐤https://t.me/mahtaby00
🪴☘https://t.me/https_Chakameh_Zar
🔥🌪https://t.me/Ibra721
🌒🌙https://t.me/Sadaf_Qazizadah1
🌻🌜https://t.me/roshnai_khakster
🍁🍄🟫https://t.me/Sh4hn4z_B4khshi
🦄🌷https://t.me/naveeshtah
🕸🦋https://t.me/Paar_waz
🪶🪼https://t.me/gol_barg
🦚🪽https://t.me/bano_writer
🍡☁️https://t.me/Baran_Hejran
🌱🎲https://t.me/nawisnda_sg
☂🍋https://t.me/Mehrowahm
🪽🎄https://t.me/Parneyan123
🤍🧶https://t.me/behesht_11feb_24
🍓✨https://t.me/+Ytb-d2NPKiY3NDQ0
اگر خانم هستید و نویسنده؛ و میخواهید به جمع ما اضافه بشید اینجا پیام بذارید ⬇️🪐
@gol_bargbot
Repost from N/a
قول است؛
وقتی نقاشی بلد شدم
تمام هنرم را خرج کشیدن چشمانات کنم.
✍🏻 #صدف_قاضیزاده@Sadaf_Qazizadah1
Repost from لالههای سپید| پرنده آبی✨️🩷
من در زندگیام هیچگاه از هیچ انسانی متنفر نبودهام.
هیچکس را با نگاه منفی ننگریستهام،
و از هیچکس کینه به دل نگرفتهام.
آموختهام که هر قلبی، ریشهای در مهربانی دارد،
و هیچگاه نباید با قضاوت، زخم بر دل دیگری گذاشت.
اما در میان این همه هیاهوی بیپایان،
عجیب دلم آرام میگیرد کنار آنان که حسِ اعتماد میآفرینند؛
آنان که میتوانم رازهای ناگفتهام را برایشان فاش کنم،
و نترسم از برملا شدنشان.
و چه اندکاند این آدمها...
کم، اما واقعی! 🍂
#_پرنده_آبی_نوشت🦋🫀
Repost from رُوحُالقَمَرِ🦢🌙
تصور کن
اگر مادرت تقدیرت را مینوشت، همه چیز بینقص میشد.
اما بدان که خدا بیشتر از مادر عاشق توست......🫀
Repost from رُوحُالقَمَرِ🦢🌙
هر کس در دلش در حال جنگیدن با غمیست که فقط خدا از او خبر دارد.......
صبح بخیر....🫀
Repost from بادبادکِ آبے
این پیام را فور کن و اینجا جوین باش فولدر بگذارم جذب بگیری.
پ.ن: کانال پرایوت نباشد.
Repost from N/a
قو در تمام عمرش تنها یکبار آواز میخواند؛
نه هنگام شادمانی، بلکه آنگاه که مرگ را حس میکند.
به سکوت عادت دارد، اولین بار که آواز میخواند وقتی است که عاشق میشود،اما آخرین آوازش
در همان جایی طنین میاندازد
که برای نخستینبار عاشق شده بود.
آوازش وداع است؛ آرام، اما عمیق.
قو نماد عشق وفادارانه است؛ با سکوتی پرمعنا دل میبرد، نه با فریاد. لطافتیست که کافیست فقط دیده شود.
