چـکـامـهـ زار 🌘📜
Відкрити в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Показати більше449
Підписники
-124 години
+67 днів
-730 днів
Архів дописів
Repost from N/a
"أمسِكِ يَدِك في غيابِ يَداي
دستانت را در نبود دستانم محکم بگیر..."
هرچند وقت یک بار چک کنید شبیه آدم هایی که دور و بر تان هستند ولی عادتهایی دارند که برای شما مخرب است نشده باشید. واقعا اثر میگذارد، دایرهی افراد دور شما بسیار شدید اثر میگذارد روی پیشرفت و زندگی و خلقوخوی تان.
باید روی پیشانیام بنویسم: «حوصلهای برای معاشرت ندارم، اگر ضرورتی نیست از گفتگو با من امتناع کنید.»
احتمالا برایش دوران سختی بود؛
دورانی که تقلا میکرد زندگی کند،
پیشرفت کند،خوشحال باشد،اشک بریزد،
اما خاموش نشود،نفس بکشد بدون درد،
نترسد،بجنگد،نرود و بماند،بسازد،انسان باشد.
زنده بماند،زنده بماند،زنده بماند.
گفت زیاد ناز کنی حذف ات میکنم از میان دوستانم
بعد دوباره گفت اما حذف کردن تو سخت است...
اصلاً منطقی نیست ترا حذف کنم...
بلی بلی مگر میشود دختر به این نازی قشنگی و معصومی را حذف کرد اصلاً چطور در منطق تان میگنجد تا مرااا حذف کنید!!!
