uk
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Відкрити в Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Показати більше
452
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
+230 днів
Архів дописів
گویی قسمتم این بود عاشق چشمهایی شوم که از روی حیا به من نگاه نمی‌کرد...

من خنده زنم بر دل دل خنده زند بر من اینجاست که می‌خندد دیوانه به دیوانه...

sticker.webp0.25 KB

میان ماه و رخ یار من مقابله بود...!

Repost from N/a
🌚💅

تمامِ این تابستان را صرف گردآوری کلمه خواهم کرد که وقتی پاییز رسید طولانی‌ترین قصیده‌ی عاشقانه را برایت بنویسم.

در آخرین سطر نامه اش نوشت: «هیچگاه از احساساتم نسبت به او مطمئن نشدم و چه بسا که او نیز چنین بود.» #دوشیزه_سادات

آهان

آهاااان خیلیی

سردرد! سردردهای مکرر... خستگی! خستگی‌های فراوان... سردرگمی! سردرگمی‌های جان فرسا... بی‌خوابی! بی‌خوابی های همیشه‌گی این بود زندگی؟!»

اما ‏کی می‌داند؟ ‏شاید همزمان به همدیگر فکر می‌کنیم... او به من و من به او! #دوشیزه_سادات

رها کن غم ِ جهان را چای برایت بریزم ؟!
رها کن غم ِ جهان را چای برایت بریزم ؟!

محبوب من، من چیزی از عشق‌مان به کسی نگفته‌ام آن‌ها تو را هنگامی که در نوشته هایم جاری بودی دیده‌اند. #دوشیزه_سادات

«اما عزیزدلم، تابستان هم زمستان می‌شود، سرد، منجمد و غم‌انگیز... اگر آنکه باید باشد، نباشد.»

https://t.me/MOON_Z_1908 متون زیبایی دارد...💘 پس از قشنگ مان حمایت کنید🌚

شما مسافر هستید، اما آثار [گذشته شما] باقی می‌ماند.

Repost from گلبرگ
اگر چنل نویس هستید (چنل دارید)یا در راستای هنر و نوشتن فعالیت دارید این پیام رو #فور کنید چنلتون؛ تا اثرهاتون رو اینجا بذارم ☘🪻
هدف معرفی و شناخت همدیگه است؛ فور میکنید با این هدف باشه

اکثرتان را به یک ساعت خواب می‌فروشم...