چـکـامـهـ زار 🌘📜
Відкрити в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Показати більше434
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-330 днів
Архів дописів
حال ام بهم میخوره ازین قسم حجاب🤢
خیلی میترسم وقتی میبینمش
کسی رد هم بشه از سمتم دو متر اونطرف میرم
حرف از اعتماد به نفس شد
همین روز قبل برایم ثابت شد آنچنان هم اعتماد به نفس ندارم🥲
زمانیکه استاد ازم خواست تا قرآن تدریس کنم و اما من اصلاً بالای خود باور نداشتم پس رد کردم
استادم فکر کرد وقت ندارم بابت دارالعلوم اما کی هست که به قرآن وقت نداشته باشد!
گفتم فقط بالای خود باور ندارم پس بماند همین حفظ خود را تمام کنم بعدش انشاءالله تدریس هم خواهم کرد🫠
وقتی فکر کردم در همهی موارد ماشاءالله اعتماد به نفسم کامل کامل است😫
نمیدانم شاید فقط در این موضوع اعتماد به نفسم پایین آمد🤦♀
ألسلام عليكم ورحمة الله و درود بر شما 🌸
کلمات پرمهرتان، همچون نسیمی دلانگیز، روح و جانم را نوازش داد. خواندن این سطور، نه تنها دلگرمی، بلکه افتخاری بزرگ برایم بود.
اینکه نوشتههایم توانستهاند بر دل شما بنشینند و الهامبخش باشند، نعمتی است که شکر آن را به جا میآورم. اگر قلمم توانسته است ذرهای از احساسات شما را لمس کند، این خود بزرگترین پاداش برای من است.
شما با دل مهربان و نگاه ژرفتان، نه تنها خوانندهای وفادار، بلکه دوستی ارزشمند هستید. امیدوارم روزی دیدارمان میسر شود و در کنار هم، از دنیای واژهها و احساسات سخن بگوییم.
تا آن روز، دعای خیرم همراهتان است و از الله میخواهم که در مسیر زندگی، همواره موفق و سربلند باشید.
در حقیقت من خود را اصلاً نویسنده نمیدانم این دست نوشته ها فقط احساساتی است که بیان کردن شان با زبان دشوار است تنها راه حل نوشتن شان است
و اما باز هم مهر تان را سپاس 🫠❤️
با مهر و ارادت
بانوی نویسندهتان 🤍✨
درود بر بانوی ژرف نویس و زیبا نویسم انشاءالله که خوب باشيد. 🤍✨
نمیدانید دست نوشته های تان چقدر بر دل مینشیند
از وقتی که شناختم تان و از وقتی که رمان زیبای تان را خواندم سخت مشتاق دیدار تان هستم !
خیلی مشتاقم این بانوی محجبة مسلمة و بانوی که قرار است حافظ قرآن شود را فقط یک بار بیبینم و یا حتی اسمش را بدانم!
شاید باور نکنید اما رمان تان را حتی از یکبار هم بیشتر خواندم و هرگاه میخوانمش فکر میکنم کلثوم خود شخصیت شماست 🫣🤭
از همه بیشتر دوست دارم این بانوی که اعتماد به نفسش باعث شده تا منم اعتماد به نفس پیدا کنم را بیبینم🤭
و انشاءالله که یک روزی دیدار تان نصیبم شود.🫠🤭☺️
دوست دار شما.
🌱🌸
«حیثما وجدت سکینة روحك أقم
فذاك موطنك»
"هر جا آرامش را یافتی همانجا بمان؛
که آنجا وطن توست"
«حیثما وجدت سکینة روحك أقم
فذاك موطنك»
"هر جا آرامش را یافتی همانجا بمان؛
که آنجا وطن توست"
🌱🌸
إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا (۱۹)
إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا (۲۰)
وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا (۲۱)
واقعاً که انسان بیتاب و حریص آفریده شده است؛
وقتی بدی به او برسد، بیتاب میشود؛
و وقتی خوبی به او برسد، بخل میورزد.
#سوره_المعارج
بدهی فقط پول نیست؛
گاهی بدهی، یک کلام مهربانانه در لحظۀ شکستن است،
یا همدردی در وقت غم و اندوه،
یا همکاری در لحظۀ ناتوانی،
یا فانوسی در دل تاریکی،
یا آغوشی در زمان دلتنگی،
یا دستی بر شانه در وقت بیپناهی.
اینها بدهیهایی هستند که لازم نیست حتماً پرداخت کنید، اما فراموش کردنشان شرمآور است!
د. ادهم شرقاوی
بانوی خلاقم 🕊
چه واژههایی بودند که دل را لرزاندند و قلب را به وجد آوردند...
هر خط از نوشتهات، گویی شکوفهای بود بر درخت رفاقتمان.
و من چه بگویم در جواب مهری که بیهیچ چشمداشتی جاریست؟
تو از آن دلهایی هستی که بودنشان، نعمت است…
از آن دوستهایی که داشتنشان، افتخار است…
و از آن الهامبخشهایی که حتی سکوتشان نیز انگیزهایست برای ادامه.
نقاشیات برایم فقط یک تصویر نبود،
یک یادگاری از خلوص و صداقت بود…
و لقب بانوی هنرمند، چیزی نیست جز انعکاسی از روح زیبایت. 🎨✨
باشد که رفاقتمان همچون هنر تو،
جاودانه، پررنگ و پرنور باقی بماند.
و دعایم همیشه این است:
در اوج باشی، در آرامش، و همیشه در لبخند انشاءالله … 💫🤍
گر چی با این همه تعریفی که تو کردی این خیلی کم است اما فعلاً از من همینقدر بر میآید
ذوقی را که امشب با دیدن این متن برایم دادی واقعاً وصف نشدنی است🫠❤️🫀
#پاسخ_دل
#دلنوشته_رفاقت
#برای_بانوی_خلاقم

برای بانوی خلاقم🕊❤️🔥
میدانی رفیق او اولین نویسنده ای بود که همراهم حرف زد و می زند
او اولین کسی بود که احوالم را از صدق دل گرفت
او اولین کسی بود که مرا تشویق کرد تا رمانم را نشر بکنم
دوستش دارم …❤️🔥🫠
بانوی خوش قلب به مهربانی او تا حال ندیده ام
بانوی مسلمه و حافظ قرآن ….
ومن چقدر خوش اقبالم که با چنین بانو هم صحبت شدم …
من قلب مهربان و پرنور اش. ا دیده ام
او اولین کسی بود که هنر هایم را دید و تشویقم کرد
وقتی اولین رسامی ام را برایش به عنوان تحفه فرستادم
آنقدر مورد محبت هایش قرار گرفتم که همان ذوقی که سالها پیش گم کرده بودم را دوباره پیدایش کردم …
و او اولین کسی بود که بهترین لقب را برایم انتخاب کرد …بانوی هنرمند 🎨❤️🔥
اوست نشسته بر دل🕊❤️🔥
من به کی دل بدهم🤭..
این هم تکه ای از شعر من برای بانوی خلاقمیاد تان هست گفته بودم که برای تان تحفه دارم منتظر باشن 🤭😁
اول یک رسامی خوب اش بود خواستم برای تان اسکیچ کنم اما گفتم چی فایده وقتی نمیتوانم برایتان بدهم …
من یک کتابچه دارم دلنوشته هایم را مینویسم و از هر شخصی خاطره ای داشته باشم مینویسم رفیقم است 🥲😁
من به رفیقم از شما برایش نوشتم خیلی وقت پیش گفتم بیایم این متن را برای خودتان به عنوان تحفه ناچیز بفرستم چون بدانید برای بنده عزیز دل هستن 🕊❤️🔥🤭
حسهایی هستند که نام ندارند. نگران نیستی، آرام هم نیستی، غریب نیستی، اما اهل اینجاهم نیستی. نه دلت میخواهد بمانی، نه آرزوی رفتن داری. دلت میخواهد جایی که هستی نباشی، اما جای دیگری هم نباشی.
کاملاً معلق در هوا🫥
