چـکـامـهـ زار 🌘📜
Відкрити в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Показати більше434
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-330 днів
Архів дописів
دخترک، شوق عبادت داشت.
بعد از شبهایی که دلش از همه چیز خسته میشد، دلش میخواست با خالقش خلوت کند آنهم نه در اتاق بسته بلکه زیر سقف آسمان در فضای باز جایی میان عطر گلها و نجواهای شبانهی برگها.
آن شب، برق هم نبود و همین خاموشی شعلهی شوق را در دلش بیشتر کرد.
در صحن حویلی گلهای رنگارنگ در اطراف، و تاک انگور با خوشههای سبزِ آویزان، فضای دلانگیزی ساخته بودند.
ماه، دلرباتر از همیشه، بر آسمان سرمهای نشسته بود و ستارهها چشمک میزدند.
دخترک، سجادهاش را بر زمین گسترد و قامت بست.
نیتش فقط یک رکعت نماز وتر بود مثل شبهایی که حال دلش سنگین میشد.
اما حتی خواندن نمازش هم با اهل خانه فرق داشت.
وقتی نماز عشاء را به پایان میبرد، برای وتر، سه رکعت را پیوسته میخواند بدون نشستن در قعدهی رکعت دوم.
مادرش بارها تذکر داده بود: «ما که اینگونه به تو یاد ندادهایم!»
اما دخترک، پیرو سنت بود، نه فقط آموختههای نسل پیش.
در دلش میگفت: «بسیاری آنگونه میخوانند که به ارث بردهاند اما من آنگونه میخوانم که محبوبم صلي الله عليه و آله و سلم خوانده...»
و افسوس...
کجاست آنکه بفهمد،
کسی که درک کند،
وقتی راهت با مسیر عادتها فرق دارد.
#دوشیزه_ساداتدختر که باشی دوست داری کسی به کارت کار نداشته باشد فقط مشغول خودت باشی ساکت …
و جایی نرفتن🤝
شخصیت من خیلی عجیب است...
من از تنهایی لذت میبرم، ولی آدم اجتمایی هستم!
بعضی وقتا ساکت، بعضی وقتا پر حرف!
بعضی وقتا مهربانم، بعضی وقتا جدی ام!
بعضی وقتا چیزای بزرگی را میبخشم، بعضی وقتا از کنار چیزای خیلی کوچکِ رد نمیشم!
یک وقتایی پررو و یک وقتایی خجالتی..
یک چیزی که اصلا درکش برای خود من دشوار است...
دیگران کنار بمانند. :)
#دوشیزه_سادات
Repost from 🤍💌🤍
نجاتدهندهٔ اصلی خانوادهست. با کسایی که خانوادهشان پناهشان نیست، مهربان باشید! شما نمیفهمین زندگی برایشان چقدر سخت میگذره. 😶🌫
Repost from N/a
در کانال ها چکر میزدم یک کانال سوالش درگیرم کرد گفت اگر هفت ساله بودی برایش چی میگفتی همچین سوال ها بود ؛رفتم لینک ناشناس و این را نوشتم🫠🌚
چی مینوشتم !بسیار چیز ها بود برای نوشتن اما چی کنم که همه اش با ای کاش ختم میشود !
اما فقط یک جمله !بیشتر بغلش بکن چون او به سفری خواهد رفت که بازگشتی نخواهد داشت🔥…
Repost from N/a
دختر نمیتوانست حال این روز هایش را با واژه ها بنویسد چون واژه انگار همراهش قهر کرده بودند🔥…
Repost from منارة الهدی
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در یکی از جنگها بود که جوانی آمد و گفت:
«ای رسول خدا! اگر در این جنگ کشته شوم، آیا گناهانم بخشیده میشود؟»
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمود:
«آری، اگر در حال صبر و امید به پاداش خدا بجنگی، گناهانت پاک میشود.»
جوان گفت:
«من تا دیروز گناهکار بودم و کارهای بد میکردم، ولی اکنون توبه کردهام و میخواهم جانم را در راه خدا بدهم.»
جنگ آغاز شد. این جوان شجاعانه جنگید تا اینکه شهید شد.
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بالای پیکرش آمد و فرمود:
«او راست گفت و خدا به وعدهاش وفا کرد.»
یعنی همانگونه که آرزو داشت، خداوند تمام گناهان او را بخشید.
منبع: صحیح بخاری، کتاب الجهاد، حدیث شماره ۲۸۱۸ و روایات مشابه در صحیح مسلم
أحبُّك، کأنكِ آخرُ الأحبّةِ لي علي وجهِ الأرض./
تو را دوست دارم،
چنان که گویي تو آخرین عزیزانِ من بر روي زمیني.
Repost from رُوحُالقَمَرِ🦢🌙
عشق انتخابی نیست جانم.
تو را مخیّر نمی گذارد؛ که اگر دلت خواست به آن تن دهی
و اگر به صلاحت نبود از آن امتناع کنی.
عشق وحشی است.
به یکباره شبیخون می زند: و تو تا به خودت بیایی
می بینی که خلع سلاح شده ای.....💙🤍
تنها خدای منان جبران کند و تنها موسی زمان درمان کند الهی دادرس مظلومانی، به داد مظلومان برس!
